X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1386

همین دیروز بود تازه اخبار کتمان صلا حیتم را شنیده بودم که صدای تلفن همراه خبر از ارسال بیام کوتاهی را داد بازش کردم خیلی جالب بود تبلیغ نامزد رقیب انهم نامزدی که عامل حذف اینجانب از صحنه شده بودخواندم وشعری بود از ان نوعی که در وصف کسی می سرایند ولی هیچ اثاری از ان در وجود طرف نیست و.....بگذریم خواستم کمی با طرف شوخی کنم وتاکیدی کنم بر ازاد اندیشی خودم که برای این نوع ادمها به صحنه امده ام ولی سیاست اینقدر نامردی دارد که برادر را در برابر برادر میگذارد زنگ زدم وبا ترفندی خاص وی را شناسایی کردم وبعد خودم را معرفی کردم خیلی جا خورد وناراحت ولی نگذاشتم زیاد اسیب ببیند قولش دادم به کاندیدش رای بدهم!!!!!!    ودر انتها گفتم سلام بابات را هم برسان جالب اینکه ایشان نیز از مخالفین من در این عرصه بودند گفتم و خداحافظی کردم ساعتی گذشت زنگ تلفن بصدا در امداینبار با شرمساری بیشتر وبرای عذر خواهی ولی......یادم امد به جریان عمروبن عبدوود :اوخدو انداخت بر روی علی اقتدای هر نبی و هر ولی و........        ومن سریع دلداریش دادم که:در حکومت اسلامی ازادی حاکم واندیشه ها ازاد عقیده شما هم برای من مسلمان واقعی محترم و....ولی خیلی نگران ونادم از کرده خود پشیمان و.....   لحظاتی به فکر فرو  رفتم و ارزو کردم که :ای کاش همه بندگان خدا از ظرفیت بالایی برخوردار بوده وهر عملی را با تعقل و تفکر انجام میدادند وعقلانیت را بر احساسات غلبه میدادند