X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1387

اگر چه دیروز لختی در مدح و ستایش مادر بیان شد لیکن ارزش و قداست و منزلت و مقام مادر را نتوان با دو خط و عبارتی کوتاه بازگو کرد که ایشان با کوله باری از مرارت و زحمت ومشقت تحمل جنین و اسیب ودرد بسیار در تولد فرزند و سپس پرورش نوزاد تا منزلتی که بتوان خود بر پای خود ایستاده و به حیات ادامه دهد انچنان حقی سنگین بر گردن نوع بشر دارد که نتوان از صواب عظمی ان سخن بمیان اورد و بنابراین این مهم باعث شد که در ساعاتی شریف از روزی عزیز و حسب وظیفه ای غلیظ کلامی ثقیل بر شخصی عظیم برانم .دیروز از اخبار سیمای ۱ گزارشی از اذربایجان پخش شد ؛از خانواده که پنهان ماند لیکن از شما چه پنهان ؛در حالیکه غذا را تناول میکردم عقده کردم و اشک در چشمانم حلقه زد ؛دوست دارم باور کنید و اصلا اغراقی در کار نیست به میمنت روز مادر مادری بی سرپرست را در خانه ای همجون دخمه با دو فرزندش بنامهای پوریا و پرهام نمایش می داد که نمونه ای بسیار از احساس و مهر مادری بود ایشان چهره ای معصوم ولی سوخته در ظاهر به دلیل اتش سوزی منزلش در شبی داشت که در حین اتش سوزی فرزندانش در چمبره بی رحم و لهیب سرکش شعله های داغ وسوزان ونفس گیر اتش لحظات پایانی عمر خود را سپری می کردند و مادر که بجز رب ودود فریاد رسی نداشته و مردم نیز هراسان از ترس نابودی و سوختن کاری را نمی توانستند انجام دهند تصمیم به نجات ایشان می گیردو بی پروا واز جان گذشته یک تنه خود را به وادی هولناک و لهیب گداخته اتش می زند و خدای مهربان مساعدت کرده و پرهام و پوریا نجات می یابندواما مادر را چه میشود چهره زیبای مادر را شعله ها می سوزانند تا درون این تصویر زیبای عطوفت ما اوج مهربانی و مهرورزی را به عینه شاهد باشیم و در ادامه رنج محرومیت هایی را که باید این مادر توانا در تهیه ارتزاق و اذوقه و ....برای فرزندان بی سرپرست خود با کار در خانه های مردم تحمل کند تا انان بتوانند در فردایی بهتر برای وطنشان خدمتگزاری صدیق باشند. ایا بهتر نیست نهادهایی از افرادی اینچنین حمایتی جانانه کنند ؟