X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1388

سالیان متمادی از خلقت نوع بشر گذشته و امروز شاهد طی طریق توام با ارتقاءسطح زندگی و روشهای برخورد این موجود با سایر موجودات و از انجمله همنوعان خود میباشیم و همین ارتقا موجبات ترقی و تعالی و تکامل انسان را افریده و ایشان را نسبت به سایر موجودات برتر و بدان عقل واندیشه عطا کرده است بنابراین یکی از بارزترین خصلتها که بعد از عقل بدان مجهز گردیده احساساتی است که در تکمیل عقلانیت با نقشی بسیار موثر در خدمت سایر همنوعان قرارش داده تا هرانچه در شادی و غم اتفاق می افتد را دخالتی از نوع دخالت بشری تاثیر گذار باشد و بدین لحاظ است که روش زندگی انسان را در خلقت و زیستن اجتماعی بودن تفسیر و در اکثر اوقات ومقاطع بزرگان و صالحان و ائمه و...بنوعی خلق الله را دعوت به احساس همدیگر و بقولی درک همنوعان کرده اند واین بشارت که از تمامی رده های ارشادی چه مذهبی و چه سیاسی و .....نشات گرفته بسته به مقاطع زمانی و مکانی و نوع نگرش مکاتب در ادوار مختلف دچار تغییراتی گردیده که علاوه برشرائط محیطی تاثیرات مهمتری را از ژنتیک افراد نیز داشته است و بنظر میرسد که بیشترین احساس را در میان ملل جهان وکره خاکی هم میهنان عزیزمان داشته اند که از نسلهای گذشته تحت تاثیر ژنوتیپ های موجود درکشور با نشان دادن همدردی و احساس مشترک با اقشار مختلف مشارکت جدی را در رفع مشکلات همنوعان خویش داشته اند و از این منظر است که در مباحث قبل شدت احساسات را در مردم میهن خود وابسته به محیط ومحل سکونت دانسته و براین منوال  در پاسخ یکی از دوستان وبلاگ نویس که ایام تعطیلات را از تهران به جنوب طی طریق کرده و در این منطقه با میزبانی خوب هموطن جنوبی خود روبرو شده بود عنوان داشتم . 

در همین رابطه بنظر میرسد که هرچه سطح زندگی افراد بالاتر رفته و در وضعیت مناسب زندگی کنند دردها والام همنوعان را کمتر دیده و مورد توجه قرار میدهند و چه بسا در صورت رویت این گونه زیستن ها چشمها را به عمد بسته و سعی بر گذر از انها میکنند لیکن در طیف اسیب پذیر علیرغم نداشتن امکانات مناسب وابزار مطلوب سعی براین است هرانچه را که دارائی دارند با هم مصرف کرده و دست بر کلاه خود به تنهایی نداشته باشند و از همین منظر است که تعاونو عل البر وتقوا را بنوعی بر دیده منت گذاشته و بران عمل میکنند ودراین رابطه امام علی را بعنوان الگوی کمک به دردمندان و یتیمان خوانده و معروف است که ایشان نان شب خویش را برای سیر کردن یتاما و المساکین عطا میکرده اند و سوالی که پاسخی نداشته است اینکه چرا انسانها هرچه غنی تر میشوند محتاجتر و از انسانیت عاریتی کمتر نصیب خود میکنند وبراین اساس است که احساسات را در مردم عادی و کمتر به سمت الیناسیون شدن را پررنگتر و با معنویت بیشتر میتوان مشاهده کرد و روح معنویت بهمراه ماشینی شدن زندگی کم رنگتر شده و با هم زیستن انسانها و درک همدیگر نیز بالطبع کمتر بنمایش گذاشته و روز بروز بر مادیت ان افزوده میگردد و بر ما واجب است که در این اثنا نقش خود را برای افزایش روح معنویت در جامعه ای که متعلق به همه ماست بیشتر کنیم انشاالله