X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 8 خرداد‌ماه سال 1388

 

شاید شما هم با من هم عقیده اید جمعه ها را می گویم اری روز تعطیل نه تا ظهر بلکه حوالی عصرگاهان انجا که به سمت غروب میرویم و نه این هفته که خداوند سفره پر نعمت حبیبی خدا را گسترده اری دیروز که برای دیدار پدر و مادر خانم که بتازگی از سفر مکه مکرمه بازگشته اند رفته بودم تا حین این سفر با همشیره زاده که بتازگی از سفر هند امده اند ملاقات کنیم به اصرار این مادرو پدر را نیز برای سفری به شهر محل کارمان که از اب و هوایی بهتر از شیراز برخوردار است اوردم واگرچه ایشان حضور داشتند و به گرمی جمع خانواده افزوده بودند بازهم غروب جمعه همان حال و هوا را داشت که پدر همسر به سراغ قرائت قران رفته و من نیز وارد دنیای مجازی شدم وهمچون همه اوقات ابتدا سراغ وبلاگ تا ببینم دوستان چه گفته اند تا از فرمایشاتشان بهره برم و قدومشان را که نشانه ای از عطوفت و احساس و انسانیت انها است را برچشمان خود پاس داشته و تشکر کنم و بنابراین سراغ کامنتها رفتم و اما..................چند مدتی است دوستی معلم نظرم را جلب کرده بود و از امدنش بس خرسند که گاه با مطالب پربارش بارم را افزون میکرد که از نظراتش گاه استفاده کردم البته در وبلاگ وگرنه نظراتش برای خودم همیشه قابل استفاده بود و امروز یاری کرده بود اری همان

 پژمان عزیز که گاه از نقطه نظرات وزینشان در پستها نیز استفاده کرده و به بنده افتخار داده اند لیکن حداقل انتظار این را نداشتم که بسیار مرا کرم کرده و به دوستان دیگر نیز سفارش دهند چرا که قابلیت مطالب من در حد و اندازه و قواره و شخصیت معلمان زمان نیست که وقت خویش را اختصاص دهند و از این باب با بانوی سیب اشنا شدم اگر چه با نام غریبه امده بود لیکن پس از پاسخ به کامنت ایشان از روی ادرسی که برای اولین بار داده بودند به سراغ وبلاگشان رفتم وانجا شاهد انسانیت  ایشان  شدم که بسیارمقرب به  فرشته اند و  با مطالعه مطالب و اشنایی با احوالات به حرمت انها در بارگاه ربوبیت پی بردم و اگرچه مدتهاست که می ایند ولی من را شرمنده احسان خود کرده که بی خبر امده و بنده نیز بی اطلاع از حضورشان و از همه مهمتر اینکه بدون  هیچگونه اطلاعی از لینک وبلاگ حداقل ساده ترین عمل را که تشکر از ایشان بود را انجام وظیفه نکرده ام که به همین خاطر لازم دیدم به یمن حضورشان این پست را به ایشان اختصاص و با کسب اجازه از محضرشان ادرس وبلاگشان را در اینجا ثبت کنم چرا که این دوست فرزند جانبازی است که برای اعتلای نام ایران عزیز واحیاءتفکر اسلام ناب در جنگی نابرابر به درجه رفیع جانبازی مفتخر شده و کوله باری از صداقت و رشادتند  .اری وظیفه خود میدانم بعنوان کوچکی از جامعه بزرگ ایران عزیز بر دستان همه کسانی که برای حفظ حرمت و قداست نام ایران جانفشانی کرده اند بر دستانشان بوسه زده و از خداوند متعال طلب صبر و اجری جمیل را داشته باشم . 

http://banouye-sib.blogsky.com 

امید که بتوانیم گوشه ای از رشادتهایشان را در عرصه دفاع مقدس با حرمت به تفکرشان جبران کنیم.انشاالله