X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 4 مهر‌ماه سال 1388

عدالت در قاموس فرهنگ فارسی با اموزه های دینی واژه ای بسیار زیبا و شعف برانگیز است و نمونه بارز انرا امام همام علی در تاریخ اسلام به عاریت گذاشته و سمبل و الگویی را از کونو لظالم خصمنا و للمظوم عونا را در عرصه گیتی و برای اجرای منش و شخصیت انسانی متداول کرده اند وانانی که بنام انسان پیوندی گسستنی را با دنیای مادی برقرار کرده اند نیز بر اساس شعائر مذهبی و اعتقادات درونی که برای افرادی فطری و خیلی عظیم بر اساس مطالعه و شناخت جامع و کامل است رستاخیزی است که بانام معاد و رسیدگی به اعمال و کردار بنا نهاده شده و بنابراین این واژه مقدس و زیبا را هم در معرفت انسانی و هم اموزه های دینی ارزشی دوچندان داده و تمام بر ان فرض پایبندی دارند و در هر جا ظلمی بر مظلومی روا داشته شود کوس رسوائی ظالم بر اسمانها و زمین بلند شده و همگان بر ان شوریده و نفرین میکنند و بنابراین ر اینچنین فضایی رواج ظلم را نباید نظاره کرد و دنیایی را مملو از عدالت و برابری شاهد و ناظر بود لیکن اگر در شعار اینگونه حرکت کرده و امال و ارزوها براین منوال طراحی میشود در عمل در اکثر زمانها و مکانها اینگونه نبوده و ظلم رواج داشته و براساس این عمل فاصله ها دوچندان گردیده است اگرچه اسلام در سبیل و طریقت خود لیس للانسان الا ماسعی را می اورد و بهره کار را برهرکس حلال و هرکس را بهره برداری از هرانچه خود تلاش کرده دعوت میکند لیکن شکاف طبقاتی حاکم بر جامعه چه جهانی و چه در کشور خودمان نگاه ها را به سمت و سوی دیگر هدایت کرده و از واقعیات دور میکند با این مقدمه و براساس قولی که در پست قبل دادم وارد گوشه ای از سفرنامه میشوم و اگرچه دوست داشتم از کل سفر بگویم لیکن فرصت و مجال اندک این توفیق را نصیب نمیکند و بنابراین از اقا حشمت کیش سخن به میان می اورم و برای ورود فضا را برای ان عده از دوستان که تا کنون توفیق عزیمت به جزیره را نداشته اند بگویم که از جمله مناطق ازاد تجاری که صادرات وواردات را تغییری با حدود و ثغور مرزهای کشور داراست و امکاناتی فراهم است تا افرادی برای رفع خستگی و تجدید قوا و نرفتن به کشور های دیگر تلاش کنند جزیره بسیار زیبای کیش است و بنده نیز بنا به دعوت خویشی در عید سعید فطر عازم به این مکان شدم و اگرچه برای چندمین بار بود لیکن تغییرات همیشه دنیایی دیگر را در دیدگان به نظاره مییکشد و بنابراین بازهم تازگی انرا میتوان بعینه دید در این منطقه رطوبت بالا و دمای بسیار زیاد و ارتفاع کم و صفر از دریا شرائط تنفسی را برای مسافرین مهیا کرده و بازارها و خیابانها و امکانات خوب تفریحی و...........حداقل برای مدتی اندک مسافرین را از دنیای پر اشوب و دغدغه زندگی عادی خارج میکند و برای بنده نوعی که در همه ایام شرائط شغلی دغدغه هایی را دارد فرصت مناسبی بود لیکن ............. 

خودم نیز نمیدانم چرا ساختار شخصیتی و علقه های اجتماعی و انسانی در هر جا و شرائط مرا به سمت و سویی میکشاند تا با انسانهایی همراه و همگام شوم که از درون مشکلات خاص را داشته و خود را مسئول پی گیری و حمایت از این قشار میدانم و به همین دلیل حسب اشنایی یکی از همکاران اقا حشمت که از دیار مردانگی و غیرت و استانی فعال همچون چهارمحال امده بود اشنا شدم وی کهمدتی حدود چهار سال را از دیار ترک وطن کرده و برای کار به جزیره رفته بود در تاسیسات یکی از بزرگترین بازارهای جزیره مشغول و علاوه براین امر به اشپزی و نواختن نی و ...نیز اشتغال داشت و من نیز هرشب برای دیدار این عزیز و همراهان وهمولایتی هایش اقا مجتبی و اقا نیما به ان بازار میرفتم و جالب اینکه با همه وجود و سادگی از حقیر پذیرایی میکرد حتما شما پذیرایی را به خوردن و اشامیدن تعبیر میکنید ولی نه بدلیل نبود مکانی خاص در قسمت تاسیسات این بازار با نواختن نی و التی از موسیقی که مخصوص مناطق بندری است فضای ان مکان را دل انگیز و انسان را به ارامشی عجیب دعوت میکرد و شاید باورتان نیاید که علیرغم مسئولیتی خطیر تنها ماهی چهارصد هزارتومان دستمزد دریافت میکرد و خوشحال از دادن اسکان در گوشه ای ازاین بازار به ایشان و جالب اینجاست که این عزیز امکانات را برای همنوعانی فراهم میکرد که از هر فروشگاه انجا معادل مبلغ حقوق ماهیانه ایشان خرید میکرد ند و دغدغه ای نیز نداشتند و انجا بود که همچون سایر مکانها شاهد شکاف بسیار بزرگ بین غنی و مستضعف شدم و هر چه می اندیشم نمیدانم چرا اینگونه افراد و افرادی همچون کشاورزان و ...........که کر و تلاش بیشتری میکنند از درامد کمتری برخوردار و افرادی که ............................. 

و بدین سان فقیران را در میان مرفهین کم رنگ دیدم  لیکن معنوین وجودشان انچنان نورانی است که چشمان  .................خیره کرده و امید به ظهورش تا عدالت گسترده شده و حق به حقدار .