X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
یکشنبه 30 خرداد‌ماه سال 1389

هنوز رطوبت حاصله از ورودم با کفش به ابهای ابشار مارگون در شمال غربی شیراز از بین نرفته است که درد و الام حاصله از شوک وارده در لحظه ورود به منطقه و دیدن نمای دور ابشار تنم را بلرزه واداشته است . 

برای پنجم و یا ششمین بار بود که خداوند توفیق داد تا بار دیگر با حضور در این طبیعت زیبا که نشانه ای بارز از قدرت باریتعالی است به دیار سپیدان بروم انجایی که در انتهایی ترین ناحیه زاگرس جنوبی واقع است و در طول عصرها و نسل ها همه افریدگان و موجودات زنده از مواهب و منافع ان بهره برده اند وچه بسیار که امدند و از نعم بیکرانش استفاده  بشکرش نیز مزید کردند و اندر توانش به شکرش تعظیم فرو بردند لیکن پروردگار عالمیان را باید به نهایت وجود یاد کرد و از محضر پر برکتش استمداد طلبید چرا که من انچه را امروز رویت کردم خطری بسیار سهمگین و اندوهناک در عاقبتی است که شاید به چند روز و ماه نیز تامل نکند که قطره ای نیز از وجود مایه حیاتش را برای رفع تشنگی حاصله از خشکسالیهای قبل و پیش رو نازل نفرماید چرا که در دیده من خزه های موجود که روزی بدلیل وفور مایه حیات نازل شده وغلیان کرده از چشمه های جوشان ک.ه های سر بفلک کشیده تشنگی این گیاه را مرتفع میکرد بدلیل قلت اب رنگی زرد را به خود گرفته و نمای بسیار جالب و طرب انگیز ابشار را به نمایی ترسناک که فریاد کشنده ای را از خود برمی تاباند به نمایش گذاشته است و اینجاست که حقیر نیز بعنوان فردی که اینده بحرانی بلحاظ خشکسالی را در تفکر خویش مجسم میکنم از تمامی بندگان مخلص درگاه ربوبیتش استدعای دعا برای تغییر در شرائط جوی   و    و ضعیت کنونی را طلب میکنم باشد که این دعا ها فرجی باشد برای گشایش در اموری که به حیات بشریت بسته شده است .