X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
پنج‌شنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1392

امروز دربین نامه های الکترونیکی یا همان رایان نامه خودمان که معمول گردیده تا پوزه بیگانه را بهم بمالیم و در هم بکوبیم مطلب بسیر زیبایی از استادخودم اقای عرب نیا واصل شده که برای حاکمیت نشاط و شادابی و استمرارعمر البته از نوع خوبش باید مطمع نظر قرار گیرد ولذا از انجایی که دراین صفحه قرار براین است درعلم اموزی و خوب زندگی کردن باهم باشیم بازهم این مطلب با تشکر از استاد خوبم دران کلاس درج میگردد: 

بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار می داد.
حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت می شد. از هیچ یک از تکنیک های متداول شکنجه استفاده نمی شد اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود. زندانیان به مرگ طبیعی می مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی کردند. بسیاری از آن ها شب می خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی شدند. آن هایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمی کردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می ریختند.
دلیل این رویداد، سال ها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد :
 
·    در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده می شد. نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمی شدند.
·    هر روز از زندانیان می خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند، یا می توانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند.
·   هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می کرد، سیگار جایزه می گرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمی شد.
·  همه به جاسوسی برای دریافت جایزه که خطری هم برای دوستانشان نداشت عادت کرده بودند.
 
تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است
 
·         با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید زندانیان از بین می رفت.
·         با جاسوسی، عزت نفس آنان تخریب می شد و خود را انسانی پست می یافتند.
·         با تعریف خیانت ها، اعتبار آن ها نزد هم گروهی ها از بین می رفت.
 
و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.
 
این سبک شکنجه، "شکنجه خاموش" نامیده می شود.
 
دوست خوبم ... بیندیشیم: در زندگیمان به چه میزان خودمان و اطرافیانمان را به صورت خاموش شکنجه کرده ایم؟
 
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
...
زندگی: پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم