X
تبلیغات
نماشا
رایتل
پنج‌شنبه 25 مهر‌ماه سال 1392

همین امروز عصربود عصرچه عرض شود نه اینکه پائیز باهمه زیبائیش روزهای کوتاهی را در خود دارد بنابراین تا بخودایی شب است اما تفاوت شب وروز برای خیلی ازانسانها بسیارمتفاوت است قبل از هرچیز این را بگویم که موضوع مطلب امروزرا درصدد بودم تا باعنوان "لیس للانسان الاماسعی" انتخاب کنم اما انقدربرخورد ساده بود که ترجیح دادم بهمین سادگی انرا بیاورم اماچه شد؟: 

درخیابان منتظرایستاده بودم تا خانواده خریدی انجام دهند و مابقی اوقات را در پناه خدا در منزل و در جوار اعضاء خانواده بسر برم رادیو روشن بود از اخبار روز و از وقایع اتفاقیه در ژنوواینکه مذاکرات این دوره باری بهتر از مابقی ادوار داشته و بنحوی علمی تر و منطقی بوده و از قول حضاردر 1+5احتمالا میتواند اسبابی را برای حفظ حقوق مردم ایران و پایان دادن به وضعیت موجود رافراهم اوردکه.................. 

اصولا رفتگران شهرداری درنیمه های شب راهی محل کار شده و نیمه های شب انهایی که درخیابان ها درتردد هستند ایشان را که مشغول کار هستند را ملاحظه فرموده اند اما امروز این لباس مقدس را درحالی دیدم که ابتدای شب مشغول بود و به اتمام کار نزدیک میشد و دقایقی را در نگاه خویش ایشان را ملاحظه میکردم که درکنا اتومبیلم جلوس کرد و شیشه را که پایین بود نظاره کرد و شروع به سخن کرد: 

سلام  

علیکم سلام خسته نباشید  

اقا میشود جسارتی کرده و خواهشی کنم؟ 

امربفرمائید.  

موتورسیکلت من در خیابان ......بدلیل نداشتن بنزین امروز صبح خاموش شده و بایدمقداری پول تهیه کرده و ازپمپ خریداری و انرا راه اندازی کنم میشود............ 

اری معنی کامل لیس للانسان الا ماسعی را دراینجا بعینه دیدم  ودرجالیکه اتومبیلهای شیک درعصر پنچشنبه مسیر خیابان چنچنه را با رانندگی انهایی که بوییی از زحمت و مرارت نچشیده اند ویراژ میدادند وجهی اندک را در دستان پینه بسته رفتگر محترم شهرداری گذاشتم تا بنزین موتور رافراهم کرده و به .................کجا ؟منزل برود ایا از خود پرسیدم که کسی که وجه مورد نیاز بنزین موتور را ندارد نان زن و فرزندان را .................. 

چه گویم جز ............