X
تبلیغات
نماشا
رایتل
دوشنبه 20 آبان‌ماه سال 1392

بازهم تاخیر واین بار بازهم مشغله کاری بسیار زیاد و حجم انبوه امورات زندگی که هرروزه نیز بیش از گذشته و نمیدانم کی بایستی به اتمام برسد و صد البته همه دوست دارند مشغله ها و فشارهای زندگی قبل از .....به اتما م برسد تا شاید زندگی در اسایش و رفاه وبدون دغدغه نیز تجربه شود تا ببینیم خداوند خالق هستی برتقدیرمان چه رقم زده است، تاسوعاوعاشورا حسینی نزدیک میشود و در این محرم چه بسیار سعادت برسینه زدن و عزای امام را داشته و در مجالس و محافل شرکت کرده اند وامید که شمانیز در زمره این عزیزان اما از دل و جان و برای ماندگاری خط سر خ شهادت فرصت و مجال مشارکت را داشته  باشید. 

مدتهابود موفق به استفاده از فضای مجازی نشدم تا امروز که فراغ بال پیدا کردم اگرچه در فقدان مردانی کوشا از روستایمان همچون مرحوم حاج میرزاعلی وبرادرشان مرحوم حاج میرزاحبیب پدرشهید وارسته رجبعلی زارع که مدتی بسیار اندک وکوتاه پس از مرگ برادر دارفانی را وداع گفتند و امروز که خبر در گذشت مرحوم حاج علیمراد را شنیدم  بسیار متاسف شدم اما زندگی همین است که انالله و اناالیه راجعون . 

استاد ارجمند و برادر گرامی متونی شیواودلنشین از گرامیداشت منزلت و چایگاه پدر ومادر را برایم ارسال کرده اند که بازهم از ایشان همچون گذشته تقدیر و تشکر میکنم.  

 

 

سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه
اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش!
--------------------  
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو، صبوری! مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ،دلواپسی! مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری ! مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد! مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود!
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن....
--------------------  
پدرم هر وقت میگفت "درست میشود"...
تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!
--------------------  
مردان پیامبر شدند؛
و زنان مادر؛
قداست پیامبران بارها زیر سوال رفته است؛
ولی قداست مادران هرگز..!
--------------------  
آدم پیر می شود وقتی مادرش را صـــــــــــــــــــــــــــــدا میزند اما جوابی نمیشنود.........
ممماااااااااااادددددددررررررر..............
--------------------  
تو 10 سالگی : " مامان ، بابا عاشقتونم"
تو 15 سالگی : " ولم کنین "
تو 20 سالگی : " مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"
... ... ...
تو 25 سالگی : " باید از این خونه بزنم بیرون"
تو 30 سالگی : " حق با شما بود"
تو 35 سالگی : "میخوام برم خونه پدر و مادرم "
تو 40 سالگی : " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم!!!!"
تو
 
هفتاد سالگی : " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...!
بیاید ازهمین حالا قدر پدرو مادرامونو بدونیم...
از اعماق وجودم اعتقاد دارم که هر روز، روز توست
...
--------------------  
بهشت از آن مادران است در حالی که به جز پرستاری و نگهداری از فرزندان ، هیچ حق دیگری نسبت به آتها ندارند و برای بیشتر چیزها اجازه ی بابا لازم است !!!!!
--------------------  
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری
--------------------  
اگر 4 تکه نان  خیلی خوشمزه وجود داشته باشد و شما 5 نفر باشید
کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید (( مادر )) است