X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1393

تجلی تمامی خوبیها و الگوی تمام عیاری از مهربانی و صفا و مهروعطوفت و......مهمتر از همه سنگ صبور و زحمت کش و اماده هرفرمان از خانواده که حقا هم ایشان خانواده را همه وجود خویش میداند دریک کلمه بسیار بامحتوا و زیبا مستتر میشود و ان نام زیبای پدر است وچه بجاست که هشدار دهیم قدردانشان باشید تا در زمان حیاتشان هرانچه خوبی است را از جانب گل باغشان شاهد باشندکه بعدازمرگ غصه خوردن گذشت زمان بی فایده و جبران مافات قطعا امکان نمیباشددیروز روزمیلاد باسعادت اسوه عدالت و حریت وشجاعت و..بود و همزمان روزبزرگداشت پدر که ضمن تبریک این یوم خجسته توجه عزیزان را به مطالبی در ارتباط باجایگاه پدر جلب میکنم ضمن تقدیر از برادر عزیزم عرب نیای عزیز که مارا از این مطالب مستفیض میکنند.  

 

 

 

ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،
ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،
اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد .
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،
که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست .
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم .
  

-زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز 

 

***راحت نوشتیم بابا نان داد !
بی آنکه بدانیم بابا چه سخت ، برای نان همه جوانیش را داد ..
***.

 

ســـَــر ســُـفره چیزی نبود . . .
یــخ در پــارچ
وپدر

هــر دو آب شــدند ! ***
 

 

 

چــه دنــیای بی رحمــیست . . .

پدر مثل خودکار می مونه
شکل عوض نمی کنه
ولی یه دفعه می بینی که نمی نویسه
مادر مثل مداد می مونه
هر لحظه تراشیده شدنشو می بینی
تا اینکه تموم می شه  
***خدایـــا !!!
به بزرگیـــــت قســـم.....
توعکس های دست جمعی....
جای هیچ پدر و مـــــادری رو خــالی نذار.....
آمیـــــن
**دخـتــَــر کـه بــاشی
میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ
آغــوش گــَرم پـــِدرتـه
دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی
کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و
دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی
دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه
هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی
چه بـاشه چـه نبــاشه
قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته 
پدر؛ تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست.. اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند؛ و با وجود همه مشکلات, به تو لبخند زند تا تو دلگرم شوی که اگر بدانی ... چه کسی ، کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل آرام رویاهایت رسانده است؛ "پدرت"را می پرستیدی...... ***
 
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری***
 
خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد***
 

***زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من.
 زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر... ***