وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد
وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد

تشکر ویژه

با وجود گذشت مدتی بسیار کم از راه اندازی سایت و علیرغم اینکه بدلیل حضور در فعالیت های انتخاباتی نتوانستم انطو رکه شایسته شما خوبان بود در ارائه مطلب تلاش کنم لیکن محبت ها و بروز احساسات انسانی شما در مراجعه به این مکان متبلور شد و بنده حقیر را مورد لطف وبزرکی خود قرار دادید بنحوی که تعداد مرجعات امروز از مرز ۲۰۰۰فراتر رفت که این محبت شما وظیفه من را سنگین تر که جا دارد صمیمانه ترین تقدیر های خودم را نصیبتان کنم امیدوارم بتوانم جبران کنم.

التزام کاری

بر اساس اصطلاح رایجی که در زبان شیرین فارسی خودمان مورد استفاده قرار میگیرد :(از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است )هر فرد ایرانی برای رسیدن به امال و ارزوها بایستی با توسل به اراده وپشتکار و الهام از اندیشه خود برای برنامه ریزی و استفاده بهینه از اوقات وفرصتهای خدادادی حداکثر تلاش ومساعی لازم را برای ارتقا و افزایش اقتدار ملی و میهنی بکار برد بنابراین نمی توان بدون تولید و رسیدن به رشد در شاخصه های مختلف علی الخصوص اقتصادی که در حال حاضر بعنوان یکی از بارزترین دغدغه های ملت صبور ایران اسلامی قلمداد میشود به اقتدار رسید یادم می اید  بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی که به درایت وزعامت ان پیر سفر کرده رخ داد همزمان با اغاز بکار دولت محترم جناب مهندس موسوی اقای مهاتمیر محمد هم در مالزی خدمت را اغاز کرد با این تفاوت که مالزی همچون ایران از منابع غنی و اندیشه های ناب برخوردار نبود لیکن ایران دارای همه امکانات برای پیشرفت وتوسعه بود ولی چرا مالزی با جهش خوبی کار را ادامه میدهد اما ایران نه به ان اندازه؛ جناب مهاتمیر واژه زیبای ؛ وجدان کاری ؛را مورد استفاده قرار می دهد در حالیکه  انقلاب اسلامی اینگونه واژها  را با خود حمل و برای ملتی بزرگ به ارمغان اورده ؛ بنا براین مشکل کار کجاست بنظر میرسد که باید برای برون رفت از وضعیت فعلی و رسیدن به ارمانهای بلند امام فقید که از همه چیز خود برای استقرار عدالت و پایداری اسلام گذشت ما هم وجدان های خود را بیدار کنیم و کار توام با برنامه و بهره وری را پیشه خود کرده و دیگر خود و جامعه را دچار خود فریبی نکنیم .نوروز را با حال و هوایی دیگر اغاز کرده و تعطیلات را با نشاط بیشتر سپری کرده و برای تعالی جامعه امان انصافا از هیچ کوششی دریغ نورزیم . این مردم شایسته رسیدن به قله های رفیع و بلند اقتدارند ؛پس ما هم .......................همه با هم برای ایرانی مستقل و در حد نام ایرانی تلاش کنیم .

ایام بکام

باسلام وبا امید به اینکه تا این لحظه توانسته باشید از آداب وسنن ایرانیان باستان برای استفاده مطلوب از ایام نوروز بهره گرفته و ضمن استنشاق هوای لطیف و بهاری که یکی از نعمتهای بی نهایت سبحان کریم است که به بندگان خود عطا کرده موفق به انجام دید وبازدیدها و صله رحم نیز شده وخدای ناخواسته اگر کدورتی نیز وجود داشته( که صد البته وجود نداشته است )نسبت به رفع ان اقدام کرده اید و از طرفی نیز انانیکه ازفرصت بوجود امده ایام تعطیل عید سیر وسیاحت را بر ماندن در منزل ترجیح داده و بویژه راهی جنوب کشور شده تا با احساسات گرم ومهمان نوازانه اهالی جنوب بیشتر اشنا شوند "به ان وضعیت و انتظاری که داشتند رسیده و با رفع خستگی ناشی از کارهای روزمره وسالیانه به خواسته اهل بیت منزل که ایجاد تغییر در زندگی یکسان در خانه هم پاسخی مثبت داده و......خلاصه کلام اینکه در افزایش روحیه و تجدید قوا برای اغاز سالی دیگر با عزمی جدی تر از گذشته تلاش لازم را کرده و با امید به فردایی بهتربرای توسعه یران اسلامی به امال وارزوها ی دیرینه جامه عمل بپوشانیم .از طرفی دیگرامسال توسط مقام معظم رهبری بنام نواوری و شکوفایی نامگذاری شد که بدون شک در کشوری که منابعی سرشار و اندیشه هایی والا دارد تمسک به نو اوری در جهت شکوفا شدن استعدادها در همه زمینه ها باید مورد توجه وعنایت مدیران واستراتژی سازان این مرزو بوم قرار گیرد که امیدوارم به این مهم توجه ویژه شده تا بتوانیم در جهان کشوری شاخص ودر شان ومنزلت مردم ایران عزیز باشیم.

تحول در احوال

(یامقلب القلوب والابصاریامدبرالیل  والنهار؛یا محول  الحول والاحوال ؛حول حالناالی احسن الحال)  

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد    عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

ارغوان جام عقیقی بسمن خواهد داد    چشم نرگس به  شقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل   تا سراپرده گل   نعره   زنان خواهد شد 

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر   مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

ای دل ار عشرت امروز بفردا فکنی          مایه نقد بقا را که  ضمان  خواهد  شد؟

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت    که به باغ امداز اینراه و از ان خواهدشد

مطربا مجلس انس است غزل خوان وسرود   چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد

خداوند منان را سپاس که سالی دیگر فرصت حیات برای خدمتگزاری بمردم شریف وفهیم ایران اسلامی را به ما ارزانی داشت اینک که خالق مهربان زمان حیات مجدد به طبیعت زیبا را هدیه می کند تحول در احوال را با قلوب سرشار از صداقت وتدبیر برای تحول در جامعه جشن میگیریم.

خجسته عید باستانی را که با میلاد حضرت پیامبر (ص)تقارن پیدا کرده را محضر مبارک همه مردم شریف ؛ نجیب  تبریک وتهنیت عرض کرده و پیشرفت و سربلندی شما عزیزان وکشور همیشه پیوزمان را از خداوند متعال خواستارم .

سکوت

  • چند روزی است خداوند متعال سعادت میزبانی یک انسان شریف و با احساسات مثال زدنی را نصیبم کرده او هم همچون خیل عظیم از حمایت کنندگان به لحاظ روحی شرائط مناسبی را ندارد اگرچه سعی میکنم که با صحبتهایم ایشان و دوستان دیگر را دعوت به ارامش کنم لیکن از بدو خلقت انسان ظلم وجفا وحق کشی وازه ای منفور بوده است وهر زمان ودر هر مکان به کسی ظلم شود عده ای ناخوداگاه وبر مبناو منش پاک انسانی با ان به مخالفت برخآسته اند اگرچه نتوانسته اند حقانیت خود را به اثبات برسانند لیکن ظالمین را روسیاه و منفور جامعه کرده اند بنابراین هم ایشان  سعی کرده اند که با هر وسیله ای  حتی با سکوت خود همچون ائمه خود صدای بیدادگری ظالمین و مظلومیت مظلومین را به تاریخ منتقل کنند و این عاملی بود تا مهمان من بعد از رفتن به خیابان هدیه ای ارزشمند را برای ماندگاری در تاریخ بشریت به من ارزانی دارد حدس میزنید چه بود:        اری لوحی زیبا با عبارتی بسیار پر محتوا با هم بخوانیم که خود همه چیز را در عبارتی کوتاه باز گو میکند :     (برای ارزوهایی که می میرند   سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد.  )     خوب نظر شما با کار شهباز چیست؟؟؟    

بروز احساسات

  • الان ساعت ۱۸۰۳۰وشب هنگام در اخرین لحظات شیرین وخاطره انگیز سال ۱۳۸۶ است و کم کم عده ای از هموطنان در صددبرگزاری  مراسم چهارشنبه سوری هستند و من هم همچون ایام گذشته در محل کار مشغول انجام وظیفه ؛تلفن همراهم زنگ می زند :الوووو  سلامی چوبوی خوش اشنایی طبق روال معمول ولی از صمیم قلب حال واحوال و تعارفات و....اظهار نگرانی از اتفاق بیش امده واعلام ناراحتی جند شبانه روزی اهل خانواده و...صدایش از ادمهایی از نوع خودم ؛خیلی اشناست طبق معمول همه تماسها ابراز نگرانی شدید از اینکه نگذاشتند به ارزویش برسد دلش میخواست من نماینده اش باشم می گفت من تورا میشناسم هنوز اثار خدماتم را فراموش نمی کند می گفت من با خودم میگفتم زمان جبران زحمات او نزدیک است و.....دلداریش دادم گفتم تقدیر الهی است ناراحت نباش خدایمان کریم است ولی .....نه خیلی ناراحت است برای زحماتم برای تضییع حقم وحقش ؛خدایا با چه زبانی راضیش کنم هرچه می گویم ارام نمیشود؛گفتمش هرجا که باشم خاک کف باهایتانم ؛کوچک همه شما انسانهای قدر شناس؛افتخارم این است که شما سرمایه ام هستید به همه شما عشق می ورزم و......مگر راضی میشود ؟؟اما چه کنم صدای اهل وعیالش که می گویند سلام ما را هم برسان و..اری می گوید همه در خدمتیم کوچک و بزرگ فرقی ندارد و ادامه که می خواهم زنده باشی و بزرگتری فرزندانم را بعهده بگیری و... دیگر چه بگویم خدای من اینها از من جه دیده اند که اینقدر محبت میکنند مگر من جز انجام وظیفه انهم با قصور وشرمندگی چه توانسته ام بکنم .یادم می اید به حرفها ونصایح مرحوم  عموی بزرگوارم و یادم میاید به  خدمات ماندگار مرحوم ابوی و..... او دست بردار نیست میگوید خواسته دارم قسم میدهم دستم را برنگردان ؛خواهشم را رد نکن ؛میگویم امرتان را بفرمایید و با سادگی تمام و صداقت روستایی می خواهد که وقتی من به جمال اباد امدم گوسفندی را که همه سرمایه اش است برایم هدیه بیاورد !!!!!!!  دست اخر می گویم وظیفه من است بیایم وا ز نزدیک و در روستای عباس اباد به منزل شما (مشهدی حیدر قلی عزیز دلم وهمه سرمایه ام و ..) جلو شما با کمال میل زانو بزنم و دست شما را از صمیم قلب ببوسم و.........                            اما کجایند دلسوختگان بظاهر انسان که میخواهند به هر قیمتی شده بر گرده این جمع سوار باشند این است صداقت و......      خداوند اخرو عاقبت همه ما را ختم به خیر کند. انشا الله