وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد
وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد

فرهنگ عمومی

بسیار خوشحالم که فرصتی دست داد تا در این ایام که بعنوان هفته  گرامیداشت فرهنگ عمومی در کشورمان نامگذاری شده سلامی خدمت دوستان خوب خودم تقدیم کنم. 

اگرچه اعتقاد دارم که برای پاسداشت فرهنگ در تمامی زمینه ها باید همت و عزم جمعی برجامعه حاکم شود و تمام و کمال برای اجرای قوانین و مقررات و حفظ هرانچه در طول تاریخ بعنوان فرهنگ بما منتقل شده همیت جدی داشته باشیم لیکن قطعا مسیر تعالی و ترقی و موفقیت در این راه نیز همچون سایر حوزه ها باید از اراده تک تک افراد تشکیل دهنده جامعه نشات گیرد لذا ضمن گرامیداشت این هفته امیدوارم که جایگاه خود را در طول تاریخ در جهان بخوبی درک کرده وبرای ان تلاش کنیم تا امکان استمرار ان را پیدا کنیم.

صدق و صفا

سلام به  شما دوستان خوبم  

سرورانی که دردها و الام جامعه را بخوبی درک کرده و بر گرده خود کشیده تا مرحمت الهی را در صبر ایوبی ملاحظه کنند واقعیت امر این است که عجیب جامعه امان دچار خودخواهی و فاکتور گیری از ایثار شده است نمیدانم به کدامین راه کشیده میشود ؟ نمونه بارز انرا در امر رانندگی و ترافیک هولناک خیابانهای شهر های بزرگ میتوان بوضوح مشاهده کرد شاید بتوان نمونه عینی انرا زیر سوال رفتن فرهنگ غنیمان را در این صحنه ها مشاهده کرد در هرحال امید ان دارم که متخصصین امر و انهایی که مسئولیت هدایت جامعه را بعهده گرفته اند چاره اندیشی کرده و از اضمحلال ان جلوگیری کنند.  

در پاسخ دوست خوب و ارزشمندم که متاسفانه بدلیل کندی خطوط اینترنت پاسخم همراه با متن شیوای ایشان حذف گردید عرض کنم که شما الگوی بسیار خوبی از مردانگی و مروت و فهم و شعور بالا برای من هستید و خواهشم این است که نگران و ناراحت از این نامردیها و نامردمیهای موجود نباشید در سازمانی که همه ما افتخار خدمت داشتیم بودند افرادی که ماهیتشان از همان ابتدای امر مشخص و بوضوح چاپلوسیهایشان را ملاحظه میکردیم لیکن رسالت و مسئولیتمان باعث شد که باهمه سلیقه ها و برخوردها بسازیم تا ماموریتمان به پایان رسیده و توشه ای از این رهگذر داشته باشیم. 

امید که شما هم ادامه دهنده راه و منشا خدمت باشید که قطعا همین خواهد بود. 

نگران وضعیت موجود و مگسان دور شیرینی نباشید در هرحال روزی برای حساب خواهند امد. 

خداوند خدماتتمان را جزئی از عباداتمان محاسبه و منظور کند.

پیامهای دوستان

درابتداعرض ادب وسلام دارم خدمت همه دوستان عزیز این دیار وبسیار مسرورم که خداوند فرصتی دادتا برای اندک مدتی خدمتتان باشم و گپی باهم بزنیم اگرچه گپمان یک طرفه است لیکن قطعا دوستان بازهم برمن منت گذاشته و در اینده بازدیدی را از این وبلاگ که گرد فراق رخ ان را گرفته خواهند داشت. 

در این مدت که دوران بازنشستگی را سپری میکنم دوستانی هستند که در دوران خدمت محبت داشته و برمن منت داشتند و گاه با خود میگفتم که ایا این عزیزان بعد از سپری شدن خدمت یادی از من خواهند کرد که خوشبختانه این عزیزان با درک و فهم بسیار زیاد این گمان را به واقعیت مبدل و بازهم موجب شرمندگی من شده اند در این میان پیامهایی از طریق همراه ارسال میکنند که حیفم امد برای شما عزیزان نیز انها را درج نکرده و شما نیز پی به وفای انسانهای متعهد و با وقار ببرید و حتما این نوع برخورد در زندگی و اینده همگان نیز بوقوع خواهد پیوست اگرچه گاه برعکس این منش نیز مشاهده گردیده و برخی از انسانها مگسان دور شیرینی بودن خود را به اثبات رسانده اند:  

؛قحطی عشق می اید هفت سال نه هفتصد سال در قلبم ذخیره و پنهانت میکنم بگو کنعانیان منتظر نباشند تقسیم شدنی نیستی حتی اگر یعقوب بیاید.  

؛سلام به ان اهل دلی که بی ریا وباصفاست   قلب پراز محبتش همیشه بایاد خداست  دورباشه از وجودتون هرچی غم و هرچی بلاست گفتم سلامی عرض کنم نگید فلانی بی وفاست.  

؛اشک از شکستن است و سکوت از مهربانی ولی پیام از دلتنگی.  

؛چقدر زیباست وقتی که نبینی و نگات کنن نشنوی و دعات کنن ندونی ویادت کنن.  

؛قفسم را نشکن تومکن ازادم گررهایم سازی بخدا خواهم مرد من به زنجیر تو عادت کردم بارها درپی این فکر که در فلب توام با تو احساس سعادت کردم بخدا خوشبختم تو محبت کن و بگذار که تا عمری هست من بمانم چو اسیری به حریم قفست. 

و..........................  

در این میان پیامها یی نیزهستند پیامهایی که نامردمیهای دوران را به تصویر در ارائه کلمات در می اورند اری متاسفانه برخی از افراد روح و معنویت و منش انسانی را به تمسخر گرفته و در این وادی فقط به فکر ازار دیگرانند و چه زیباست که این نوع برخورد در دید رفقا نیز جلوه کرده و در قالب پیام درون خود را از اینهمه دنیا پرستی به رشته تحریر می اورند که نمونه ای از ان را می اورم:  

روزی روزگاری بیدی را شکستند به نامردی تبر بر ریشه اش بستند ولی افسوس همانهایی شکستند که روزی زیر سایه اش می نشستند. 

یا؛ 

برهنه ات میکنند تا بهتر شکسته شوی نترس گردوی کوچک؛انچه سیاه میشود روی تو نیست دست انهاست . 

و............. 

به امید روزی که دغل کاران و مکاران بیدار شده و دست از اینگونه برخوردها بردارند. 

انشاالله

یادی وعرض ارادتی

شاید بتوان گفت که دغدغه بزرگی که امروز همه انسانها بویژه دلسوزان به بشریت را ازار میدهد عدم فرصت مناسب برای عرض ارادت به پیشگاه دوستان از انجمله دوستان اصیل و با مرام است نمیدانم چرا ولی بسیار از اوقات تصمیم به حضور داشته لیکن سعادت نداشته و موفق به حضور نشده ام لذا از خداوند متعال خواستارم همچون گذشته این نعمت عظمی  را نصیبم کند تا بتوانم قلیلی از محبت دوستان را جبران کرده و سلامی از سر اخلاص  تقدیم کنم.

سلامی برای عرض ارادت

گرچه بسیار روزها گذشت و حقیر فرصت عرض ادب را به پیشگاه شما دوستان نداشتم لیکن باور کنید در تمامی اوقات یاد و خاطره شما را فراموش نکرده و در انتظار بودم تا بتوانم بازهم در خدمت باشم لیکن دنیای کنونی انقدر ماها را ماشینی کرده و الینه شده ایم که غنیمت مهم رفتار معنوی را سلب و روزمرگی را بر ما تحمیل و براحتی اب خوردن در مقابل این درد کشنده کوتاه امده ایم لیکن سعی و تلاش براین است که در اولین فرصت امکان حضور را فراهم کرده و به دنیای مجازی برگردم از همین جا از همه شما که در این مدت با ارائه کامنت و یادداشت مرا یاد کردید تشکر کرده و ارزوی اصلاح اخلاق و رفتار انهایی را دارم که ......

میعاددرمیقات

بیش از 1400 سال از رسالت عظیم برگزیده الهی در نشر احکام و فرامین الهی می گذرد و در این فاصله معلمانی راه و سیره انبیاء را در جهت اصلاح و تکامل بخشیدن به جامعه برای حصول آرمانهای این رسالت طی کرده و شاگردانی را پرورش داده اند که از لوای آن شهدا و جانبازان و آزادگان و صالحان برای رهائی بشریت از چنگال دیوو ددان زحمات و تلاش وافر از خود نشان داده و از عزیزترین سرمایه خود گذشتند و ...

وصال دوست و مشاهده سیر تاریخی این رخداد عظیم که از بدو طفولیت در زیر پرچمش داعیه مسلمانی سر داده و در تلاش برای وفق دادن امور خود با این مکتب انسانساز ذوقی را در من و همنوعان بوجود می آورد تا در میعاد و میقات خود را برای زیارت حرم امن الهی آماده کنیم و بسیار شاکر و سپاسگذارم که از نزدیک دو شهر مکه ومدینه را که خداوند کریم در «والتین و الزیتون» ، «طور سینین» و «هذا البلد الامین» بدان اشارت داشته اند را پس از گذشت نیم قرن از زندگی سراسر پرازفراز و نشیب مشاهده خواهم کرد.

از همین جا از کلیه افرادیکه بنوعی با آنها ارتباط داشته و قطعاً خطائی از حقیر سر زده طلب آمرزش و حلالیت می طلبم.

از خداوند خواهانم که در این سفر چهره دوستان را به خاطرم آورده تا دعا گویشان باشم.

و نهایت اینکه هجرت  را نصیبمان گرداند هجرت از منیت، از زندان کردن قلب، زندانی که انسان را احاطه کرده و ارزش این اشرف مخلوق را گاه به اسفل السافلین می رساند، هجرت از خودپرستی ها، هواها، هوس ها، طبقه بندی و مرز بندی هاو ...

هجرت به سوی خدا و آموختن درس ایثار همانگونه که ابراهیم اسماعیل را به مسلخ می برد. 

خداوندا زمینه عاشق شدنمان را به ذات وجودیت فراهم کن. 

انشاالله