آیا با وجود شتاب علم در دنیای امروزی، می توانیم از "حجامت" به عنوان یک روش درمانی استفاده کنیم؟
هر روش درمانی که سابقه ی بیشتری داشته باشد، از نظر علمی معتبرتر به حساب می آید، زیرا تجربیات درمانی مثبت یا منفی به معنای حیات انسان ها یا اتلاف جان انسان هاست.
به نیمه شعبان و زادروز ولادت باسعادت یگانه منجی عالم بشریت امام عصر حضرت حجت بقیه الله الاعظم ارواحنا روحی له لفداه بمقدمه نزدیک میشویم ضمن عرض بهترین تبریکات وتهنیت این روز خجسته خدمت شما خوانندگان عزیزمطلبی را در این مورد از یکی از پایگاه های موجود در دنیای مجازی تهیه کرده ام که بعنوان هدیه این روز بزرگ تقدیم محضر گرامیتان میکنم قطعا مورد توجه قرار خواهد گرفت :
خبرانلاین: پنهان زیستى حضرت مهدى(ع) نه تنها چگونگى زندگى آن حضرت را در هاله اى از اسرار فرو برده که بسیارى از موضوعات مربوط به حیات آن حضرت را نیز جزو امور پنهان نظام هستى قرار داده است.
پنهان زیستى حضرت مهدى(ع) نه تنها چگونگى زندگى آن حضرت را در هاله اى از اسرار فرو برده که بسیارى از موضوعات مربوط به حیات آن حضرت را نیز جزو امور پنهان نظام هستى قرار داده است.
یکى از مهم ترین این امور پنهان، محل زندگى آن حضرت در طول غیبت ایشان است. از این رو بسیارى علاقه مندند بدانند که خورشید پنهان در کدامین بخش از این کره خاکى به گذران عمر مى پردازد و به بیان دیگر کدامین قسمت از زمین این منزلت را دارد؟
در این مقاله تلاش شده که به این پرسش پاسخ داده شود.
میلیونها انسان عاشق و شیفته صدها سال است که در هر پگاه آدینه زبان به ندبه مى گشایند و این گونه مى سرایند:
لیت شعرى أین استقرّت بک النّوى بل أىّ أرض تقلّک اوثرى: أبرضوى أو غیرها أم ذى طوى؟ عزیز علىّ أن أرى الخلق ولاترى.1
اى کاش مى دانستم در چه جایى منزل گرفته اى و چه سرزمین و مکانى تو را دربر گرفته است! آیا در کوه رضوایى و یا جاى دیگرى و یا در ذى طوى هستى؟ دشوار است بر من که مردمان را ببینم و تو دیده نشوى.
حال براى روشن شدن این موضوع، پاى به گلستان کلام معصومین(ع) مى گشاییم و با سیرى در کلام نورانى ایشان از آن انفاس قدسى براى حل این معما استمداد مى طلبیم.
با یک نگاه کلى در این بوستان پر طراوت به چهار دسته روایت در این موضوع برمى خوریم که هر یک، محل زندگى آن حضرت را در دوره اى از حیات پر برکت ایشان به تصویر کشیده است. اگر چه در مورد برخى دوره ها صراحت و روشنى بیشترى وجود دارد و برخى از دوره ها بنا بر عللى به اجمال و ابهام پاسخ داده شده است.
این دوره ها عبارتند از:
1. دوران زندگى با پدر بزرگوار خود امام حسن عسکرى(ع) (260-255ق)
شکى نیست که آن امام همام در شهر سامرا و در خانه پدرش امام حسن عسکرى(ع) دیده به جهان گشود و تا پایان عمر شریف پدر خود در کنار آن حضرت مى زیست.
این دوران بنا بر قول مشهور از نیمه شعبان سال 255ق آغاز و در هشتم ربیع الاول سال 260ق پایان یافت.
علاوه بر نقل موثق تاریخى، افراد فراوانى از این حادثه بزرگ پرده برداشته اند:
شیخ صدوق(ره) در کتاب شریف کمال الدین و تمام النعمه - که یکى از مهم ترین کتابهاى نگاشته شده در موضوع مهدویت است - داستان ولادت حضرت مهدى(ع) را این گونه نقل کرده است:
حکیمه، دختر امام جواد(ع) گوید: امام حسن عسکرى(ع) مرا نزد خود فراخواند و فرمود: اى عمه! امشب افطار نزد ما باش که شب نیمه شعبان است و خداى متعال امشب حجت خود را که حجت او بر روى زمین است ظاهر سازد. گفتم: مادر او کیست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فداى شما شوم اثرى در او نیست. فرمود: همین است که به تو مى گویم. آمدم و چون سلام کردم و نشستم نرجس آمد کفش مرا بردارد و گفت: اى بانوى من و بانوى خاندانم، حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوى من و بانوى خاندان من هستى. از کلام من ناخرسند شد و گفت: اى عمه جان! این چه فرمایشى است؟ بدو گفتم: اى دخترجان! خداى متعال امشب به تو فرزندى عطا فرمایدکه در دنیا و آخرت آقاست...2 .
آن گاه به صورت مفصل داستان را ذکر کرده است. این روایت از مهم ترین روایات درباره ولادت حضرت مهدى(ع) است و دلالت بر ولادت حضرت مهدى(ع) در خانه امام عسکرى(ع) در سامرا دارد.
»ضوء ابن على« از مردى از اهل فارس که نامش را برده نقل مى کند که:
به سامرا آمدم و در خانه امام حسن عسکرى(ع) ملازم شدم. حضرت مرا طلبید، من وارد شدم و سلام کردم. فرمود: براى چه آمده اى؟ عرض کردم: براى اشتیاقى که به خدمت شما داشتم. فرمود: پس دربان ما باش. من همراه خادمان، در خانه حضرت بودم، گاهى مى رفتم هر چه احتیاج داشتند از بازار مى خریدم و زمانى که در خانه، مردها بودند، بدون اجازه وارد مى شدم.
روزى [بدون اجازه] بر حضرت وارد شدم و او در اتاق مردها بود. ناگاه در اتاق حرکت و صدایى شنیدم، پس فریاد زد: بایست. حرکت مکن! من جرأت درآمدن و بیرون رفتن نداشتم، پس کنیزکى که چیز سر پوشیده اى همراه داشت از نزد من گذشت. آنگاه مرا صدا زد که درآى، من وارد شدم و کنیز را هم صدا زد. کنیز نزد حضرت بازگشت. حضرت به او فرمود: از آنچه همراه دارى روپوش بردار. کنیز از روى کودکى سفید و نیکوروى پرده برداشت و خود حضرت روى شکم کودک را باز کرد، دیدم موى سبز که به سیاهى آمیخته بود از زیر گلو تا نافش روئیده است. پس فرمود: این است صاحب شما و به کنیز امر فرمود که او را ببرد.
پس من آن کودک را ندیدم، تا امام حسن عسکرى(ع) وفات کرد.3
نه تنها بستگان نزدیک و خدمتگزاران بیت امامت، آن حضرت را در شهر سامرا و در خانه امام عسکرى(ع) دیده اند که بسیارى از یاران و خواص اصحاب امامت به شرف دیدار آن جمال چون آفتاب نائل آمده اند و همگى حکایت از مدعاى زندگى امام مهدى(ع) در کنار پدر در شهر سامرا دارد.
»یعقوب بن منقوش« گوید:
بر امام حسن عسکرى(ع) وارد شدم و او بر سکویى در سرا نشسته بود و سمت راست او اتاقى بود که پرده هاى آن آویخته بود. گفتم: اى آقاى من صاحب الامر کیست؟ فرمود: پرده را بردار. پرده را بالا زدم، پسر بچه اى به قامت پنج وجب بیرون آمد با پیشانى درخشان و رویى سپید و چشمانى دفرّافشان و دو کف ستبر و دو زانوى برگشته. خالى برگونه راستش و گیسوانى بر سرش بود. آمد و بر زانوى پدرش ابو محمد نشست. آن گاه به من فرمود: این صاحب شماست. سپس برخاست و امام بدو گفت: پسرم! تا وقت معلوم داخل شو و او داخل اتاق شد و من بدو نگریستم. پس به من فرمود: اى یعقوب! به داخل بیت برو و ببین آنجا کیست. من داخل شدم اما کسى را ندیدم.4
همچنین »احمد بن اسحاق« گوید:
بر امام حسن عسکرى(ع) وارد شدم و مى خواستم از جانشین پس از وى پرسش کنم. او آغاز سخن کرد و فرمود: اى احمد بن اسحاق خداى متعال از زمان آدم(ع) زمین را خالى از حجت نگذاشته است و تا روز قیامت نیز خالى از حجت نخواهد گذاشت. به واسطه اوست که بلا را از اهل زمین دفع مى کند و به خاطر اوست که باران مى فرستد و برکتهاى زمین را بیرون مى آورد.
گفتم: اى فرزند رسول خدا، امام و جانشین پس از شما کیست؟ حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در حالى که بر شانه اش کودکى سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده مى درخشید. فرمود: اى احمد بن اسحاق! اگر نزد خداى متعال و حجت هاى او گرامى نبودى این فرزند را به تو نمى نمودم. او هم نام و هم کنیه رسول خدا(ص) است. کسى است که زمین را پر از عدل و داد مى کند؛ همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد.
اى احمد بن اسحاق! مثل او در این امت، مثل خضر و ذوالقرنین است. او غیبتى طولانى خواهد داشت که هیچ کس در آن نجات نمى یابد، مگر کسى که خداى متعال او را در اعتقاد به امامت ثابت بدارد و در دعا به تعجیل فرج موفق سازد.
احمد بن اسحاق گوید: گفتم: اى مولاى من! آیا نشانه اى هست که قلبم بدان اطمینان یابد؟ آن کودک به زبان عربى فصیح به سخن درآمد و فرمود: أنا بقیّةاللَّه فى أرضه والمنتقم من أعدائه. اى احمد بن اسحاق! پس از مشاهده، جست وجوى نشان مکن. احمد بن اسحاق گوید: من شاد و خرم بیرون آمدم.5
بنا بر روایات فوق و دهها روایت دیگر تردیدى نخواهد ماند بر این که حضرت مهدى(ع) در طول حیات امام عسکرى(ع) همراه ایشان و در شهر سامرا مسکن و مأواى داشته اند و اگر چه در این دوران نیز مخفیانه زندگى مى کرده اند ولى عده فراوانى از نزدیکان و شیعیان ایشان را دیده اند.
2. دوران غیبت صغرا (260 تا 329ق.)
غیبت صغرا عبارت است از دوران پنهان زیستى کوتاه مدت حضرت مهدى(ع) که طبق نظر مشهور با شهادت امام حسن عسکرى(ع) (سال 260ق.) آغاز شده و با رحلت چهارمین نایب خاص آن بزرگوار (سال 329ق.) به پایان رسیده است که مجموعاً 69 سال مى شود.
اگر چه به روشنى محل زندگى آن حضرت در این دوران مشخص نیست ولى از روایات و قرائن به دست مى آید که این مدت را حضرت عمدتاً در دو منطقه سپرى کرده اند: یکى منطقه عراق و دیگر مدینه منوره که البته روایات متعددى بر این مطلب دلالت دارد.
از امام صادق(ع) در این زمینه نقل شده است که فرمود:
للقائم غیبتان إحداهما قصیرة والأخرى طویلة. الغیبة الأولى لایعلم بمکانه فیها إلّا خاصّة شیعته والأخرى لایعلم بمکانه فیها إلّا خاصّة موالیه.6
براى [حضرت] قائم(ع) دو غیبت است. یکى کوتاه و دیگرى طولانى. در غیبت اول جز شیعیان مخصوص از جاى آن حضرت خبر ندارند و در غیبت دیگر جز دوستان مخصوصش از جاى او خبر ندارند.
در دوران غیبت صغرا، از سفیران چهارگانه (نواب خاص) کسى نزدیک تر به آن حضرت ذکر نشده است و ایشان هم تماماً در عراق و همواره با حضرت در ارتباط بوده اند و توقیعات فراوانى از طرف حضرت به دست آنها شرف صدور یافته است. بنابراین مى توان گفت بخشى از عمر آن حضرت در این دوران در عراق سپرى شده است.
دسته اى دیگر از روایات به صورت مطلق (بدون در نظر گرفتن صغرا و کبرا بودن غیبت) زندگى حضرت را در دوران غیبت در مدینه منوره ذکر کرده اند که با توجه به روایات دسته نخست مى توان گفت بخشى از عمر آن حضرت نیز در مدینه سپرى شده است.
امام باقر(ع) در این باره فرمود:
لابدّ لصاحب هذا الأمر من عزلة... و نعم المنزل طیّبة.7
به ناگزیر براى صاحب این امر عزلت و گوشه گیرى خواهد بود... و طیبه (مدینه) چه منزلگاه خوبى است.
همین روایت در کتاب شریف اصول کافى با اندک تفاوتى از امام صادق(ع) این گونه روایت شده است:
لابدّ لصاحب هذا الأمر من غیبة ولابدّ له فى غیبتة من عزلة و نعم المنزل الطیّبة.8
به ناچار صاحب الامر غیبت کند و به ناچار در زمان غیبتش گوشه گیرى کند، چه خوب منزلى است طیبه (مدینه).
هم چنین ابوهاشم جعفرى مى گوید:
به امام عسکرى(ع) عرض کردم: بزرگوارى شما مانع مى شود تا از شما پرسش نمایم، پس اجازه بفرمایید سؤالى بپرسم. حضرت فرمود: بپرس. عرض کردم: اى آقاى من! آیا فرزندى دارید؟ فرمود: بله. گفتم: اگر اتفاقى رخ داد کجا او را پیدا کنیم؟ پس فرمود: در مدینه.9
بنابراین جمع بین دو دسته روایات به این صورت است که آن حضرت در مدینه حضور داشته اند؛ ولى به خاطر ارتباطى که آن حضرت با نواب خاص داشته اند بخشى از عمر خود را در عراق سپرى نموده اند.
3. دوران غیبت کبرا
اصطلاحاً غیبت کبرا به مدت زمان پنهان زیستى حضرت مهدى(ع) گفته مى شود که با وفات آخرین نایب خاص در سال 329ق آغاز و همچنان ادامه دارد و تنها خداوند متعال است که پایان آن را مى داند.
این دوران ویژگیهایى دارد که آن را از دوران غیبت صغرا کاملاً متمایز مى سازد که از جمله آن ویژگیها کامل شدن غیبت آن حضرت است.
به همان اندازه که پنهان زیستى حضرت مهدى(ع) در این دوران به کمال مى رسد و نیابت و سفارت همانند دوران غیبت صغرا وجود ندارد، محل زندگى آن حضرت نیز نامشخص تر مى شود و در این دوران است که هرگز به طور قطع نمى توان مشخص نمود آن حضرت در کجا زندگى مى کند.
البته روایات در این باره به محلهاى مختلفى اشاره کرده اند که برخى از آنها از این قرارند:
الف) مدینه طیبه
همان طور که قبلاً نیز اشاره شد برخى از روایات به صورت عام و بدون قید زمان غیبت صغرا، مدینه را به عنوان جایگاه آن حضرت در دوران غیبت مورد اشاره قرار داده اند.
ب) ناحیه ذى طوى
ناحیه ذى طوى در یک فرسخى مکه و داخل حرم قرار دارد و از آنجا خانه هاى مکه دیده مى شود. برخى از روایات آن محل را به عنوان جایگاه حضرت مهدى(ع) در دوران غیبت معین کرده اند.
امام باقر(ع) در این باره فرمود:
یکون لصاحب هذا الأمر غیبة فى بعض هذه الشّعاب و أومأ بیده إلى ناحیة ذى طوى.10
صاحب این امر را در برخى از این درّه ها غیبتى است و با دست خود به ناحیه ذى طوى - که نام کوهى است در اطراف مکه - اشاره نمود.
در برخى دیگر از روایات نیز ذکر شده که حضرت مهدى(ع) قبل از ظهور در »ذى طوى« به سر مى برد و آن گاه که اراده الهى بر ظهور آن حضرت تعلق گیرد از آنجا وارد مسجدالحرام مى شود.
امام باقر(ع) در این باره فرموده اند:
إنّ القائم یهبط من ثنیّة ذى طوى فى عدّة أهل بدر ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلاً حتى یسند ظهره إلى الحجر الأسود و یهتزّ رایة الغالبة.11
قائم(ع) در میان گروهى به شمار اهل بدر - سیصد و سیزده تن - از گردنه ذى طوى پایین مى آیند تا آن که پشت خود را به حجرالاسود تکیه مى دهد و پرچم پیروز را به اهتزاز درمى آورد.
ج) دشتها و بیابانها
از برخى روایات نیز استفاده مى شود که آن حضرت در طول غیبت کبرا محل خاصى ندارد و همواره در سفر به سر مى برد.
از امام باقر(ع) نقل شده است که وقتى شباهتهاى حضرت مهدى(ع) به انبیا را بیان نمودند چنین فرمودند:
و امّا شبهه من عیسى فالسّیاحة12.
و اما شباهت حضرت مهدى(ع) به حضرت عیسى(ع) جهانگردى [و نداشتن مکانى خاص] است.
در توقیعى که از حضرت مهدى(ع) به نام شیخ مفید صادر شده است، نیز به نامعلوم بودن مکان حضرت مهدى(ع) اشاره شده است.
در آن نوشته چنین آمده است:
... و إن کنّا ثاوین بمکاننا النّائى عن مساکن الظالمین حسب الّذى أراناه اللَّه لنا من الصّلاح شیعتنا المؤمنین فى ذلک مادامت دولة الدنیا للفاسقین... .13
... با این که ما براساس فرمان خداوند و صلاح واقعى ما و شیعیان مؤمن مان تا زمانى که حکومت در دنیا در اختیار ستمگران است در نقطه اى دور و پنهان از دیده ها به سر مى بریم... .
همچنین در پاره اى از ملاقاتهاى معتبر که در دوران غیبت کبرا نقل شده است، حضرت به این نکته اشاره فرموده اند.
»على بن ابراهیم بن مهزیار« پس از نقل ملاقات خود با حضرت مهدى(ع) به نقل از ایشان چنین مى گوید: آن حضرت فرمود:
یابن المازیار أبى أبو محمد عهد إلىّ ألّا أجاور قوماً غضب اللَّه علیهم... وأمرنى ألّا أسکن من الجبال إلّا وعرها ولا من البلاد إلّا قفرها.14
همانا پدرم ابو محمد با من عهد فرمودند که در مجاورت قومى که خداوند بر آنان غضب کرده است قرار نگیرم... و به من فرمود که در کوهها ساکن نشوم مگر قسمتهاى سخت و پنهان آن و در شهرها ساکن نشوم مگر شهرهاى متروکه و بى آب و علف.
این نامعلوم بودن محل زندگى آن حضرت در دوران غیبت کبرا سبب شده تا عده اى به گمانه زنى هایى بعضاً سست و واهى بپردازند و به طرح محلهایى که اثبات آنها کارى بس مشکل است روى آورند.
افسانه جزیره خضرا یا مثلث برمودا و مانند آن حکایتهایى است که در تاریخ پر فراز و فرود این اعتقاد رخ نموده است، ولى همواره روشنگرانف این مذهبف حق، مردم را از لغزش در این بیراهه ها برحذر داشته اند.
4. دوران ظهور و حکومت مهدى(ع)
دوران ظهور که درخشان ترین فراز تاریخ و بهترین دوران حیات انسانى است، ویژگیهاى فراوانى دارد که از جمله مهم ترین آنها حاکمیت آخرین معصوم و حجت الهى است. درباره محل زندگى حضرت مهدى(ع) و حکومت آن حضرت در عصر ظهور، روایات فراوانى وجود دارد. عمدتاً در این روایات، مسجد سهله را منزل آن حضرت و شهر کوفه را به عنوان پایگاه حکومتى آن حضرت معرفى کرده اند.
مسجد سهله شرافت بسیارى دارد؛ از جمله در روایات ذکر شده که در این مسجد، هزاران پیامبر به نماز ایستاده اند.
»صالح بن ابوالاسود« گوید: امام صادق(ع) سخن از مسجد سهله راند، آنگاه فرمود:
أما إنّه منزل صاحبنا إذا قام بأهله.15
به درستى که مسجد سهله منزل صاحب ماست آنگاه که [پس از قیام] با اهل خود در آنجا فرود آید.
هم چنین آن حضرت به ابابصیر فرمود:
یا أبا محمد کأنّى أرى نزول القائم فى مسجد السّهلة بأهله و عیاله.
اى ابا محمد، گویا حضرت قائم را در مسجد سهله مى بینم که با زن و فرزندانش در آن نازل مى شوند.
ابوبصیر پرسید: آیا مسجد سهله خانه اش خواهد بود؟ حضرت فرمود:
نعم، هو منزل إدریس و ما بعث اللَّه نبیّاً إلّا وقد صلّى فیه والمقیم فیه کالمقیم فى فسطاط رسول اللَّه و ما من مؤمن ولا مؤمنة إلّا و قلبه یحنّ إلیه و ما من یوم ولا لیلة إلّا والملائکة یأوون إلى هذا المسجد یعبدون اللَّه.16
آرى، این مسجد، منزل ادریس است. خداوند هیچ پیامبرى را برنینگیخت، مگر آن که در این مسجد نماز گزارد. هر کس در این مسجد بماند مانند آن است که در خیمه رسول خدا(ص) اقامت کرده است. هیچ مرد و زن مؤمنى نیست، مگر آن که دلش به سوى آن مسجد پرمى کشد. روز و شبى نیست مگر آن که فرشتگان به این مسجد پناه مى برند و در آن به عبادت خدا مى پردازند.
همان طور که اشاره شد، کوفه نیز مرکز حکومت مهدى(ع) قلمداد شده است.
چگونگى زندگى در عصر ظهور به روشنى مشخص نشده ولى به نظر مى رسد تفاوت بسیارى با نحوه زندگى امروزى داشته باشد. تکامل علوم بشرى، کمال عقلانى بشر، توسعه خارق العاده امکانات و رفاه عمومى، امنیت فراگیر بر کل کره زمین و... به طور قطع، ویژگیهایى را براى زندگى در آن زمان ایجاد خواهد نمود که امروز درک دقیق آن براى ماکارى بس مشکل است.
از امام باقر(ع) نقل شده که در بخشى از یک روایت طولانى فرمود:
ثمّ یتوجّه إلى الکوفة فینزلها و تکون داره.17
آنگاه [حضرت مهدى(ع)] به سوى کوفه مى رود پس آنجا را براى منزل برمى گزیند و کوفه خانه او خواهد بود.
دنیای پیشرفته امروزی که در هیچ زمانی نیز ایستا نبوده و دائما به پویایی خود ادامه میدهد تا بتواند تمامی نیازهای بنی بشر را تامین و رفع کند با استفاده از تکنولوژی و علم و فنون مختلفی که از کره خاکستری مغز انسان سرچشمه میگیرد سعی دارد تا به همه انچه مجهولات طبیعت و افریده الهی است سیطره پیدا کند که امیدواریماینحرکتها دئم استمرار و هرروز شاهد اختراع و اکتشافی از جمله در مباحث مهمی هوچون دارو درمان بیماریاهی صعب العلاج باشیم .
امروز با مطلبی برخورد کردم که بنظرم برای شما نیز کاربردی و بسیار اجرائی و قابل استفاده است بنابراین در اینجا انرا منعکس میکنم تا شما ان را ازمایش کرده و نتیجه و بازخورد انرا برای حقیر و خوانندگان این پایگاه بیاورید :
4مورد که شما هرگز در مورد موبایل نشنیده اید.
اقداماتی وجود دارد که می توان در مواقع فوری و ضروری انجام داد. موبایل شما می تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد.
اول وضعیت فوق العاده
شماره تلفن وضعیت فوق العاده در تمام دنیا 112 است. در ایران نیز اگر شما حتی در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید، موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعیت فوق العاده برای شما برقرار کند. (پلیس، اورژانس، آتش نشانی یا...) و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می کند. امتحان کنید.
حتی با گوشی بدون سیم کارت نیز میتوانید با شماره 112 تماس حاصل نمایید.
دوم آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته اید؟
آیا ماشین شما یک دستگاه کنترل از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید کنترل درب بازکن ماشین را فشار دهد، و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که ریموت کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می توانید قفل ماشین خود را باز کنید.
یادداشت نویسنده: این مورد کار می کند.. ما آنرا امتحان کرده ایم و قفل ماشین را از طریق یک تلفن موبایل باز کرده ایم.
سوم چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟
برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلید های زیر را به ترتیب فشار دهید:
*#06#
یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می شود، شما می توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده ای نخواهد داشت.
چهارم قدرت باطری مخفی شده
در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای #3370* را فشار دهید.. موبایل شما با این اندوخته راه اندازی مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می دهد. این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد..
خالق جهان و هستی و افریننده لیل والنهار نظام طبیعت را نمونه ای از قدرت خویش در افرینش هرانچه حتی اشرف مخلوقاتش از ان حیران است نهاد و از جمله این نظم فصول سال است که خود قابلیتی شگرف داشته و از اراده هر جنبند ه ای خارج و صرفا در ید اوست.
از طراوت و نسیم بهاری و نوشدن طبیعت و دمیده شدن روحی تازه در کالبد ان تا حرارت فراوان تابستان و ریزش برگ در پائیز و برودت هواوبارش برف و باران زمستان همه و همه از قدرت لایزالش حکایت دارند لیکن انچه همه را متحیر کرده پیچیدگی ودرهم شدن اوضاع جوی در نقاط مختلف جهان از جمله اسیا واروپاست برای مثال همین ایران خودمان و در همین نقاط جنوبی که این روزها با افزایش درجه حرارت روزهای اتشینی را سپری میکند و زمانی نیز انچنان این تنش حرارتی به گرد وخاک حاصله از صحرای کویری عربستان و عراق توامان میگردد که هوش و حواس از سر ادم و حیوان پرانده و قدرت تنفس را صلب میکند تا حدی که باید تمامی دربها و پنجر ها مسدود و تنها راه استنشاق را راه اندازی کولر هاوسیستمهای تهویه ای وسرمایشی چه در اتومبیل یا در منازل دانست و قطعا مستحضرید که این اتفاق ناخوشایند منجر به افزایش بی رویه در مصرف انرژی و نهایتا اختلال در تامین ان و منجر به کمبود شدید در دسترس کذاشتن منابع ابی و ...خواهد شد و فشار مضاعفی را به سیستمهای خدماتی اورده و انها را از مدار خارج میکند وهمه اینها مستلزم مصرف هزینه های گزاف برای دولتمردان و خانواده ها شده و بار سنگینی را بر دوش انها وارد خواهدکرد و بنابراین وضعیت بسیار حساسی بوجود خواهد امد و البته که در این اثنا بدلیل بی دقتی افرادی در جاده ها و کاهش شدیدد دید افقی و..اتفاقات ناگواری نیز بوجود امده و نهایت منجر به .. خواهد شد و براین اساس وظیفه قاطبه اهالی و افراد جامعه برنامه ریزی و تحمل و جلوگیری از اسراف و توسل به راههای مختلف در صرفه جویی از منابع مختلف از جمله اب و برق و .. خواهد بود .
امید که بتوانیم با حوصله وتوکل و توسل بخداوند قادر منان شاهد وضعیتی طبیعی در روند امور مربو ط به زندگی خویش باشیم . انشاالله
ضمن تشکر از مهندس ارجمند اقا مهرزاد توجه شما را به توصیه ای بهداشتی جلب میکنم :
هشدار بهداشتی
زیتون سیاه
مقدمه:
تزئین غذا ها و انواع سالاد با زیتون زیبایی خاصی را به میز غذا می دهد و این ماده غذایی بسیار مفید است ، ولی لازم است نکته مهمی را در این باره بدانیم.
زیتون سیاه :
این زیتون در کشور اسپانیا و ایتالیا به دست می آید و در کشورهای دیگر به علت شرایط خاص آب ، هوا و خاک فقط زیتون سبز پروش پیدا میکند.
به علت زیبایی که زیتون سیاه دارد ، قیمت آن بیشتر از زیتون سبز است . بنابر این زیتون از کشورهای فوق وارد ایران نمیشود.
و وارد کنندگان به علت قیمت تمتم شده بالا ، تمایلی به واردات این محصول ندارند.
در عوض روشی وجود دارد که زیتون سبز را به صورت سیاه رنگ در می آورد. این عمل معمولا با استفاده از سولفات آهن صورت میپذیرد.
این ماده سمی میباشد و این روش فرآوری مناسب نیست.
ترکیه یکی از کشورهایی است که به این روش زیتون سیاه را تولید میکند.
برای حفظ سلامتی خود و خانواده از خرید و مصرف زیتون سیاه در هر نوع بسته بندی جداً خودداری نمایید.
شادی مادر، جنین را به رقص میآورد!!

جنینی که درون رحم مادر رشد میکند، غذا و اکسیژن را به سادگی از مادر دریافت میکند؛ اما اکنون به نظر میرسد که شادی و غم نیز از مادر به جنین منتقل میشود...
مادران به دو گروه تقسیم شدند و برای هریک، یک کلیپ 5 دقیقهای نمایش داده شد، کلیپ اول، نمایشی شاد از فیلم موزیکال آوای موسیقی (The Sound of Muisc) بود و کلیپ دوم، بخشی گریهآور از فیلم قهرمان (The Champ). هر دو کلیپ در میان کلیپهایی خنثی و بیتاثیر پخش شد تا بتوان معیاری برای مقایسه بین شرایط احساسی و شرایط بیتفاوت بدست آورد.
برای افزایش دقت آزمایش، مادران از هدفون برای شنیدن صدای فیلم استفاده کردند، چراکه جنین در 3ماه آخر بارداری میتواند بشنود و پخش صدا از بلندگوی سالن میتوانست تاثیر صدا را نیز به نتایج آزمایش بیافزاید.
پژوهشگران در تمام طول آزمایش، حرکتهای دست، پا و بدن جنین را با امواج فراصوتی زیرنظر گرفتند و متوجه شدند که در طول پخش کلیپ شاد، جنین دستان خود را به شکلی معنیدار بیشتر از وقتی کلیپ بیتفاوت پخش میشود، تکان میدهد. به همین ترتیب، در طول پخش کلیپهای غمانگیز، جنین دستان خود را کمتر تکان میداد.
اینکه چه چیز باعث میشود جنینهای مادران شاد بیشتر حرکت کنند هنوز مشخص نیست؛ اما واضح است که چنین حرکتهایی نشان از سیستمهای فعال عصبی، قلبی-عروقی و استخوانی-ماهیچهای دارد و با آزمایشهای بیشتر، میتوان به تاثیر عوامل خارجی بر جنین پی برد.
شینوهارا حدس میزند که در زمان غم و اندوه، بدن مادر مقادیر بیشتری از هورمون متناظر را ترشح میکند که مقدار خون ارسالی به رحم را کاهش میدهد. به همین دلیل، جنین هم خون را از اندامهایش به قلب و مغز هدایت میکند و حرکت دست و پا کاهش مییابد.
اما هنوز خیلی زود است که بتوان در مورد چگونگی این فرایند اظهار نظر کرد و از آن مهمتر، بر اساس تنها یک آزمایش نمیتوان توصیهای برای تماشای فیلمهای شاد یا غمانگیز به مادران باردار ارایه کرد.