وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد
وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد

سالی گذشت

امروز مصادف با 28 اسفند سال 1387 و در روز پایانی از کار در اداره و موسسه وبدین لحاظ برای تقدیر از همکاران عزیز خودم که سالی پر از مشقت وتوام با خشکسالی را در استانی کمتر توسعه یافته به خدممت مشغول و بدون هر چشم داشت هر انچه را در توان داشتند به منصه ظهور قرار داده و در طبق اخلاص گذاشتند  لازم دانستم به جهت سپاس و قدر دانی از این زحمتکشان پیامی را ارسال کنم و از خداوند منان برای همه شما خوانند گان عزیز نیز سالی توام با سلامتی و بهروزی و شادکامی و سربلندی ارزو میکنم . 

برای ماندگاری این پیام و همچنین تقدیم ان به همه گرامیانی که به این پایگاه مراجعه کرده و بر من در این مدت منت گذاشته اند متن انرا در ذیل می اورم باشد که مورد استفاده و مفید به فایده باشد : 

شمیم دلنواز بهاری که برخواسته از تحول در طبیعت با الطاف لایزال الهی و قدرت لایتناهی این خالق هستی بخش است بشدت به مشام می رسد و سرسبزی و نشاط را برای مخلوقات خویش به ارمغان می آورد چه بندگان مخلص که روزان و شبان حتی با انفاس زکیه خود شاکر به درگهش بودند که ای معبود جان آفرین سپاس تورا که فرصت شکرگزاری را برای بنده ناچیز خود فراهم آوردی و بدین سان معنویت نشأت گرفته از روح دمیده شده خالق برجسم ناقص تشنه انقلابی در درون است تا انسان را بعنوان خلیفه الله در روی کره خاکی معرفی کند و سزد این مقام شامخ که روحانیت حاکم بر وجود را تداعی کند . آری عزیزان من سالی دیگر را سپری کردیم و در این اثتا چه سفرها که به خانه معبود کردیم و خود از آن بی خبر بودیم و آن تلاش برای رشد و تعالی و ترقی جامعه ای بنام روستائی و شهروندی ساکن در بخشی دیگر از کشور عزیز اسلامی و سعی کردیم غفلت نکنیم و از فرصت ها بنحو شایسته ای استفاده کرده و بر بار معنویت خود با تلاش بیشتر افزون کنیم و در انتهای سال در حالیکه زمزمه را دعای تحویل سال می گزینیم یاد و خاطره شهدای گرانقدر و امام شهدا را گرامی داشته و آرزوی سالی پرخیر و برکت برای همه مسلمانان جهان و علی الخصوص مردم دلاور و همیشه حاضر در صحنه ایران عزیر می کنیم در این لحظات روحانی و فضای با ارزش حاکم بر کشور از این مکان مقدس که مأمن و ملجای خدمت به محرومترین و زحمت کش ترین افراد جامعه است بر دستان یکایک شما عزیزان ، همکاران ارجمند بوسه زده و از جانب مدیریت عامل محترم بانک کشاورزی از تعهد ، خلوص ، فعالیت ، تلاش و نوعدوستی و برنامه ریزی همه شما عزیزان کمال تشکر و قدردانی را می کنم امید که در سایه توجهات حضرت ولی عصر ارواحنا له الفدا همیشه پویا ، سرافراز ، موفق و منصور باشید . 

مقتضی است ضمن ابلاغ سلام و عرض ادب اینجانب به ساحت مقدس خانواده های محترم خویش از قول بنده از یکایک عزیزان که شرائط خدمت رسانی را برای شما فراهم آورده اند تقدیر و تشکر کرده و آرزوی سالی توأم با بهروزی و سلامت را برایشان دارم ..

پیام اور هدایت ونور

۱۷ربیع الاول ۵۳سال قبل از هجرت در دیاری از عربستان کودکی چشم بجهان گشود که همزمان با ولادتش اتفاقات عجیبی افتاد ازجمله ان: 

شکافتن طاق کسرا و خاموش شدن اتشکده فارس و................ 

وزندگی را با مشقات و زحمات زیاد پشت سر میگذاشت و قبل از تولد فوت پدر و در شش سالگی مادر و در هشت سالگی پدر بزرگ خویش را از دست داد و بدین شان مسیر زندگی خویش را بشکلی تعیین کرد تا با رفتن به غار حرا ارتباطی را با افریننده این گیتی و کهکشانها و نظم دهنده به همه امورات و ....پیدا کند و بنابراین دنیای مادی را با الهاماتی که از خداوند میگرفت به معنویت و روحانیتی عظیم رهنمون کرد در چهل سالگی به پیامبری مبعوث  وبا کلام وحی قل اعوذ به رب الناس سواد نوشتن و خواندن را فراگرفت دریای بیکران رحمت الهی را برای بندگانش مسیر یابی کردند وتشنگان نعمت رب را سیراب . 

او چراغ هدایتگر نوع بنی بشر شد ورسالت خطیر انسانسازی و جلوگیری از انحراف و روشن کردن راه بنی ادم را بعهده گرفت و چه کاری سنگین و پر مخاطره وکه فقط از پس مردی برامد که با مشکلات فراوان و مبارزات بی امان بت ها و جاهلیت های زمان خویش را باید با قداست و معرفت از بین میبرد تا بندگان مخلصی را همچون علی و خدیجه را با خود همراه کند  هم ایشان که در کوچه های مکه و مدینه خاکستر بر سر مبارکش ریختند و دندانهایش را شکستند و الهامات خداوندی انچنان استوارش کرده بود که زمانی را در محل عبور ازار دهنده خویش را کودکان وادی بودند نمی دید احوال و سراغشان را جویا میشد و وقتی که از کسالت انها باخبر میشد برای سرکشی به انها مسیر خانه هایشان را طی طریق میکرد و مردی مهربان به همه جسارت و شهامتش که امروز بیش از میلیاردها نفر از عالم هستی را به دین مبین اسلام اورده و پس از گذشت هزارو چهارصدو اندی سال بعنوان خاتم پیامبران در ایران عزیز احیاگرانی برای طریقت مبارکش ره شهادت و ازادگی را انتخاب کرده و بر ان نیز افتخار می کنند و............... 

اری این میلاد مبارک و سراسر نورو برکت را به همه عزیزان خواندده این پایگاه تبریک و تهنیت عرض کرده و برای همه شما عزیزان فرصت طاعت و عبادتی همچون رهپویان واقعی این بزرگوار ارزومندم .

اندیشه

انسان بعنوان  اشرف مخلوقات و جانشین بحق خدا بر روی زمین را وجه تمایزی است که وی را از سایر جانداران متکاملتر و به خالق نزدیکتر میکندو بدون شک هم او را در گاه زمانی به درجاتی از حقارت و نا اهلی می رسد که همچون دد منش ترین جانداران به نزول و قهقرا میرود و بنابراین علیرغم همه حسنات و وجنات گاه انچنان بیچیده میشود که جایگاهی جز اسفل السافلین نمی یابد لیکن چه میشود که این جاندار را همه کائنات به ستایش برداخته و از ان در هراسند و این مخلوق در همه شرائط سعی در متناسب کردن وضعیت با هرانچه مورد دلخواه خود میباشد می کند و بدین سان تفاوتی است او را با سایرین که با استعانت از داده ها و نعمت های بیکران الهی که ارجح برهمه انها تعقل و اندیشه  است از قبل کرده های دیگر موجودات سعی در استقرار ارامش در سهل کردن  زندگی برای خود بر می اید ؟  

سیر تکاملی این جاندار نشاندهنده در ک وشعور والای اوست واز دیرباز درصدد فائق امدن بر مشکلات و سختی هاست و با اندیشه کردن خود را درانچنان مسلح به امکانات فزاینده و به روز میکند تا رنجی را متحمل نشده وبراحتی ادامه حیات دهد و در این میان حریم سایر جانداران را نیر رعایت نکرده و همچنان به بیش تازی خود در عرصه های مختلف که گاه به تنگ کردن عرصه برای سایر مخلوقات نیز منتج می شود ادامه میدهد و از انجمله میتوان به تجاوز به حریم منابع طبیعی و در هم گسستن اکولوژی طبیعی و حیوانی اشاراتی داشت و بنابراین نگاه انحصاری به خود و لحاظ نکردن ارامش همگانی در خصوص سایر جاندران را بنظر عاقبتی ناخوشایند در اینده برای جهان هستی است و انتظار اینکه در این وادی حداقل به انچه با فکر خویش بنامهایی همچون صیانت از متابع و امکانات نامگذاری کرده و درون ان واقع میشویم به دیده واقعی و عملی نگریسته و عمل کنیم تا فرداها را برای فرزندانمان و اینده را برای ایندگان به ارث بگذاریم .

فراموشی و تشکر

شاید کم کم بیری که هیچگاه از ان در دل وذهنم یاد نمیکنم به سراغم امده باشد نمیدانم ولی چند روزی بود که بر خلاف عادات زندگیم که هیچ زمان اجازه بروز استرس و ورود انر ا در جسم و جان خود نمیدهم و سعی میکنم که در مقابل همه گونه حادثه و اتفاق چه خوشایند یا نا خوشایند ارامش خود را حفظ کرده و با تدبیر ارا مدیریت کنم خودخوری و وسواس و صد البته دلمشغولی و بقولی کلافه شدن به دیدارم امده بودند و من در عجب از ماجرایی که اگر حال  انرا به رشته تحریر دراورم قطعا دوستان خوبم که سرمایه های جاودانگیم هستند بسیار نگران و باسخ خود را دریافت و قطعا از شرمندگی من نیز کاسته خواهد شد واما ماجرا چه بود راستش را بخواهید در سال گذشته که برای بیان نقطه نظرات و دیدگاههای خود در جهت شرکت در رقابتهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی اقدام به استفاده از فضای مجازی و کانال بسیار مهم اینترنت شدیم بدلیل مشغله کاری و حضور در حوزه انتخابیه از خواهر زاده شریفم که ایشان از نوابغ علوم رایانه انهم در قسمت نرم افزار هستند و مدتها نیز در مراکز علمی به تدریس اشتغال داشتند خواهش کردم که ابزاری را برای ارتباط با مردم بعنوان اصلی ترین سرمایه یک کشور فراهم اورند و ایشان محبت کرده و سایت بنده را راه اندازی کردند که بعد از مدتی مقرر شد این وبلاگ را درون این سایت تعبیه تا در فرصتهای مناسب نظرات و دیدگاهم را بیان کنم بنابراین  این  کار را نیز عملی و متقبل زحمت شدند لیکن در راه اندازی به مواردی همچون سوالات امنیتی و ...برای موارد اضطرار دقتی مبذول نفرموده و بنده نیز برای امنیت بیشتر وبلاگ گاه گداری رمز ورود را تغییر میدادم تا اینکه بعد از نگارش مطلبی در خصوص یکمین سال راه اندازی وبلاگ مز را تغییر دادم و بعد از مدتی که برای ثبت مطلبی در صدد ورود به وبلاگ برامدم با اتفاقی ملال اور روبرو شدم اری رمز را متاسفانه فراموش کرده بودم و خدا میداند هر شب مدتی از وقتم را صرف ورود میکردم و انواع هر انچه بنظرم میرسید که میتواند کلمه عبور باشد به سیستم دادم لیکن با شکست مواجه شده و بقولی کلافه شده بودم و راههای مختلف از جمله ارسال نامه الکترونیکی به مدیران وبلاگ  را علیرغم اینکه توصیه کرده بودند جواب نخواهیم داد در برنامه کاری قرار داده و به اکثر دوستان نیز مورد را منعکس تا برای جلوگیری از قطع ارتباطم با شما عزیزان قادر باشم مجدد ورود کنم و متاسفانه مقدور نشد و منجر به این نیز شد تا دوستانی همچون همکارم سرکار بریا خانم و دوستانی همچون کره خاکی عزیز و... اظهار شکوائیه و نگرانی کنند که جا دارد از مهندس سعید خواهر زاده گرامی که با برادر محترمش مهندس وحید اوقاتی را صرف تا موفق به ورود به وبلاگ شده و من را از این اتفاق ناخوشایند و نگرانی شدید بیرون اوردند صمیمانه تشکر و قدردانی کرده و از کلیه کسانی که مطالب را دنبال میکردند و در این چند روز نگران شدند صمیمانه عذرخواهی کنم . 

انچه یاداوری ان بسیار مهم است وجود فراموشی در انسان که حقیقتا شرائط بسیار ناگوار ی است که امیدوارم هیچکدام از دوستان عزیز بدان گرفتار نیایند . 

امید که منبعد رعایت کرده و شما عزیزان خودم را اذیت نکنم انشاالله

یک سالگی وبلاگ

چه زود و بسرعت همچون باد میگذرد زمان را میگویم و باطبع عمر و صباحی میرسد که دل در گرو دیدار یار و مشتاق وصال که ناگه بانگی برامد که خواجه مرد شاید باورمان نیاید که گذر زمان چه بخواهیم و نخواهیم  در حال گذر است و چه بدبیار هستیم که زمانها را سبری کرده و از اوقات بنحو شایسته و بایسته و مطلوب استفاده نکرده ایم بنابراین یادم می اید به گفتار گهربار حضرتش که فرمود ؛فرصتها همچون ابر بهاری در حال گذرند ؛و باید که از این اوقات بخوبی بهره برداری کنیم . 

امروزدقیقا یکسال از زمانی میگذرد که برای همکلام شدن با مردمی که از انهاییم و برای انهاییم اقدام به راه اندازی سایتی شدم تا از این طریق در بازبانی  بی زبانی سخنی با شما خوانندگان خوب گفته باشم  و در کنار ان وبلاگی را برای کفتمانی به ارزش همه دوستیهایی که در این مدت در این دنیای مجازی برایم بوجود امد و امروز که یکسال از ان زمان می گذرد خداوند را ستایش کرده و شاکربه درگاهش هستم که بالغ بر سیزده هزار بار این وبلاگ مورد بازدید قرار گرفت و از این دریای بیکران معنویت و مهربانی و احساس و....دوستان خوب خودم چه بهره ها که بردم و چه تجربه هایی که اموختم بر دستان یکایک شما بوسه می زنم و برای امدنتان به این دیار مجازی قدر و منزلتی خاص قائلم و امید که همه شما در زیر سایه خداوند تبارک و تعالی  سلامت و در جوار خانواده خود شاد و مسرور باشید و امید که همیشه این دوستی و وفاق و همدلی را در کنار شما خوبان داشته باشم و نکته اخر اینکه اگر در این مدت نتوانستم انطور که باید در خدمت شما خوبان باشم من را به قداست و حرمت و بزرگی خود ببخشایید و بر من خورده مگیرید که هرانچه داشتم برای شادیتان و نشاطتان در طبق اخلاص گذاشتم . 

شادو خندان و برقرار و جاوید باشید

سفیر امید ( آخرین قسمت)

فضای نشاط و شادابی و مملو از معنویتی که تاریخ در هیچ مقطعی از زمان و در هیچ نقطه ای از جهان بخاطر نیاورده و بنظر نخواهد آورد توأم با وفاق و همدلی بمعنای واقعی که در آن دوره و حتی تا دوسال پس از انقلاب نیز در شریان های اصلی پیکر و جامعه مسلمان ایران طنین انداز شده بود مطالعه کتب استادان و دانشمندان فرهیخته و بزرگواری همچون شهید دکتر مطهری و مرحوم دکتر شریعتی و ... سخنرانیهای آتشین و سراسر روشنگری اساتید و دلسوزان به انقلاب و پخش سرودهای حماسی و تلاش شبانه روزی افرادی که جان بر کف و بر طبق اخلاص گذاشته بودند با آمیخته هایی از شعور و درک والای ایرانی ها چه در داخل و چه خارج از کشور همگام با امدادهای خداوندی که بصورت معجزه آسا موجبات حضور آحاد مردم را در صحنه بستر مناسب را برای ایجاد حکومت مردمسالاری دینی فراهم آورده بود .

شاه که اوضاع را این چنین پیش بینی نکرده بود سعی داشت تا با صحبت هایی که دیگر از موضع قدرت نبود تا حدی وضعیت را آرام کند غافل از اینکه اراده پولادین و مصمم مردم تنها با شکستن استکبار و قدرتهای پوشالی به نتیجه خواهد رسید بنابراین دستور استقرار حکومت نظامی و برنامه ریزی برای عدم حضور مردم در ساعات شبانه در خیابانها و تعویض نخست وزیر و ...... نیز نمی توانست خللی را در اراده مردم بوجود آورد مردم بی دفاع ایران انقلابی با شیوه های ابداع شده ساخت کوکتل مولوتف ( شیشه ای حاوی بنزین که در ب آنرا فتیله ای گذاشته که با شعله ور کردن آن توسط جرقه ای سریعاً آماده پرتاب کردن به سمت هدف می گردید ) و پرتاب سنگ و ... در صدد مقابله با نظامیانی بودند که مأموریتشان خاموش کردن شعله انقلاب که دیگر سراسر جامعه ایران را فراگرفته بود لیکن ذهی خیال باطل وخام که مردم با روشنگریهای انجام شده پی به ظلم و جور و جفای حکومت برده و می خواستند کار را یکسره کرده و هرآنچه برای رشد و ترقی وتعالی ایران محدودیت ایجاد کرده را از سر راه خود بردارند در این اوضاع و احوال محمدرضا پهلوی در یک چرخش 180 در جه ای و در یک سخنرانی اظهار داشت که پیام شما مردم ایران را شنیده ام و سعی می کنم تا با انجام اصلاحات در بدنه و نحوه انجام امور حکومتی رضایت شما را جلب کنم لیکن رهبری انقلاب و مردم دست از مواضع بحق خود بر نداشتند و تغییرات مکرر در سطح نخست وزیری و وزراء نیز پاسخگوی فریادهای بحق مردم نبود نکته جالب توجه اینکه هویدا بعنوان نخست وزیر حکومت که برای سیزده سال زمام امور اجرائی را در دست داشت در روزهای واپسین انقلاب بدستور شاه بازداشت تا خشم نیروهای انقلابی تا حدی فروکش کند و این بازداشت تا پیروزی انقلاب ادامه یافت که نهایتاً منجر به اعدام این شخص توسط نیروهای انقلاب گردید .

    در این میان فرماندهان نظامی همچون ظهیر امامی  اویسی ، ربیعی و ...  که یکی بعد از دیگری حکومت را در دست می گرفتند جایشان را به نیروهای غیر نظامی همچون بختیار ، امینی و .. می دادند و در این میان تکلیف افرادی همچون علم بعنوان وزیر دربار و .. نیز مشخص بود با پشت سر گذاشتن روزهای پرالتهاب و جوش خروش انقلاب دی ماه 1357 که رسید شاه چاره ای جز ترک ایران نداشت و فکر می کرد که همچون جریان کودتای 28 مرداد مدتی را برای کاهش خشم مردم در خارج از کشور سپری کند و به بهانه تجدید قوا و رفع خستگی با چشمانی گریان بهمراه همسر خود وطن را ترک کردند وترک ایران همان و نزدیکی به پیروزی برای ملت همان و بدین لحاظ مردم با اینگونه اتفاقات به پیروزی انقلاب و رسیدن به هدف امیدوارتر می شدند در این مقطع تمامی فعالیت های ایران تحت الشعاع انقلاب قرار گرفته بود و مردم سراسر شور و نشاط با همدلی و وفاق برا ی رسیدن به اهداف خود از جان مایه می گذاشتند و بهترین سرمایه های خود راتقدیم می کردند روزهایی همچون 17 شهریور و .. تداعی کننده رشادت و دلاوریهای مردم برای رسیدن به اهداف خود بود .

تحولات صورت گرفته بهمراه عزم ملت فضا را برای ورود رهبر انقلاب که چندین سال را در تبعید بسر می بردند آماده کرد و دیماه زمان ورود حضرت امام (ره) به ایران بود و بدین منظور هواپیمای شرکت ایرفرانس با نام پرواز انقلاب پس از شایعات بسیار زیاد همچون : انفجار هواپیما در آسمان ، بستن فرودگاه و ... پس از چندین تعویق در پرواز در فرودگاه مهر اباد تهران به زمین نشست و جالب اینکه دیگر رادیو تلویزیون ملی ایران نیز پذیرفته بودکه باید به خواسته ملت گردن نهد و بدین منظور جریان فرود هواپیما را درصدر گزارش برآمد تا بصورت مستقیم این اتفاق را به روی آنتن ببرد اگر چه پس از دقایقی ارتباط قطع  که منجر به شکستن تعداد زیادی گیرنده ها ی منازل خودتوسط مردم بدلیل عصبانیت از این اقدام شد لیکن مردم دلهایشان با امام بود و تصویر ورود را که بردلهایشان نقش می بست را از طریق وجدان های بیدار و ارتباط معنوی مشاهده می کردند برای استقبال از این سفر تاریخی میلیون ها نفر از شهرستانها به تهران عزیمت کردند و مسیر امام که از فرودگاه  تا بهشت زهرا بعنوان اولین مکان برای سخنرانی تاریخی امام گلباران شده بود ( در همین جا مقایسه ای کنم محبوبیت حضرت امام (ره) را که با این استقبال از فرانسه به تهران اینهمه مورد استقبال و در 14 خرداد نیز آنچنان بدرقه گردید و این نشانه حکمت و توجه الهی به اشخاصی است که برای رشد معنویت از خود گذاشته اند ).

پس از ورود امام و سخنرانی در بهشت زهرا شورای انقلاب تشکیل شد و نیروهای ارتشی نیز همچون هما فران و نیروی هوائی در روزهای بعد همبستگی خود را با ملت اعلام کردند و انقلاب مسیر الهی و مردمی خود را طی طریق می کرد همه دست در دست هم تا ایرانی را بسازند که حاکمیت مستضعفین را بر جامعه خوش نوید آورباشد و بدین سان دستور فرار سربازان از پادگانها و شکستن حکومت نظامی و ... پیامهای پیامبر گونه ای بود که از زبان حضرت امام (ره)جاری و عمل شد و نهایتاً تمامی پادگانها و مراکز قدرت یکی پس از دیگری به تسخیر انقلابیون درآمد و 

 ایرن وطن ما ، خمینی رهبر ما  شعاری که همراه با صدها شعار از دل برخواسته مردم موجب گردید ایران امروز تجربه سی سال پس از پیروزی انقلاب را در 22 بهمن سال 1387 بیازماید با این امید که ملت مسلمان ایران همیشه در صحنه حاضر و برای رشد تعالی وترقی وطن خویش که نشانه های بزرگی از تمدن را با خود همراه دارد همیشه کوشا و موفق باشند .

 در این میان بنده و خانواده نیز هم چون سایر مردم  در حرکات و تحولات بدنبال رسیدن به اهداف مقدس بودیم که انشاءا... خداوند از ما بپذیرد .

والسلام