وادی زندگی پراست از مشقات و اضطراب وصدالبته نه برای انانی که بوجود دیگران وجود داشته و به انحا مختلف برکوله و پشت همنوعان سواری خورده و نام گذران عمر را زندگی گذاشته و برهرعملی مستولی انهم به باتلاش دیگران لذا بقول امام اول ما شیعیان :
"درکنار هرکاخی کوخهایی است بیشمار"
واما دردرا کسانی بتحمل مینشینند که به جرات میتوان گفت بیشترین زحمات را نیز بردوش کشیده و با صبری ایوب وار به ادامه زندگی شرافتمندانه خود میپردازند وشاید روزی مفهوم عینی کلامی گهربار به بار نشسته و نتیجه زحمات را خودببرند اگرچه باید تلاش را فزون کرد تا به نتیجه رسید:
"لیس للانسان الاماسعی"
امروز در گیرودار مطالعه نامه ها بازهم زحمت دوست خوبم جناب عرب نیارا شاهد بودم و چه خوب که از این توشه شما نیز منتفع گردید:
وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود، شنید که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می کنند. فهمید برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد.
سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد وفقط5دلار.
بعد آهسته از در عقبی خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولی داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه ای هشت ساله شود. دخترک پاهایش را به هم می زد و سرفه می کرد، ولی داروساز توجهی نمی کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روی شیشه پیشخوان ریخت.
داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه می خواهی؟
دخترک جواب داد: برادرم خیلی مریض است، می خواهم معجزه بخرم.
داروساز با تعجب پرسید: ببخشید؟!!
دختـرک توضیح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چیزی رفته و بابایم می گویـد که فقط معجـزه می تواند او را نجات دهد، من هم می خواهم معجزه بخرم، قیمتش چقدر است؟
داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولی ما اینجا معجزه نمی فروشیم.
چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خیلی مریض است، بابایم پول ندارد تا معجزه بخرد این هم تمام پول من است، من کجا می توانم معجزه بخرم؟
مردی که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبی داشت، از دخترک پرسید: چقدر پول داری؟
دخترک پول ها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد. مرد لبخنـدی زد و گفت: آه چه جالب، فکـر می کنم این پول برای خرید معجزه برادرت کافی باشد!
بعد به آرامی دست او را گرفت و گفت: من می خواهم برادر و والدینت را ببینم، فکر می کنم معجزه برادرت پیش من باشد.
آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود.
فردای آن روز عمل جراحی روی مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت.
پس از جراحی، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم یک معجـزه واقعـی بود، می خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحی چقدر باید پرداخت کنم؟
دکتر لبخندی زد و گفت: پنج دلار بود که پرداخت شد .
انقلاب یا revalaitionدگرگونی و تحول در ساختار هرجامعه را در برمیگیرد و اصولا درهرتحول کلیه احاد جامعه برای رسیدن به انچه تحت عنوان عدالت اجتماعی در فکر و اندیشه و ذهن خلاق احاد جامعه شکل میگیرد کوشش و تلاش زائدالوصفی را اغاز کرده ودراین راه بیشترین اسیبها و زحمات را متقبل وهزینه های گزافی را نیز میپردازند هرانقلاب براساس مشی غالب جامعه بسته به اعتقادات و باورها متکی بر اصول و ضوابطی است که ازهمین راه رهبران انقلاب نیز انتخاب و هدایت انرابعهده میگیرند دراین حین روند و شکل گیری ونهایتا نتیجه گیری تلاشهای احاد جامعه درگرو رهبری و زعامت این تحول دارد دراین میان شاید بتوان به جرات انقلاب اسلامی ایران را که در سال 1357 به پیروزی رسید ازجمله شناخته ترین انقلابهای قرن نوزدهم خواند چرا که دران سلسله شاهنشاهی که در طول مدت دوهزاروپانصدواندی سال بریکی از بزرگترین و مطرحترین واگاه ترین مردم کشوری بنام ایران سلطه گری میکردند فائق امده و دودمان این سلسله را تارو مار کردند دراین برهه توجه به اندیشه های ژرف نگر مذهبیون که ریشه چند ساله در کتاب اسمانی تکامل بخش قران داشته نقش بارزی در ازجاکندن دودمان شاهنشاهی ایفا کرده است لذا انقلاب بمعنای تحول در چارچوبها و عملکردها و نگاه ها و حتی ذائقه ها و....برای جامعه از اثرگذاری بارزی برخوردار خواهد بود وطبعا انتظار از انقلاب اسلامی نیز همچون سایر تحولات وبخصوص زمانیکه به اعتقاداتی بشردوستانه و عدالت محور متکی است بیشتر از سایر تحولات خواهد بود که در این راستا رهروان راستین تحول نیز باید با از خودگذشتگی و رعایت موازین وبه عبارتی ایثار سعی در اجرای عدالت اجتماعی میان شهروندان و انقلاب کنندگان داشته باشندبااین پیشگفتار درصدد برامدم تا به زبانی قاصر انچه را امروز در رفتارها وکنشهاووا کنشهای احاد جامعه مشاهده میکنم به بحث گذاشته وشاید بتوان گفت ذره ای را ازسیل بیکران امالی که در دل سایه افکنده و برباورهای استوار خدشه وارد میکند را بیان کنم.
بدون شک انتظار از جامعه انقلابی احترام متقابل و اشاعه فرهنگ ایثار و فداکاری و گذشت میباشد وازاین قوت است که انچه در طول زمان حدوث انقلاب تا پیروزی ان برجامعه بعنوان باراضافی تحمیل میشود را میتوان بخوبی حمل کرد لذا تمرین این دوران بعنوان درس عبرتی برای زمانهای پس از ان نیز باید مستدام ومستمر باشد که علیرغم غنای فرهنگی بسیار والای ایرانی متاسفانه امروز شاهد جریانات مخالف در نوع و نگرش برزندگی برخی از مردم انقلابی ایران عزیز است که شاهد ان حداقل در فرهنگ حاکم بررانندگی در شهرها و عدم رعایت حق تقدم و تلاش بریشی گرفتن و سبقت بردیگری است که گاه در ذهن انسان تداعی کننده دزدی انهم در روز روشن است برای مثال مامردم ایرانی که در زمان میهمانی و ورود به محلی تا این حد باهم تعارف کرده که مدتهادر محل ورود معطل میمانیم چرا درسبقت بریکدیگر در امر رانندگی تا این حد تعجیل و پافشاری داریم ؟
وصد البته این نوع نگاه به همدیگر در سایر امورات نیز بجد و بفور مشاهده میگردد چه در بازار و چه در مکانهای تفریحی و یا در محل کار و ...انچه در هرحال به امورات زندگی ما سروکار دارد واین معضل که چاره نیز دارد و چاره ان در دست خودمان میباشد را میتوان با لحظه ای تفکر و اندیشیدن و دل سوزاندن بحال خود و تمدن چندین ساله بخوبی پیداکردو بحرانهای روحی روبه تزاید ناشی از ان را که موجبات زندگی پرازدغدغه و نگرانی را بخوبی محو وناپدید ونابودکرد.
فن اوری اطلاعات و پیشرفتهای فزاینده ای که در جهان امروز رخ میدهد جامعه بزرگ وجهانی مارا به دهکده ای تبدیل کرده که در ان لحظه ها میزبان تبادل اطلاعات از هرگوشه جهان هستی هستند اگرچه اینهمه رشد و توسعه در برخی از جوامع تاکنون موجبات رخت بربستن فقر از گوشه هایی از جهان نشده لیکن بازهم مشی و نوع دیدگاه و تفکر حاکم بر سرشت انسانیت نویدی در دل هامیدهد که شاید روزی ثروتمندان و زراندوزان از خواب غفلت بیدارشده و فقراز دیار انسانیت رخت برببندد با این مقدمه کوتاه و ضمن تشکر از برادر عزیزو فهیمم جناب عرب نیا این مطلب را که از جمله مطالب ارزشمندی است که ایشان هرروز مارا با انها سیراب میکنند برایتان منعکس میکنم:
روزی که گذشت روز جهانی غذا بود. در این روز سمینارها و کنفرانس های مختلف برای رسیدگی به گرسنگان پنج قاره از جهان برپا می شود و این درحالیست که جهان در ضرب آهنگ گام های هولناک و ویرانگر فقر و گرسنگی فرو رفته و آشوبی از حسرت یک تکه نان و مقداری آب به پا شده است.
دور نمای دل انگیز و زیبای شهرهای بزرگ و آسمان خراش های غول آسا، منظره ای از پیشرفت انسان مدرن را به تصویر می کشد؛ اما در پای این آپارتمانهای سر به فلک کشیده، برخی از گرسنگی، توان فرار از چنگ مرگ را ندارند. روز جهانی غذا تلنگری برای بیداری وجدان های به خواب رفته و شکم های برآمده است که به خود آیند و صدها هزار همنوع را از چنگال این هیولای هولناک نجات بخشند.
روز جهانی غذا، روز همدردی با گرسنگانی است که از ابتدایی ترین حق زندگی محروم اند و در این محرومیت، دستان بی توانشان از دامان زندگی کوتاه می شود. در حال حاضر بالغ بر 800 میلیون مرد، زن و کودک در دنیا هر شب گرسته سر بر بالین دارند. گرسنگی نه تنها باعث کوتاهی عمر می گردد بلکه خسارات جبران ناپذیری به صلح، آرامش و رفاه ملت ها وارد می سازد.
این پدیده نیاز به عملیات عاجلی دارد که تنها تهیه غذا نبوده، بلکه ریشه یابی علل گسترش جهانی گرسنگی، پایداری و تداوم آن است. آگاهی مردم درباره مسائل گرسنگی، کمبود و عدم امنیت غذایی به عنوان اولین قدم ماندگار در خلق دنیایی بدون گرسنگی می باشد. روز جهانی غذا هر ساله با هدف افزایش آگاهی عموم و تفهیم دنیای گرسنگی، سوء تغذیه و فقر در 150 کشور در سراسر دنیا برگزار می شود.
روز جهانی غذا را با مصرف درست غذا و جلوگیری از اسراف پاس داریم و هنگام دور ریختن غذا به فکر گرسنگانی که این غذا میتوانست آنها را از مرگ نجات دهد، هم باشیم. قدر غذا، این نعمت آغازین خلقت را بدانیم و با مصرف درست و عدم اسراف، با گرسنگان جهان همدردی کنیم. هنگام دور ریختن غذا به این بیندیشیم که این غذا می تواند گرسنه ای را برای یک روز هم که شده از گرسنگی و مرگ نجات دهد و سعی کنیم از مصرف بی رویه غذا بپرهیزیم.
در این رابطه، شاخه کمک غذایی سازمان ملل متحد ((World Food Programme (WFP) بزرگترین نهاد انسانی جهان است. این سازمان از طریق اداره مرکزی خود در رم و بیش از ۸۰ دفتر در کشورهای دیگر، جهت کمک به مردمی که قادر به تأمین غذای کافی جهت اعضای خانواده خود نیستند تلاش میکند. گزارش تصویری حاضر به مناسبت روز جهانی غذا، نگاهی به فعالیتهای این نهاد داشته است.
متحیر کننده است. توصیه های بسیار خوبی هستند . چند دقیقه صرف مطالعه آن بکنید هرگز تصور نمی کنید که ممکن است زندگی یک نفر بستگی به شما داشته باشد.
استخوان خرد کرده های سیاست و اقتصاد از دیرباز فضای امروزی را که پرتلاطم و همانند اسبان رم کرده افسارگسیخته و هرلحظه انتظار اسیب ازان میرود را به درایت پیش بینی کرده و هشدارهای لازم را دادند لیکن ممانعت ازسیطره جهانخواران و یکه تازی سطوران عرصه های جهانی میدان کارزار را به جنگ دیوصفتانه اقتصادی رهنمون کردند تا احاد جامعه بخصوص انانی که دل در گرو توسعه و توانمند سازی کشور داشتند در پهنه گشاد کشوری بااینهمه منابع وابزارهای لازم رشد و بالندگی به یکباره با هجمه ای روبرو شود که تاب و توان از دست بدهند اری اگرچه کشور در ابتدای راه انقلاب دچار جنگی تحمیلی گردید و فرصتها و توانهای بسیاری را که میتوانست در سالهای نه چندان دور درپیشبرد اهداف بیاری گرفته شده وارمانهای مترقی معمار انقلاب را حاصل کند در مسیری دیگر مصرف کرد لیکن ذخائر موجود در کشور بویژه نیروی انسانی مستعد و شگفتی ساز و درد اشنا و دلسوز و مدیرانی از نسل انقلاب قادر بودند تا کشور را در مسیری قرار دهند که بعنوان ام القرائ جهان اسلام نویدی و امیدی را در دلهای مسلمانان جهان متبلور سازند لیکن نظم نوین جهانی و سردمداری سلطه گران وکارشکنانی که دوست ندارند ایرانی نمونه را در عرصه جهانی دیده و چشم کورشان به نور الهی منور گردد با ترفندهای مختلف و از انجمله شبیخون فرهنگی و پس از ان باز کردن جبهه اقتصادی سعی در مایوس کردن هرانچه بانام ایرانی توام است دارنددراینحال انچه برهمگان شرع و وظیفه است درایت و تیزبینی و بیداری بشکلی که الام ودردهای اقشار اسیب پذیر جامعه که در همه اعصار و قرنها و مراحل با دینمداری سعی در حفظ و حراست از کشور و مهمترازهمه اسلام عزیز داشتند بشدت به کمترین حد از خود رسیده و فضای زیستی سالم و عمری بادوام و بابرکت و بانشاط برای این اقشار که همیشه و در همه حال بار رنج و مشقت زندگی را بردوش کشیده اند باز گردد.انشالله