وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد
وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد

در قاموس تربیت

در خصوص مبحث مهم تربیت فرزندان اثار و کتب ارزنده ای منتشر شده است و از جمله اداب تربیتی نحوه سخن گفتن و ذکر باید ها و نباید ها در گفتمان با ایشان است بنابراین مطلبی را از روزنامه ابتکار مطالعه کردم که در این مقوله بدان می پردازم : 

کودکان در حال مشاهده و جذب همه جنبه های مثبت و منفی شما هستند. آن ها در تمام لحظات  زندگی در حال یادگیری و آموزش می باشند و تدریجا افکار، آرزوها، نگرش ها و رفتارهای مختلف را در خود درونی می سازند و شکل می دهند. در مطلب امروز به برخی حرف ها که نباید پیش روی بچه ها زد شود، اشاره می کنیم:
1) چقدر رفتار فلانی زننده بود: هنگامیکه شما حرف بد در مورد دیگران می زنید به نوعی به فرزند خود پیام می دهید که این مسئله قابل قبول است. حتی به این شکل شما کلمات بد مختلف را به کودکتان یاد می دهید تا در مورد دوستش یا دیگران به کار برد. انتقاد نسبت به دیگران را تا حد امکان در خود نگهدارید یا اگر به هر دلیلی می خواهید درباره آن بحث کنید روی رفتارهای افراد تکیه کنید و نه روی کلیت فرد. 
2) طرف  فلان جاییه: شما باید از کاربرد هر اصطلاح نژادی، قومی، مذهبی یا مانند آن پرهیز کنید. بخصوص بهتر است برای مشخص کردن افراد یا تمیز کسی از دیگری، از اصطلاحات مبتنی بر پیشداوری های تبعیض آمیز استفاده نکنید. معمولا کودکان به چنین تمایزهایی توجه نمی کنند و این بزرگترها هستند که تخم این نگاه های تبعیض آمیز را در کودکان می کارند.
3) بهش بگو من خونه نیستم: گاهی مایل به حرف زدن تلفنی با کسی نیستیم. گاهی ممکن است هر یک از ما در شرایط خلقی باشیم که نخواهیم با فرد دیگری حرف بزنیم. اما شما با گفتن این دروغ در مقابل کودکتان  که در خانه نیستید به  او نشان می دهید که اشکالی ندارد گاهی دروغ بگوید. همین دروغ های به ظاهر کوچک و بی اهمیت موارد بعدی و آینده دروغ را در کودکان پایه ریزی می کند. کودکان در سنین پایین تر نمی توانند بین یک دروغ اصطلاحا مصلحت آمیز و یک دروغ واقعی تمایز قائل شوند. 
4) ای خدا، چقدر چاقم، باید رژیم بگیرم: بچه ها بخصوص دخترها بطور مداوم در جامعه، در میان همسالان و یا در برخورد با تبلیغات مختلف تحت فشارند که به ظاهر خود خیلی توجه کنند و خوب جلوه کنند. شما بهتر است در این میان نقش مخرب نداشته  باشید و فرزندتان را در شرایطی قرار ندهید که یک عمر با مشکل تصویر ذهنی منفی  درباره بدن خود زندگی کند. هرچه می خواهید می توانید درباره برنامه سالم خوردن و ورزش حرف بزنید اما خود را از کلمه «رژیم» و ابراز نگرانی کردن درباره چاقی، دور نگه دارید. همیشه بر ارزش سلامت بودن تاکید کنید و نه لاغر بودن.
5) نمی دونم چرا من باید از تو بچه می داشتم: طبیعی است که شما حق دارید با همسرتان به هر دلیلی بحث و مجادله کنید اما بدانید که این بحث و مجادله در پیش روی کودکان درد روانی زیادی برای آن ها ایجاد می کند. بکار بردن کلمات و عبارات یا جملات مختلف که به نوعی حکایت از تحقیر دیگری یا پشیمانی و اقرار به اشتباهات خود یا طرف مقابل شماست فرزندتان را گیج و نگران می کند و به احساسات او آسیب می رساند. آن ها وقتی ببینند یا در واقع کشف کنند افرادی که آن ها این قدر دوستشان دارند موجودات ضعیفی هستند که اشتباهات بزرگی مانند داشتن فرزند می کنند به شدت نگران می شوند.

داستان مدیریتی

توسعه و پیشرفت در هر مقطع و هرمکان چه در ادارات وسازمانها و چه در کشورها و...در گرو تدبیر و درایت و برنامه ریزی مدیران و سیاستگزاران و بنوعی دیگر اولیاء امور است اگرچه همت وپشتکار و علاقمندی و داشتن انگیزه نیروی انسانی نیز از جمله عوامل مهم و فاکتورهای بسیار با ارزش در این روند میباشد لیکن مستتر کردن همین عوامل در درون نیروها نیز اصولا و یا الزاما باید توسط مدیران واحد انجام پذیرد بنابراین گریز از روزمرگی و دمیدن روح تازه و یا همان نواوری و ابتکار و خلاقیت در سازمان در گرو تحرک و پویایی مدیران میباشد الحال که در سراغاز سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم ضمن تبریک این ایام خدمت همه شما عزیزان خواننده توجه شما را به مطلبی در باب مدیریت جلب کرده و ارزو میکنم که بتوانیم با تدبیر مدیران میهن عزیز به ارزو ها و امال خویش جامه عمل بپوشانیم : 

تصمیم قاطع مدیریتی

روزی مدیر یکی از شرکتهای بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در کنار دیوار ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد.

جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می کنی؟»

جوان با تعجب جواب داد: «ماهی 2000 دلار.»

مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان داد و به او گفت: «این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود، ما به کارمندان خود حقوق می دهیم که کار کنند نه اینکه یکجا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند.»

جوان با خوشحالی از جا جهید و به سرعت دور شد. مدیر از کارمند دیگری که در نزدیکیش بود پرسید: «آن جوان کارمند کدام قسمت بود؟»

کارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: «او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود.»

شرح حکایت

برخی از مدیران حتی کارکنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنها را نمی شناسند. ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنها گرفته و اجرا می کنند.

 

راهکار مدیریتی

مدیر و 10 نفر از کارکنانش از طناب بالگردی که در صدد نجات آنها بود، آویزان بودند. طناب آنقدر محکم نبود که بتواند وزن هر یازده نفر را تحمل کند. کمک خلبان با بلندگوی دستی از آنها خواست که یک نفرشان داوطلب شود و طناب را رها کند. البته، داوطلب شدن همانا و سقوط به ته دره همان و به ظاهر کسی حاضر نبود داوطلب شود. دراین هنگام، مدیر گفت که حاضر است طناب را رها کند ولی دلش می خواهد برای آخرین بار برای کارکنان سخنرانی کند.

او گفت: چون کارکنان حاضرند برای سازمان دست به هر کاری بزنند و چون کارکنان خانواده خود را دوست دارند و درمورد هزینه های افراد خانواده هیچ گله و شکایتی ندارند و بدون هیچ گونه چشمداشتی پس از خاتمه ساعت کار در اداره می مانند من برای نجات جان آنان طناب را رها خواهم کرد!

به محض تمام شدن سخنان مشوقانه و تحسین برانگیز مدیر، کارکنان که به وجد آمده بودند شروع کردند به دست زدن و ابراز سپاسگزاری از مدیر!!

 

مصاحبه شغلی

در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شرکتی، مدیر منابع انسانی شرکت از مهندس جوان صفر کیلومتر ام آی تی پرسید: «و برای شروع کار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»

مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اینکه چه مزایایی داده شود.»

مدیر منابع انسانی گفت: «خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطیلی، 14 روز تعطیلی با حقوق، بیمه کامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیک و مدل بالای در اختیار چیست؟»

مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: «شوخی می کنید؟

مدیر منابع انسانی گفت: «بله، اما اول تو شروع کردی.

 

کارمند تازه وارد

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یک فنجان قهوه برای من بیاورید.»

صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می زنی؟»

کارمند تازه وارد گفت: «نه»

صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق.»

مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با کی حرف میزنی، بیچاره.»

مدیر اجرایی گفت: «نه»

کارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.

 

 

اشتباه موردی

کارمندی به دفتر رئیس خود می رود و می گوید: «معنی این چیست؟ شما 200 دلار کمتر از چیزی که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید.»

رئیس پاسخ می دهد: «خودم می دانم، اما ماه گذشته که 200 دلار بیشتر به تو پرداخت کردم هیچ شکایتی نکردی.»

کارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد: «درسته، من اشتباه های موردی را می توانم بپذیرم اما وقتی به صورت عادت شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش کنم.»

 

زندگی پس از مرگ

رئیس: شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟

کارمند: بله!

رئیس: خوب است. چون وقتی صبح امروز برای شرکت در مراسم تشییع جنازه پدربزرگتان اداره را ترک کردید، او به اینجا آمد و گفت که می خواهد شما را ببیند.

 

 

 

الفبای رایانه(قسمت اول )

فن اوری اطلاعات و استفاده از تکنولوژی در امور مرتبط با زندگی برای رسیدن هرچه سریعتر به رشد و توسعه از الزامات زندگی بشریت محسوب میگردد وامروزه در میان مردمی که توسعه و تعالی را از امور اصلی زندگی قلمدادکرده و بشدت در راه رسیدن به ان گامهای استوار  برمیدارند رایانه نقش بارزی را ایفا کرده است واگرچه شاید برخی از افراد جامعه از این موهبت خدادای که با نبوغ و استعداد عده ای چه در مباحث سخت افزاری و یا چه در نرم افزار روی کار امده استفاده مطلوبی نکرده و شاید خدای ناخواسته در جهت تخریب نیز بهره برداری می کنند لیکن این ابزار از مهمترین امکاناتی است که باید استفاده کرد و با ان به همه اطلاعات موجود در جامعه دست یافت بنابراین امشب در مطلبی تحت همین عنوان الفبای استفاده را می اورم تا حداقل افرادی که تازه به این وسیله دسترسی پیدا کرده اند بخوبی توان استفاده از انرا پیدا کنند:  

15نکته کامپیوتری که اگر ندانید ...


باعث خنده دیگران می شود !!


افراد زیادی از خیلی از تعاریف و نکات ابتدایی کامپیوتر که برای اکثر مردم خصوصآ جوانان بسیار بدیهی و جا افتاده است بی اطلاع هستند. باور کنید از این وضع هم من بهتر از همه خبر دارم :)
گاهی که پست های ساده تر می نویسم با خودم فکر می کنم شاید این مطلب زیاد هم به درد کسی نخورد و با خودم می گویم باید مطالب را سنگین تر و تخصصی تر کنم. اما با نگاه عمیق تری که کردم متوجه شدم نه این خبر ها هم نیست…بهتره کمی هم از پنجره به بیرون نگاه کنیم و در را باز کنیم و چند تا رفیق جدید به جمع خودمان اضافه کنیم.

در ادامه به توضیح برخی از ابتدایی ترین نکاتی می پردازم که هر کاربر ساده کامپیوتر باید بداند. اگر از کاربران تازه کار کامپیوتر هستید دوستانه توصیه می کنم این مطلب را با دقت بخوانید.

1- اول آدرس ایمیل www نمی گذارند: اول آدرس ایمیل هرگز www نمی گذارند.

Email address doesnt have WWW

2- اینترنت اون علامت e آبی رنگ نیست: اون e آبی رنگ علامت برنامه Internet Explorer، محصول شرکت Microsoft است. خود اینترنت یک شبکه است که برنامه یا آیکون خاصی ندارد.

That blue E icon is Internet Explorer not the internet!

Internet Explorer به شما کمک می کند از این شبکه برای دیدن سایت های مختلف استفاده کنید. درست مثل اینکه می توانید برنامه کانال های تلویزیون را با یک تلویزیون Panasonic یا با یک تلویزیون Sony یا با هر مارک دیگری ببینید…

برنامه های دیگری هم وجود دارند که کار آن e آبی را می کنند و حتی خیلی بهتر! مثل Safari، Chrome، Opera یا Firefox که می توانید از آنها استفاده کنید.

3- چت همان یاهو مسنجر نیست: چت کردن لازم نیست حتمآ با برنامه یاهو مسنجر انجام شود. یاهو یکی از شرکت هایی است که سرویس چت اینترنتی را ارائه می کند. با ICQ، MSN Messenger یا Gtalk و… هم می توانید چت کنید (با سایر کاربران همان سرویس).

Popular chat softwares icons

4- هر کامپیوتری الزامآ ویندوز نیست: این خیلی مهمه! ببینید یک کامپیوتر را خاموش فرض کنید! اصلآ به آن چه روی صفحه مانیتورش دیده می شود فکر نکنید. این به خودی خودش یک کامپیوتر است. حالا باید یک برنامه روی این کامپیوتر نصب بشه که این کامپیوتر بتونه روشن بشه و ما ازش استفاده کنیم. به این برنامه ها می گوییم «سیستم عامل» یا «Operating System» یا OS.

Windows Vista Ubuntu MAC OS X Box

یکی از معروف ترین این برنامه ها «ویندوز» نام داره که نسخه های مختلفی هم داره که می دونم همگی با آنها آشنا هستید. مثل ویندوز 98 یا ویندوز xp یا ویستا. ویندوز محصول شرکت Microsoft است.

حالا نکته اینجا است، هیچ اجباری به استفاده از ویندوز نیست و ویندوز تنها انتخاب موجود نیست. بلکه این تصور غلط به خاطر سلطه مایکروسافت بر روی بازار به وجود آمده. در اصل شرکت های مختلف و مشابهی وجود دارند که در این صنعت با مایکروسافت در رقابت هستند و خودشان «سیستم عامل» تولید می کنند.

به عنوان مثال، شرکت Apple سیستم عامل Mac را دارد. یا مثلآ سیستم عامل Ubuntu مال شرکت Canonical است.

5- هر کامپیوتری الزامآ پنتیوم نیست: pentium فقط اسم مدل یکی از پردازنده (CPU) های شرکت اینتل است! فکر می کنم واضحه، مثلآ من اگر از CPU یک شرکت دیگه مثل AMD استفاده کنم دیگه «کامپیوترت پنتیوم چنده؟» مفهومی نداره. در ضمن مدل های pentium هم الان تقریبآ منسوخ شده و قدیمی به حساب می آیند.

Intel Penitum CPU

6- فایروال همان آنتی ویروس نیست: هر دو امنیت کامپیوتر را تامین می کنند اما با یکدیگر فرق دارند. توضیح تخصصی این تفاوت از حوصله این مطلب (و احتمالآ شما) خارج است. بگذارید این طور بگویم، فایروال یا دیواره آتش مثل یک گارد هست که شما بگذارید دم در خانه تا از ورود افراد خطرناک جلوگیری کند. آنتی ویروس مثل یک محافظ شخصی است که اگر کسی یه جوری گارد را دست به سر کرد یا یواشکی از دودکش شومینه اومد توی خونه او را دستگیر کنه.

7- تفاوت فایل، فولدر و درایو: اصلآ به کامپیوتر فکر نکنید، درایو مثل طبقه ای است که شما پوشه های مختلف از اسناد تان را نگهدای می کنید. فولدر همان پوشه هایی است که اسناد در آنها وجود دارند. هر سند موجود در پوشه مثل یک فایل هست. در نتیجه من اگر از شما بپرسم فلان سند کجاست؟ شما می گویید: «در طبقه دوم، پوشه سبز رنگ، کاغذ آخر.»

حالا اگر بپرسم «اون تحقیق شیمی که دانلود کردی کجاست؟» چه می گویید؟ «درایو C، فولدر Shimi، فایل shimi.pdf»

یا مدل کامپیوتری تر:    C:\Shimi\shimi.pdf

این طور بخوانید، «سی دو نقطه بک اسلش شیمی بک اسلش شیمی دات پی دی اف».

حالا چطوری فرق اینا را هم به خاطر بسپاریم؟ یکی اینکه درایو ها تعداد شان زیاد نیست. عمومآ همین C و D و E و اینها هستند…

Hard Drives

فولدر ها یا پوشه ها هم که اصلآ از آیکون شان مشخص است.

Some Folders

فایل ها هم می توانید این جوری بشناسید. هر آیتمی که وقتی رویش کلیک می کنید دیگه جلوتر نمی توانید بروید یک فایل است. به عنوان مثال وقتی روی یک فولدر کلیک می کنید وارد آن می شوید، دوباره می توانید چیزی انتخاب کنید… در نتیجه این یک فایل نیست.

Some Files

اما اگر روی یک عکس کلیک کنید آن عکس خودش باز می شود، دیگر داخل آن عکس پوشه های دیگر یا فایل های دیگر وجود ندارد. در نتیجه یک عکس یک فایل است.

به عبارتی هر آیتمی که یک پسوند داشته باشد، مثلآ txt. یا jpg. و… یک فایل است.

 

8- پسوند فایل ها مهم است: اول از همه، اصلآ پسوند چیه؟ پسوند اون سه حرف آخر اسم هر فایل است (اگر ویندوز شما پسوند ها را نشان نمی دهد مثل این راهنما عمل کنید).

پسوند به ویندوز و شما می گوید که این چه نوع فایلی است. به عنوان مثال یک فایل متنی که فقط حاوی نوشته است پسوندش txt. است.

عکس های واقعی مثل آنها که با دوربین عکاسی می گیرید عمومآ دارای پسوند jpg هستند.

JPG Extension

عکس های کارتونی و کامپیوتری و غیر واقعی هم عمومآ gif یا png هستند.

فایل های فشرده شده عمومآ دارای پسوند zip یا rar هستند که آنها را باید با برنامه های مخصوص مثل Winzip یا WinRAR باز کنید.

ZIP Extension

فایل های اجرایی مثل فایل های برنامه های یا فایل های Setup بازی ها و… هم عمومآ دارای پسوند exe. هستند.

آهنگ ها هم که مطمئنم خودتان می دانید، عمومآ mp3 یا wav هستند.

پسوند فایل ها اطلاعات زیادی به ما می دهند. مثلآ اگر کسی یک فایل به شما داد که پسوند آن exe. بود و گفت این عکس خودم است. دارد دروغ می گوید! احتمالآ به جای عکس یک برنامه مخرب مثل یک ویروس است.

9- تفاوت وبلاگ و وب سایت: «وبلاگ» از جمله چیز هایی است که تعریف دقیقش یکم سخته. یک باور اشتباه اینه که یک وب سایت یک آدرس مستقل دارد، مثلآ www.microsoft.com یک سایت است اما microsoft.persianblog.ir یک وبلاگ است. این تعریف اشتباه است.

وبلاگ جایی است که – عمومآ – یک نفر یادداشت هایی می نویسد. این یادداشت ها می توانید شخصی، تخصصی یا عمومی باشد. وبلاگ ها بر پایه یکی از برنامه های مدیریت محتوا نظیر وردپرس یا مووبل تایپ هستند. همچنین می توانند روی سرویس دهنده های وبلاگ آنلاین باشند، مثل Blogspot یا Persianblog و… که در این صورت آدرس آنها به شکل EsmeWeblog.Persianblog.ir و… درمیاید. اما می توانند آدرس شخصی هم داشته باشند. مثل Zangoole.com که یک وبلاگ است.

اکثر وبلاگ ها شامل بخش نظرات هم هستند که خوانندگان از این طریق با نویسنده در ارتباط هستند و نظر خودشان را به اطلاع نویسنده می رسانند. هم وبلاگ و هم وب سایت می تواند متعلق به یک نفر، چند نفر یا یک شرکت هم باشد در نتیجه مالکیت یا مخاطب یک نشانه برای تمیز دادن وبلاگ از وب سایت نیست.

اما عمومآ وبلاگ متعلق به یک نفر است و شما با ورود به آن می دانید که در حال خواندن نوشته چه کسی هستید. وبلاگ ها عمومآ غیر رسمی تر از وب سایت ها هم هستند.

یک تفاوت دیگر هم این است که وب سایت ها عمومآ سرویس یا محصول خاصی دارند اما وبلاگ ها – حداقل مستقیمآ – سرویسی ارائه نمی کنند و فقط حاوی نوشته های نویسنده هستند.

10- دومین، دامین یا دامنه: ببینید خودتان را درگیر نکنید، خیلی ساده است. اسم هر سایت (آدرسی که تایپ می کنید که واردش شوید) دامنه آن سایت است. مثلآ دامنه یاهو yahoo.com است. برای داشتن این نام ها باید نام مورد نظر آزاد باشد و مبلغی را سالیانه پرداخت کنید تا به نام شما ثبت شود.

How to identify the domain

توجه کنید که مثلآ در مثال یاهو، کل عبارت “Yahoo.com” دامنه است، نه فقط “Yahoo” در نتیجه “Yahoo.net” هم یک دامنه جدا است که می تواند متعلق به فرد دیگری باشد، همچنین “Yahoo.org” و… اما خوب شرکت های بزرگ تمام دامنه های اسم شرکت شان را به نام خودشان ثبت می کنند.

شناخت از .......

قطعا خصلت های اشخاص همچنانی که همه اطلاعات و مشخصات خلقت توسط بنی بشر شناخته نشده هنوز به سیطره و تحت لوای عالمان و محققین در نیامده وبنابراین سیاق شناخت انسانها حسب تشخیص افراد در مبانی مختلف و تفکرات متعدد مورد بررسی و بقولی شناسایی قرار میگیرد و بدین لحاظ از منظر چیدمان دندان نیز یکی از روشهای متداول برای شناخت شخصیت نوع بشر میباشد که برای اطلاع شما دوستان مطلبی در این باب می اورم حتما برای شما نیز جالب است : 

رابطه دندان و شخصیت!!! 

از نظر برخی روانشناسان ، تا حدودی میتوان هر فردی را به کمک چیدمان دندانهایش شناخت. مرتب بودن دندان ها ، بزرگ و کوچک بودنشان و حتی فاصله داشتن و نداشتنشان ...

دندان های مرتب،منظم و ریز:

تداعی کننده یک چهره مهربان، ساده، قانع و با گذشت است. عواطف و احساسات قوی و مهربانی در لبخند آن ها کاملا نمایان است. چهره ای آرام و دلسوز دارند. به آینده امیدوارند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردار هستند.

وقتی دندان های پیشین (سانترال) بزرگ تر هستند: 

نشان دهنده فردی ماجراجو، شلوغ، پر احساس، در عین حال دقیق، منظم، مقتدر، جسور، جاه طلب و کنجکاو که قبل از انجام هر کاری بارها و بارها جوانب کار را می سنجد به گونه ای که گاهی اوقات خود نیز خسته می شود. از روابط اجتماعی قوی و مناسبی برخوردار است.

 

دندان های نامرتب:

بیان کننده شخصیتی خجالتی و کمرو اما مصمم و قاطع که به مسایل پیرامون خود نگاهی عمیق دارد. ترجیح می دهد افکار جدیدی در خانواده پایه گذاری کند. زیاد اهل مسافرت نیست. به دوستی های ماندگار نیز پایبندی ندارد، ولی پشتکار زیادی دارد. شدیدا خواهان تنوع و جاه طلب است.

دندان های مرتب اما با فاصله:

فرد قابل اعتماد و پشتیبانی قوی برای اعضای خانواده، دقیق، نکته سنج و دارای قدرت تحمل بالا است. بیشتر مواقع برای حل مشکلات ترجیح می دهد به تنهایی مسایل خود را حل کند. خیلی اهل ریسک نیست. ترجیح می دهد آهسته و پیوسته حرکت کند. با این حال پشتکار و مداومت است که همواره او را به جلو می برد. احساس مسئولیت قوی و عجیب نسبت به خانواده و دوستان و آشنایان و همکاران و حتی همسایه ها، از او موجودی صبور و مهربان می سازد. به خوبی می تواند سخنرانی کند، بحث و استدلال کند و دیگران را متقاعد کنند

 

سپیده گاهان

دارو ندار و هستی انسان ذات ایشان است که با وجود داشتن همه امکانات بازهم گاه بر سبیل ناداری و بی بضاعتی نشسته و دامن خویش به فقر و تنگدستی  اغشته میکند اگرچه دراین وادی سهم خویش در این مسیر شاید کمتر از ضروریات اجتناب ناپذیر دنیایی است لیکن انچه باعث هرگونه تغییر در زندگی میگردد فرار از روزمرگی و رسیدن به ایده ال هاست اگرچه گویی موانعی در رسیدن به امال و ارزوها وجود دارند لیکن بازهم تقلا و تلاش و کوشش برای رسیدن به هرانچه در اذهان بشریت بعنوان ارزو تلقی میگردد از بدیهیات امر است و باید برای رسیدن به ان از هیچ کوششی فروگذار نکرد بنابراین اموزهای دینی نیز توصیه های بیشماری به تلاش برای رسیدن به رزق و روزی حلال کرده است ودر جایی می اورد که اگر در مکانی بشدت تحت استیصال و درماندگی قرار گرفته هجرت پیشه کن تا در پناه ان به تحول رسیده و خود را از وضعیت کنونی نجات بخشی و شاید این نکته ای ظریف است که حقیر نیز توصیه جدی بدان داشته و خواهم داشت . 

دیشب که بر سبیل این پایگاه زمانی به عاریت گرفته و بر نقطه نظرات ارزشمند دوستان تامل میکردم کامنت همولایتی خویش : 

سلام آقای مهندس
توصیه هایتان متین و بجاست ولی شما که از وضع مردم جمال آباد خبر دارید ما نمیتوانیم یک کیلو شلغم بخریم  حال چطور میتوانیم سبزیجات گرانقیمت را بخریم و بدنمان را تقویت کنیم  
پاسخ:
سلام
خسته نباشید
باعث شرمندگی برای حقیر
امیدوارم با اجرای عدالت و براساس لیس الانسان الا ماسعی هر کسی به حقوق خود برسد
خداوند کریم است انشاالله که خداوند به مه ما کمک کند وخود نیز بتوانیم از این وضعیت خارج و امرار معاش کنیم انهم معاشی مطلوب

 بشدت اسیبم رساند واگرچه از وضعیت ایشان و سایرین بخوبی اگاهم لیکن باز در گوشم نفیری به بلندای سوختن قلبی با احساسات خاص فریاد براورد که چه باید کرد ودر همین اثنا سپیده گاهان برای ادای فریضه نماز به پا خواسته که پیامی از دوستی در تهران باز هشداری داد که: 

یاددارم در غروبی سرد سرد  

میگذشت از کوچه ما دوره گرد 

دادمیزد کهنه قالی میخرم  

دست دوم جنس عالی میخرم  

کاسه و ظرف سفالی میخرم  

گر نداری کوزه خالی میخرم  

اشک در چشمان بابا حلقه بست  

عاقبت اهی کشید بغضش شکست  

اول ماه است ونان در سفره نیست  

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟   

بوی نان تازه هوشش برده بود  

اتفاقا مادرم هم روزه بود  

خواهرم بی روسری بیرون دوید  

گفت اقا سفره خالی میخری ؟ 

جالب اینکه مدتی بعد از نماز تازه صدای موذن از بلندگوی مسجد شهر برخاست و بنده متوجه نماز خوانده شده گردیدم و انرا بحساب نماز شب گذاشتم . 

طاعات قبول

موفق باشید

بزرگان واندرزها(قسمت دوم)

خوشبینى و مثبت‏ اندیشى

 اگر مدام درباره شکست صحبت کنید، بگذارید به شما بگویم،که در آسمان و زمین قدرتى نیست که بتواند به داد شما برسد ویاریتان کند. اما اگر مدام درباره توانگرى و کامیابى صحبت مى‏کنید،باز هم بگذارید به شما بگویم، که در آسمان و زمین قدرتى نیست که‏بتواند جلو توانگرى و کامیابى شمارا بگیرد.
خوشبینى شکل ظاهرى ایمان است. تا ایمان و امید وجودنداشته باشد، هیچ کارى را نمى‏توان انجام داد.
هلن کلر: هیچ چیز به اندازه خوشبینى نمى‏تواند زندگى را زیباترکند، از رنج‏هاى آن بکاهد و راه موفقیت را هموار کند.
من یک خوشبین هستم، زیرا غیر از این بودن هیچ فایده‏اى‏ندارد! وینستون چرچیل‏
اجازه ندهید که محرومیت‏هاى شما، مانع استفاده از نعمتهایتان‏شوند
ابراهام لینکلن گفته است:اغلب مردم تقریباً به همان اندازه شادهستند که ذهن خود را براى آن مهیا کرده‏اند نورمن ولنینت پیل،مردى که براى اولین بار اصطلاح تفکر مثبت را به کار برد این مطلب رااین‏گونه بیان کرده است: هم آنانى که خود را ناتوان مى‏دانند درست‏مى‏اندیشند و هم آن دیگرانى که خویشتن را توانا مى‏انگارند!
هرچه بیشتر مثبت باشید انرژى بیشترى جذب مى‏کنید... پاداش‏مثبت بردن فورى است!
شخصى از امرسون پرسید که براى چه خداى را شکر مى‏کند؟ اوجواب داد: هرروز که چشمانم را بر صبح دلپذیر مى‏گشایم و به این‏دنیاى زیبا مى‏نگرم خداى را سپاس مى‏کنم که هنوز زنده‏ام و دربوستان زندگى مى‏کنم‏
فرصت‏ها همیشه موجودند، این ما هستیم که بایستى آنها راببینیم و از آنها استفاده کنیم. کایزر

یا نه قدرت بیشتر، نه توانائى افزونتر و نه فرصت‏هاى طولانى‏ترمى‏خواهیم، آنچه را که نیاز دارییم برزبان ساده بهره‏بردارى کافى ازآنچه داریم است.
شانس و فرصت؟ همه جا در اطراف شما پرسه مى‏زنند چشم‏بینا مى‏خواهد که آنها را ببیند و استفاده کند. ماردن‏
فرصت‏ها و شانس‏ها اغلب در بطن مشکلات و گرفتاریها پنهان‏هستند. آلبرت انیشتین‏
شانس و فرصت؟ تعجب نکنید، شما هم به‏صورت ترسناک وسیاه، بدبختى و یا شکست موقتى رخ مى‏نماید، مواظب باشید آنرا ازدست ندهید. ناپلئون هیل‏
دکتر جیمز آپن هایم مى‏گوید: عده ‏اى فرسنگ‏ها بدنبال شادى وسرور مى‏دوند و عده‏اى آنرا زیر پاى خود حس مى‏کنند.
موفّقیت را کسانى مى‏یابند و آنرا حفظ مى‏کنند که با ذهنیت‏مثبت در تلاش دائم هستند... ما بعد از سالها تجربه‏اندوزى به این‏نتیجه رسیده‏ایم که ذهنیت مثبت تنها رمز و رازى است که همه‏انسان‏هاى موفق در آن سهیمند..
ناپلئون هیل معتقد است که هر گرفتارى به‏اندازه خود، همراه خودامتیاز مثبت دارد.

وقتى مى‏دانید ذهنیت مثبت چیزهاى خوب و ذهنیت منفى‏جنبه‏اى بد زندگى را موجب مى‏شود، آیا عقل سلیم حکم نمى‏کند که‏از این ذهنیت، آنرا که مثبت است انتخاب کنید؟!

فرصت، یعنى اینکه به خود بگوییم هر اتفاقى که براى من بیفتداز آن در جهت تعالى و یادگیرى و رشد خود استفاده خواهم کرد.
پنج گام به‏سوى یک باور ذهنى مثبت از خود:1 - حذف: هروقت دچار افکار منفى شدید، بلند بگویید حذف!
2 - جایگزینى: سپس باور مثبتى را به عنوان جایگزین آن‏برگزینید.
3 - تأکید: حالا نوبت تقویت باور جدید است، مثلاً آن را روى‏کارتهایى نوشته و در محل دید قرار دهید.
4 - تجسّم: تصویرى خلاق از خود، در حالى که سرشار از باورجدید هستید بسازید و تا شش هفته هر روز این برنامه را اجرا کنید.
5 - ممارست: آنقدر ممارست به خرج دهید تا این تغییرات‏ماندگار شود.

راسکین مى‏گوید: با نقائص دیگران مغز خویش را خسته نکنید باهرکس که ملاقات مى‏کنید فقط جنبه‏هاى خوب و قوى او را ببینید...در این صورت است که عیوب و نقائص شما مانند برگ خزان خواهدریخت و زندگیتان خیلى خوش‏تر مى‏شود؛ هرکس به شما، قیافه صلح‏و صفا نشان خواهد داد و هرکسى خواهد کوشید که با شما روابطدوستانه برقرار کند.

در هنگام رویارویى با مشکلى باید به دنبال موقعیت‏خلاصى‏بخش باشیم، نه اینکه در هرموقعیتى، به‏واسطه اندیشیدن به‏مشکلات خود را فلج کرده و متوقف شویم
Walter cole
کیم وو چونگ، بنیانگذار شرکت معظم دوو:واقعاً خطرى بالاتر از این در جهان وجود ندارد که ما بجاى‏صفت پسندیده خوشبینى، بدبینى یعنى متضاد آن را انتخاب کنیم...من هرگز از خوشبینى دست نکشیده‏ام، وقتى به واقعیات مى‏نگرم،همواره فکر مى‏کنم، شرایط بحرانى و لحظات خطرناک، بسیارزودگذرند...
اگر تاجرى دچار بدبینى شود، لحظه پایان رشد و پیشرفت اوفرارسیده است...


وقتى دیگران شمارش معکوس غیرممکن‏ها را شروع مى‏کنند،من به شمارش ممکن‏ها مى‏پردازم... اگر تنها یک درصد شانس‏موفقیت وجود داشته باشد، یک تاجر واقعى همان را به صورت‏جرقه‏اى مى‏بیند که مى‏تواند آتش بیافروزد، )چرا که( دنیاى تجارت‏آنگونه نیست که اگر یک را با یک جمع کنى عدد دو بدست بیاورى؛ممکن است در جایى تبدیل به ده شود!.

تعیین اهداف و نقش آن در موفقیت   برخى از اهداف، آنچنان متعالى است که حتى شکست در رسیدن به آنها شکوهمند و افتخارآفرین است!
ریشه تزلزل انسان، ارتباط او با آرزوهاى آسیب ‏پذیر است. وقتى‏ دل به آسیب ‏پذیر بستى، تو هم آسیب‏پذیر مى‏شوى، دلبستن به‏چیزى که لرزه‏پذیر است، انسان را مى‏لرزاند".
انسان چون آرزوى کوچک دارد دنیاى کوچکى را انتخاب‏ مى‏کند که با آن تناسب داشته باشد، دنیا را کوچک مى‏بیند تا آرزوى‏کوچکش، بنظرش کوچک نیاید.
مردى که تمامى قواى جسمى و روحى و روانى خود را بر روى‏ امرى متمرکز مى‏سازد برنده است. P.Talmage

هر کس، به اندازه اهدافش ثروتمند است! جوانى دورانى از زندگى است که شخص اگر هیچ چیز نداشته باشد ولى هدف داشته ‏باشد، نیازى به رشک و غبط خوردن ندارد.


آنقدر به عینى‏سازى و منعکس‏ساختن تصویر اهداف خود بر صفحه ذهنتان ادامه دهید تا اهداف، به صورت جزئى از فرآیند ناهشیارتان درآیند.
این تعارض در طبیعت انسان هست که آگاهانه مایل به امرى ‏نیست اما ناآگاهانه و غیرعقلانى در پیشبردش‏ مى‏کوشد. ماکسول مالتس مالتس

مربیان به قهرمانان دستور مى‏دهند تا به موسیقى کلاسیک‏ گوش دهند در حالى که نوارى از صداى خود آن ورزشکار درباره‏ هدفش با ملایمت همزمان پخش مى‏شود... به نظر مى‏آید این نوع‏ موسیقى آسایشى براى مغز ورزشکار فراهم آورد و زمینه را براى‏ تلقیات سمعى و بصرى آماده مى‏کند.
مهمترین چیز این است که اهدافت را روى کاغذ بنویسى!
هدفت را با صداى بلند بارها تکرار کن، هر روز چند سرى...مثل اوراد و ادعیه... به تکرار آن ادامه بده، تدریجاً متوجه‏ تغییرى در درونت خواهى شد هدفت نیز به طرزى افزون‏تر طبیعى‏ خواهد نمود.
اگر مى‏خواهى ثروتمند شوى در قدم اول باید رقمى را که‏ مى‏خواهى و این که چقدر به خودت فرصت مى‏دهى تا آنرا بدست آوری را بنویسى، این‏رازى شگفت، اما بسیار ساده است؛ مواظب باش سادگیش گولت نزند!


آنچه بیشتر مردم از آن بى‏خبرند این است که زندگى دقیقاً به ما همان‏ چیزى را مى‏دهد که مى‏خواهیم. پس نخستین کارى را که باید انجام‏ دهى این است که دقیقاً آنچه را مى‏خواهى انجام دهى!


پس اگر تقاضاى ‏تو، مبهم باشد، آنچه بدست مى‏آورى همانقدر مبهم خواهد بود...
همه رویدادهاى زندگى تو، آینه‏اى است که اندیشه‏هایت رامى‏تاباند...


زندگى دقیقاً همان گونه‏اى است که تصورش مى‏کنى، هرچیزى که برایت پیش مى‏آید محصول اندیشه‏هاى تو است...
بسیارى‏از افراد عقل‏گرا لجوجانه این اصل را رد مى‏کنند.


تمام موفّقان دنیا که ‏کارهاى بزرگ انجام داده‏اند همواره مخالفت‏هاى جدى متفکران ‏خردگرا را نادیده گرفته‏اند! در بیشتر موارد، استدلال و منطق در راه‏ توفیق بزرگ به موانع راه تبدیل مى‏شوند...


تا مادامى که به آرمان "ثروتمند شدن" خو نگرفته‏اى و مادامى که‏این آرمان بخشى از زندگى و اندیشه‏ات نشده است، هیچ چیز نمى‏تواند به تو کمک کند تا دولتمند
شوى.
هدف و آرمان مانند نقشه است و تصور آن شکل را مى‏آفریند و آنگاه ‏سبب مى‏شود که انرژى مادّى، جذب شده و به سوى آن شکل ‏هدایت شود و جریان یابد و سرانجام در عرصه مادى تجلى گردد. حتى‏ اگر براى متجلى ساختن آرمان‏هاى خود، مستقیماً دست به عمل ‏نزنیم باز این اصل کار خود را مى‏کند. صرف داشتن آرمان و نگاه‏داشتن‏ آن در ذهن، یک انرژى است که تصویر آن اندیشه را به خود جذب ‏مى‏کند و در عرصه مادى مى‏آفریند. تجسم خلاق/23.
افکار بلند                 مشکل هر چه مى‏خواهد باشد؛ باید قبول کرد همیشه راه ‏حلّى ‏هست!
به‏جاى آن‏ که به مشکلات خود فکر کنید، یک لحظه به خود مشکل‏ فکر کنید و بقیه وقت خود را صرف راه حل آن کنید.
رى کراک: من همیشه بر این باور بوده‏ام که هر کس مسئول‏ مشکلات و پدیدآورند مشکلات خویش است.
ناپلئون دو جمله بسیار زیبا دارد؛"نژاد بشر در سیطره تخیّل اوست.""ناممکن، واژه‏اى از لغت نامه‏ احمق‏هاست." تردبدهاى ذهنى امروز، تنها مانع تحقق آرزوهاى فرداى ‏شماست. فرانکلین روزولت.

«هنرى فورد» بنیانگذار کارخانه اتومبیل «فورد»: ناممکن وجود ندارد، به نظر من هر کسى که در روى کره زمین ‏درباره چیزى آگاهى کامل داشته باشد دیگر کارى را ناممکن نخواهد شمرد.

"
براى تغییر دادن یک خصلت بد، باید به فضیلتى که نقطه مقابل ‏آن است فکر کرد و این فکر را به قدرى ادامه داد تا بصورت عادت‏ درآید. مخیّله ما براى تغییر یک فکر یا یک احساس، قدرت فوق‏العاده‏اى ‏دارد.
«کیم وو چونگ» موسس شرکت معظم «دوو»: در آن سالهاى فقر و محرومیت جوانى، حتى یک پشیز هم درجیب نداشتم. هنوز نمى‏توانم افکارى را که وقتى شبها دیرگاهان از کتابخانه خارج مى‏شدم و یا هنگام پیمودن راه طولانى، نگاهم به‏آسمان دوخته مى‏شد و این افکار، بر سرم سنگینى مى‏کرد، فراموش‏ کنم؛ در آن موقع به نظرم مى‏رسید دنیا از آن من است و من مى‏توانم تمام ‏عالم را در میان بازوانم جاى دهم، هیچ چیز در ذهنم غیرممکن ‏نمى‏آمد. ما فقیر بودیم امّا قلبم، مالامال از آرزوها بود و هیچ چیز را سد راه خود نمى‏دیدم.

ذهن بشر، پس از باز شدن به افقهاى تازه، هرگز به ابعاد اولیه ‏خود باز نخواهد گشت. ذهن ما گرانبهاترین دارائى ماست.

ویلیام جیمز:یکى از بزرگترین اکتشافات نسل من این است که انسان با تغییر نگرش‏هاى ذهنى خود، مى‏تواند زندگى خود را تغییر دهد.

همه اندیشمندان خردمند در طول اعصار گفته‏اند که بزرگ‏ترین ‏مانع کامیابى انسان، مانع ذهنى است و او با گستردن حدود مرزهاى ذهنشى، می تواند حدومرز زندگیش را بگسترد.من از روى تجربه سوگند مى‏خورم که این‏ حقیقت دارد! حکایت دولت و فرزانگی/46.

زندگى در مقابل محدودیت هایى که خودت تعیین کرده‏اى‏ سرخم مى‏کند. حکایت دولت و فرزانگی/47.

الیوت ورزشکار معروف: مبارزه ‏مربیان و ورزشکاران آینده، دیگر مبارزه‏اى براى شکستن مرزها و محدودیت‏هاى فیزیکى نخواهد بود، بلکه مبارزه‏اى است براى غلبه ‏بر موانع روانشناختى و شکستن محدودیت‏هاى ذهن. زندگى کنیم یا فقط زنده بمانیم/49
این حقیقت را آویزه گوش کنید که بزرگ‏ترین محدودیت انسان ‏در کسب ثروت و فراوانى نعمت، محدودیتى است که در ذهن براى‏خویش آفریده است، همین‏طور بزرگ‏ترین آزادى انسان نیز از ذهن اونشأت مى‏گیرد. توانگران چگونه می اندیشند/63
دیپاک چوپرا، در این مورد داستان شگفت و آموزنده‏اى را تعریف مى‏کند: در هند وقتى بچه فیلی را تربیت مى‏کنند، مربیان یک‏ پاى حیوان را با ریسمان به درختى مى‏بندند. چندى نمى‏گذرد که بچه فیل چنان به این بند عادت مى‏کند که دیگر نمى‏کوشد خود را آزاد کند و بعدها وقتی بزرگ شد، حتى‏ اگر ریسمان معمولى‏هم به پاى او ببندند، از حرکت باز مى‏ایستد. اگر چه این نه ‏ریسمان، بلکه یک باور است که او را متوقف مى‏کند.


قدرتمندترین کارى که براى عوض کردن دنیا مى‏توانید بکنید، عوض کردن اعتقادات خودتان درباره ماهیت زندگى و مردم و واقعیتها، و تبدیل این باورها به اعتقاداتى مثبت‏تر و آغاز عمل بر طبق‏ آن است. تجسم خلاق/127
.

آلدوس هاکسلى: تجربه آن چیزى نیست که براى انسان روى مى‏دهد، بلکه ‏واکنشى است که او در برابر آن رویداد از خود نشان مى‏دهد.

ویکتور فرانکل - مردى که سالیانى از عمر خود را در اردوگاه کار اجبارى نازى‏ها سپرى کرده است- مى‏نویسد:بزرگ‏ترین آزادى بشر، توانایى تصمیم‏گیرى و انتخاب ‏نگرش‏هاى خویشتن است. زندگى کنیم یا فقط زنده بمانیم/60
کائنات ما را در هر اندیشه‏اى که برگزینیم و به آن معتقد باشیم،کاملاً حمایت مى‏کند. شفای زندگی/20

این حق ‏حیات ماست که هر چه نیاز داشته باشیم دارا باشیم، مگر این که‏ خلاف این اعتقاد را برگزینیم