عدالت در قاموس فرهنگ فارسی با اموزه های دینی واژه ای بسیار زیبا و شعف برانگیز است و نمونه بارز انرا امام همام علی در تاریخ اسلام به عاریت گذاشته و سمبل و الگویی را از کونو لظالم خصمنا و للمظوم عونا را در عرصه گیتی و برای اجرای منش و شخصیت انسانی متداول کرده اند وانانی که بنام انسان پیوندی گسستنی را با دنیای مادی برقرار کرده اند نیز بر اساس شعائر مذهبی و اعتقادات درونی که برای افرادی فطری و خیلی عظیم بر اساس مطالعه و شناخت جامع و کامل است رستاخیزی است که بانام معاد و رسیدگی به اعمال و کردار بنا نهاده شده و بنابراین این واژه مقدس و زیبا را هم در معرفت انسانی و هم اموزه های دینی ارزشی دوچندان داده و تمام بر ان فرض پایبندی دارند و در هر جا ظلمی بر مظلومی روا داشته شود کوس رسوائی ظالم بر اسمانها و زمین بلند شده و همگان بر ان شوریده و نفرین میکنند و بنابراین ر اینچنین فضایی رواج ظلم را نباید نظاره کرد و دنیایی را مملو از عدالت و برابری شاهد و ناظر بود لیکن اگر در شعار اینگونه حرکت کرده و امال و ارزوها براین منوال طراحی میشود در عمل در اکثر زمانها و مکانها اینگونه نبوده و ظلم رواج داشته و براساس این عمل فاصله ها دوچندان گردیده است اگرچه اسلام در سبیل و طریقت خود لیس للانسان الا ماسعی را می اورد و بهره کار را برهرکس حلال و هرکس را بهره برداری از هرانچه خود تلاش کرده دعوت میکند لیکن شکاف طبقاتی حاکم بر جامعه چه جهانی و چه در کشور خودمان نگاه ها را به سمت و سوی دیگر هدایت کرده و از واقعیات دور میکند با این مقدمه و براساس قولی که در پست قبل دادم وارد گوشه ای از سفرنامه میشوم و اگرچه دوست داشتم از کل سفر بگویم لیکن فرصت و مجال اندک این توفیق را نصیب نمیکند و بنابراین از اقا حشمت کیش سخن به میان می اورم و برای ورود فضا را برای ان عده از دوستان که تا کنون توفیق عزیمت به جزیره را نداشته اند بگویم که از جمله مناطق ازاد تجاری که صادرات وواردات را تغییری با حدود و ثغور مرزهای کشور داراست و امکاناتی فراهم است تا افرادی برای رفع خستگی و تجدید قوا و نرفتن به کشور های دیگر تلاش کنند جزیره بسیار زیبای کیش است و بنده نیز بنا به دعوت خویشی در عید سعید فطر عازم به این مکان شدم و اگرچه برای چندمین بار بود لیکن تغییرات همیشه دنیایی دیگر را در دیدگان به نظاره مییکشد و بنابراین بازهم تازگی انرا میتوان بعینه دید در این منطقه رطوبت بالا و دمای بسیار زیاد و ارتفاع کم و صفر از دریا شرائط تنفسی را برای مسافرین مهیا کرده و بازارها و خیابانها و امکانات خوب تفریحی و...........حداقل برای مدتی اندک مسافرین را از دنیای پر اشوب و دغدغه زندگی عادی خارج میکند و برای بنده نوعی که در همه ایام شرائط شغلی دغدغه هایی را دارد فرصت مناسبی بود لیکن .............
خودم نیز نمیدانم چرا ساختار شخصیتی و علقه های اجتماعی و انسانی در هر جا و شرائط مرا به سمت و سویی میکشاند تا با انسانهایی همراه و همگام شوم که از درون مشکلات خاص را داشته و خود را مسئول پی گیری و حمایت از این قشار میدانم و به همین دلیل حسب اشنایی یکی از همکاران اقا حشمت که از دیار مردانگی و غیرت و استانی فعال همچون چهارمحال امده بود اشنا شدم وی کهمدتی حدود چهار سال را از دیار ترک وطن کرده و برای کار به جزیره رفته بود در تاسیسات یکی از بزرگترین بازارهای جزیره مشغول و علاوه براین امر به اشپزی و نواختن نی و ...نیز اشتغال داشت و من نیز هرشب برای دیدار این عزیز و همراهان وهمولایتی هایش اقا مجتبی و اقا نیما به ان بازار میرفتم و جالب اینکه با همه وجود و سادگی از حقیر پذیرایی میکرد حتما شما پذیرایی را به خوردن و اشامیدن تعبیر میکنید ولی نه بدلیل نبود مکانی خاص در قسمت تاسیسات این بازار با نواختن نی و التی از موسیقی که مخصوص مناطق بندری است فضای ان مکان را دل انگیز و انسان را به ارامشی عجیب دعوت میکرد و شاید باورتان نیاید که علیرغم مسئولیتی خطیر تنها ماهی چهارصد هزارتومان دستمزد دریافت میکرد و خوشحال از دادن اسکان در گوشه ای ازاین بازار به ایشان و جالب اینجاست که این عزیز امکانات را برای همنوعانی فراهم میکرد که از هر فروشگاه انجا معادل مبلغ حقوق ماهیانه ایشان خرید میکرد ند و دغدغه ای نیز نداشتند و انجا بود که همچون سایر مکانها شاهد شکاف بسیار بزرگ بین غنی و مستضعف شدم و هر چه می اندیشم نمیدانم چرا اینگونه افراد و افرادی همچون کشاورزان و ...........که کر و تلاش بیشتری میکنند از درامد کمتری برخوردار و افرادی که .............................
و بدین سان فقیران را در میان مرفهین کم رنگ دیدم لیکن معنوین وجودشان انچنان نورانی است که چشمان .................خیره کرده و امید به ظهورش تا عدالت گسترده شده و حق به حقدار .
با کسب اجازه از دوستان خوب خودم که در این مدت جزءخوانندگان خوب این پایگاه شده و نوشته های اینجانب را مطالعه و تحمل کرده اند حضور مجدد خود را پس از مدتی قریب به ده روز اعلام داشته و اگر فرصت پیدا کردم سفرنامه ای را هرچند مختصر در اینجا خواهم اورد چرا که :
بسیار سفر باید تا پخته شود خامی صوفی نشود صافی تا سر نکشد جامی
توفیق همه شما عزیزان را از خداوند منان و متعال خواستارم
در جهت تمدد اعصاب و تا حدی رفع خستگی ناشی از دغدغه های شغلی و ذهنی و.........تصمیم گرفته ام برای مدتی کوتاه و حداکثر ده روزه بار سفر را به دیاری غیر از محل کار بسته و تجدید قوا کنم بنابراین از کلیه دوستان عزیز و خوانندگان گرامی برای عدم حضورم در این مدت عذرخواهی کرده و امیدوار هستم خداوند بازهم فرصت بدهد تا بتوان در جوارتان در این دنیای مجازی ارتباط و تعامل موثری داشته باشم .
موفق باشید .
در اصول دوستی و ارتباطات ماندگاری خاطرات به تنهایی نمیتواند کارساز بوده و بدان دلخوش کرد و باید برای استمرار هر انچه اتفاق است برای بوجود امدن خاطرات و استمرار انها تلاش و کوششی مجدانه و تاثیر گذار داشت و بدین لحاظ بی توجهی به هرانچه در این فضا بوقوع میپیوندد شاید دغدغه هایی را برای انسان بوجود اورد که گریز از ان را نتوان با صبر و حوصله پاسخ گفت و بدین سان هر جا رد پایی از دوست بوجود اید باید دنبال شود تا در تداوم دوستی های پاک انها را یاد کرد و در هجرانش کمر خم نکرد و اینگونه است که مدتهای کوتاه از مرور دست نوشته های دوستی شریف محروم و پایگاه ایشان قابل دسترسی نیست و جدا علت را نمیدانم و چون اثاری دیگر برای دست یافتن به نوشته های خوبش نداشته و حتی متوسل به یار خوبمان اقا پژمان شدم و بی نتیجه ماندم امروز بران شدم تا در اینجا برایش و بیادش تا حضورش را باز شاهد باشم پستی را کتابات کرده و از ایشان دعوت کنم تا ادرسی اگر دارند ارائه تا از الطافشان بی نصیب نشوم .
امید که موفق شوم .
احساسی که شما دارید "ناامیدی" است. شاید گاهی با کمی ناراحتی و عصبانیت نیز همراه باشد. به شدت بر روی اهداف و پروژه های خود کار میکنید، اما راه به جایی نمیبرید و اصلاً دلیلش را هم نمیدانید. تنها چیزی که میدانید این است که ناامید هستید و بدون توجه به این مطلب که تا چه اندازه به سختی تلاش میکنید، به هیچ جایی نمیرسید. انگار که آب در هاون میکوبید و تنها حسی که به شما دست میدهد چیزی نیست جز ناامیدی. تمام این نکات به نظرتان آشنا می آید، اینطور نیست؟
اینجا دقیقاً همان جایی است که همه می گویند: "من کم آوردم" و دست از کار میکشند. قبل از اینکه به چنین بن بستی برخورد کنید، در این مقاله 8 راه غلبه بر ناامیدی را به شما معرفی می کنیم.
1- از خود سؤال کنید: «چه کاری در این شرایط جواب می دهد؟»
حتی زمانی که احساس می کنید هیچ کاری از دستتان بر نمیآید، به دقت فکر کنید و مطمئناً یک راه پیدا میکنید که به شما کمک کند. خوب همین امر هم جای خوشحالی دارد. حال چگونه می توانید آنرا به کار بندید و ارتقا دهید؟ با مطرح کردن این سؤال خودتان را از دایره منفی گراییهایی نظیر «واقعاً ناامید کننده» است، نجات دادهاید و میتوانید بر روی نکات مثبت تمرکز کنید.
به این طریق شما راهی را پیدا کردهاید که شما را به نتیجه میرساند و راهی را به شما نشان میدهد که بتوانید از ناامیدیها نجات پیدا کنید. در این میان فرایند تمرکز بر روی پیشرفتها از اهمیت بالایی برخوردار است.
2- رکورد کارهای خود راثبت کنید
هر کاری را که با موفقیت انجام میدهید، یادداشت کنید. اگر این کار را به صورت ماهانه انجام دهید آن وقت میتوانید دریابید که در طول یک ماه تا چه حد پیشرفت کردهاید. خودتان از هم میزان موفقیتهایتان شگفتزده خواهید شد. اگر هم دیدید که در لیست شما موارد زیادی نوشته نشدهاند، چشم هایتان باز میشود و متوجه میشوید که بیش از آن که کار کنید، وقت گذرانی میکنید و یا انرژی خود را صرف کارهای بیارزش می کنید و باید حواس خود را بیش از اینها جمع کنید. باید به جایی برسید که لیستتان از موارد مختلف پر شود تا بتوانید پیشرفت کنید. با تهیهی لیست هم چنین میتوانید به راحتی تشخیص دهید که در کدام زمینهها مؤثرتر عمل کردهاید و در کدام قسمتها کمی ضعیف بودهاید و نیاز به تلاش بیشتری دارید.
3- بر روی عملی کردن آرزوهای خود تمرکز کنید
هدف اصلیتان را در ذهن خود تجسم کنید. نتیجهی مورد علاقهتان چیست؟ گاهی اوقات دور و برمان آنقدر شلوغ میشود و خودمان را سرگرم حل درگیریها و مشکلات پیش پا افتاده میکنیم که یادمان میرود هدف اصلی زندگیمان چیست. سعی کنید تا آن جایی که میتوانید از پرسیدن سؤال «چرا چنین اتفاقی افتاد؟» پرهیز کنید، چرا که پرسیدن این سؤال شما را در گذشته نگه میدارد و جلوی پیشرفتتان را میگیرد. این سؤال هیچ گونه راه حلی برای حل مشکل، به شما معرفی نمیکند. چیزی که باید به آن توجه داشته باشید دو سؤال زیر است:
- این بار انتظار دارید که چه اتفاق متفاوتی روی دهد؟
- برای رسیدن به آن نقطه چه کاری باید انجام دهید؟
4-"هیاهو" را کنار بگذارید و ساده سازی را رواج دهید
زمانی که برای حل مشکلی در حال تلاش هستید، ممکن است آنقدر درگیر یافتن راه حل شوید که ناخواسته کارهای جانبی بسیار زیادی را به آن اضافه کنید و با خودتان هم تصور کنید که ممکن است این موارد به شما کمک کنند.
اگر نگاهی به سایت های اینترنتی انداخته باشید پر است از تبلیغاتی نظیر «راههای ساده برای راه اندازی و اداره وب سایت» ، «راه های آسان کسب درآمد» و.... این قبیل موارد تنها به عنوان هیاهیو حساب میشوند و باید بدانید که حتی خواندن آنها هم ممکن است وقت شما را تلف کند. این طور آگهی ها فقط وقت شما را تلف میکنند و پول هایتان را به تاراج میدهند. آنها هیچ اهمیتی به موفقیت و یا شکست شما نمیدهند. البته بیشتر افراد زمانیکه از روند کند کار خود خسته میشوند، معمولاً به چنین مواردی روی میآورند و تبلیغاتی نظیر «این همان چیزی است که شما نیاز دارید» و «ما همه چیز را برای شما آسان کردهایم» روی میآورند.
اگر آینده نگر باشید، می توانید به خوبی پیشبینی کنید که اگر برای 6 ماه بر روی کار فعلی خود تمرکز کنید، آن وقت از تمام این پیشنهادهای جور به جور منفعت بیشتری عایدتان خواهدشد. دیگر نمیخواهیم در اینجا اشاره کنیم که در صورت رجوع نکردن به این تبلیغات، پول خود را دور نریختهاید و همان اندازهای که قرار بودهاست بابت این تبلیغها پرداخت کنید را جمع می کنید. ببینید چه چیزی در زندگیتان اولویت دارد و ابتدا همان را انجام دهید. هر کاری که وقت و هزینه شما را تلف میکند و هیچ حاصلی در بر ندارد باید از برنامه زندگیتان حذف شود.
5- راه حل های چند جانبه
شما همیشه چند حق انتخاب متفاوت دارید. فقط کافی است بر روی راههای مختلف تمرکز کرده و آنها را در ذهن تجسم کنید. به خودتان بگویید که من باید به عنوان مثال 8 راه حل مختلف برای فائق آمدن بر مشکل فعلی خودم پیدا کنم. تنها دانستن این مطلب که شما راه حل های متفاوتی پیش رویتان قرار دارند به شما کمک میکند که احساس بهتری پیدا کنید. بر طبق لیستی که تهیه کردهاید، انتخابهای متفاوت انجام دهید و کار خود را بر روی برنامه دنبال کنید.
6- اهل عمل باشید
شما زمانی که به ناامیدی میرسید، معمولاً شور و اشتیاق اولیه خود را از دست میدهید و دیگر حتی تمایلی ندارید که به موضوع مورد نظر فکر کنید. مسئلهای که برایتان پیش آمده دشواراست، از آن ناامید شدهاید، و احساس میکنید که نمیتوانید کار به جایی ببرید. بنابراین هر کاری که شما را از آن دور کند برایتان جالبتر به نظر میرسد. در یک چنین زمانی به دنبال این هستید که هر طور شده از کار اصلی طفره بروید؛ اما اگر اهداف از پیش تعیین شده را داشته باشید و مسیر مناسبی را برای خود انتخاب کردهباشید، گذر ازاین دست اندازهای کوچک نباید شما را خسته و ناراحت کند. همانطور که توماس ادیسون گفتهاست: «بسیاری از افراد شکست خورده کسانی هستند که متوجه نبودهاند تا چه اندازه به اهداف خود نزدیک شدهاند.»
مسئله دیگری که ممکن است اتفاق بیفتد این است که شما وقت زیادی را صرف نگرانی میکنید. نگرانی یکی از بدترین راههای اتلاف انرژی است و اجازه نمیدهد که شما به جلو حرکت کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که اهل عمل باشید. زمانی که دوباره توانستید به سمت جلو حرکت کنید، آن وقت متوجه میشوید که دیگر دلیلی برای نگرانی هایتان وجود ندارد
7- تجسم نتیجه مثبت
بهتر است بیشتر آن وقتی را که میخواهید صرف نگرانی و ترس و منفی بافی کنید، صرف مثبتاندیشی کنید. بزرگترین قهرمانان ورزشی جهان خودشان را در حالی تجسم میکنند که بدون هیچ گونه عیب و نقصی مسابقات مختلف را به نفع خود به پایان میرسانند. هیچ جایگاهی برای شکست در ذهن این افراد وجود ندارد. این درست همان چیزی است که شما هم باید به آن برسید. خودتان را ببینید که به آرزوها و اهدافتان می رسید. خودتان راتصور کنید که به آرزوهای تان رسیدهاید، چه احساسی دارید؟ چه میگویید؟ بر روی این کار وقت بگذارید؛ این امر به شما امید میدهد تا راهتان را ادامه دهید
- مثبت باقی بمانید
معمولاً موارد مختلف به آن اندازه ای که آنها را در ابتدای کار میبینید بد نیستند. گاهی اوقات چیزها بدتر از آن چه هستند به نظر میرسند تنها به این دلیل که ما خودمان خسته هستیم و از نظر ذهنی آمادگی نداریم. کمی استراحت و نگه داشتن حس شوخ طبعی میتواند به شما کمک کند. این گونه احساسها به سرعت از میان میروند و شما مجدداً به حالت عادی باز میگردید. یک ذهن باز خیلی راحتتر میتواند راه حلهای متفاوت را پیدا کند و آنها را به کار ببندد تا یک ذهن کسل و خسته. یک ذهن ناامید به همه چیز این طور نگاه میکند: «فایدهاش چیست؟» یک ذهن بسته نمیتواند راه حلهای ممکن را بررسی کند و آنها را تشخیص دهد. مثبت باقی بمانید.
به هر حال باید هم چنان بدانید که گزینههای مختلف چه هستند و بر طبق برنامه هر یک را امتحان کنید. هدف شما این است که راه حل مناسب را انتخاب کنید، تمام حواس خود را روی آن متمرکز کنید، و سپس عکسالعمل مناسب نشان دهید.
با استفاده از 8 روش ارائه شده در بالا پس از مدتی درک میکنید که در زندگیتان مشکلات کمتری رخ میدهند و احساس ناامیدی کمتری به شما دست خواهدداد. در عوض به این نتیجه میرسید که موقعیتهای بیشماری پیش رویتان قرار دارند و متوجه میشوید که چگونه میتوانید از آنها به نفع خود استفاده کنید
افریننده هستی که تمامی موارد را در زندگی موجودات مد نظر قرار داده و برای هر دردی دوا و راهی برای هر مشکل در التیام درد هایی که گاه انسان را بشدت تحت تاثیر قرار میدهد نیز چار ه ای اندیشیده که بخوبی شفاف و روشن است و اگر نبود این چاره بشر را بسرعت به نیستی و فنا در محیط مادی فراخوانده و از بین میبرد و از انجمله نقش گریه در سلامتی بشر و مقایسه گریه در خانمها و اقایان است که امروز در مقاله ای با ان روبرو و برای استفاده شما در اینجا منعکس میکنم امید که مورد استفاده قرار گیرد انشاالله
امید که لیالی قدر نیز برای شما پر از فیض و برکت بوده و موفق شده باشید از این خوان گسترده الهی برکاتی فراوان نصیب و جود مبارک کنید:
عوامل جاری شدن اشک
گفته شده که : زنان 4 برابر بیشتر از مردان اشک می ریزند و که ای ناشی از احساساتی بودن آنهاست.به گزارش ایونا روانشناسان معتقدند که اشک ها اطلاعات مربوط به چگونگی واکنش ما در مقابل اتفاق رخ داده را به طور سریع و فشرده در اختیار ما و دیگران قرار می دهد.اما اینکه زنان نیاز بیشتری به گریه کردن دارند، نظریه ای است که با توجه به تغییرات هورمونی زنان ارائه کرده اند.
گفته شده که پرولاکتین در زنان بیشتر از مردان است و این خود ، معرفی است قوی برای جاری شدن اشک چشمان زنان، در حالی که آنها نیاز شدید دارند که پرولاکتین اضافی را از بدن خود دفع کنند،چرا که بالا بودن سطح پرولاکتین به بدن آسیب می رساند و راه دفع مستقیم این هورمون گریستن است.هنگامی که شخص در معرض احساسات قرار می گیردغده هیپوفیز شروع به آزاد کردن پرولاکتین داخل غدد اشکی حاشیه لکها می شود. پس هیچ علتی وجود ندارد که زنان را به خاطر گریستن تحقیر کنیم.
تاثیر گریه در پایین آوردن فشار خون و تحریک دستگاه ایمنی بدن ثابت شده است.در گریه گرچه ابتدا فرد ناراحت می شود ولی بعد از آن احساس بهتری دارد.مارگارت گربو(پژوهشگر) می گوید: گریستن فشار خون افراد را پایین آورده و جریان اکسیژن به مغز را بیشتر می کند و حالت تخلیه هیجانی(اضطراب) در فرد دیده می شود.
محققان معتقدند که گریستن کافی با تندرستی ارتباط مستقیم دارد همانطور که سایر مکانیزم های بدن تولیدات زائد را از راه ادرار و...دفع می کند،سرازیر شدن اشکهای ناشی از هیجانات هم موتد مضر را از چشم خارج می کند برای مثال: در اشک هایی که ناشی از ابراز احساسات ریخته می شود تراکم منگنز 20تا30 برابر بیشتر از منگنز موجود در خون است.
فواید گریه و اشک
1- ضد عفونی
2- رفع سرطان چشم
3- رابطه طبی گریه نکردن و ابتلا به زخم معده
این گونه زخم ها در میان مردان بیشتر دیده می شود و علت آن را گریه نکردن دانسته اند.
4- گریه اطفال
از امام صادق(ع)روایت شده که فرمودند: در مغز کودکان رطوبتی است که اگر در آن بماند کودکان به بیماری ها و نارسایی های
سخت و ناگواری مبتلا می شوند مانند نابینایی(که مربوط به اعصاب و عقل می شود) .
همچنین آبی که از دهان کودکان سرازیر می شود رطوبتی است که اگر در بدنشان بماند آثار وخیمی به جای می گذارد وممکن
است موجب کودنی،کم عقلی،دیوانگی و فلج گردد.
5- آرامش اعصاب و روان و جلوگیری از ابتلا به امراض
6- فرو نشستن خشم درونی
7- برطرف شدن تکبر و منیت
8- طراوت و شادابی روح
9- تعادل فکر
10- علامت و نشانه رقت قلب و مهربانی