جهان امروز را مملو از انسانهایی می بینیم که با دیدگاه های مختلف و باسبکهای متفاوت در گذران عمر خویشند برخی را در تلاش تا نامی نیک از خود بجا گذاشته و در بستر خاک ارام گیرند و در انتظار برای وعده های الهی وبرخی نه امده اند تا همه وجودشان را از ابتدا تا انتهای عمر خویش به هجویات و مادیگرایی و ....مصرف کرده و بقولی در حال و هوای مادیت و خوشگذرانیهای معمول بین اهل و تبار خود باشند واگرچه ایران از جمله کشورهایی است که به دینداری و اعتقادات پایبند و هرزگی و خسران عمر اندک است لیکن فاصله گرفتن از تعهدات و اموزه های دینی در واقعیت کلمه بستر را برای انجام هرگناه فراهم کرده و از مسیر اصلی خارج میکند وهر چه این مسیر پر فراز و نشیب گردد زوال و نابودی نسل بشریت پر شتابان و بر سرعت ان افزوده خواهد شد و دیگر نمی توان از واژه پر محتوای انسانی نیز نامی برد و شاید جامعه انسانی تفاوتی اندک با سایرجوامع موجودات و ...خواهد داشت واما در مبحث الگوهای رفتاری و اخلاقی در ابعاد و حوزه های مختلف امده اند انسانهایی که سعی کرده اند فصاحت و بلاغت را در اعمال خود بکار برده و از اینطریق علاوه بر نجات خود از لجام گسیختگیهای جامعه منشا خیر وبرکت برای سایر همنوعان خود گردند و با زحمت و مرارت اینکار را عملی و نامی از خود به یادگار گذاشته اند لیکن نام امام اول شیعیان جهان را نه تنها مسلمانان بلکه تمامی افرادی که در مکاتب و مذاهب مختلف نامی از ایشان شنیده اند به نیکی یاد کرده اند از جرجی زیدان تا جبران خلیل جبران و............انسانی که تنها فرد زاده شده در کعبه بود قداست و حرمتش را نه کوفیان و .........بلکه پیامبر با انتخاب ایشان بعنوان همسر دخت خویش محکم مهر تائید زدند وبا انتخابش بعنوان ولی امر مسلمین پدری یتیمان و سرپرستی بیوه زنان را در وجود بی همتایش مستتر کردند و بدینسان سبک و شیوه الگوسازی در همه ابعاد وجودیش را بمنصه بروز و ظهور رساند تا نه تنها یاور پیامبر اسلام در جنگها و مراسمات مختلف باشد بلکه با اهداء شبانه اذوقه و غذا بطور پنهانی در درب منازل بینوایان شجاعت و حریت و جوانمردی مولا را بر تارک جهان هستی برای همه نسلها و همه عصرها به ودیعه و ظهور رسانیده و از این طریقت ناب پیروانش اموزش دیده و عدالت به معنای واقعی کلمه ونه در شعار به اجرا دراید و ایشان ثابت کرد که جهاد با نفس جهادی اکبر است که در لوای این حرکت عظیم خداوند را خوشنودی و رضایت را مسبب خواهد شد وامشب لیلی است که فردایش سالروز تولد الگوی تمام عیاری از جوانمردی و شجاعت و حریت و فداکاری است اسطوره ای از مردانگی و وقار و بهمین دلیل نام ان را بنام روز پدر نامیدند تا همه انهایی که بنوعی از مهر پدر محرومند نیز وجود مبارک را بعنوان سرپرست خویش تلقی کرده و برگرد وجود نام مبارکش این روز خجسته را جشن بگیرند و از برکت دعایتان امروز فرصتی دست داد در جشن پدران اسمانی این دیار در گلزار مبارک شهدا شرکت کنم حضور فرزندان شهدا که امده بودند تا مهر پدر را در کنار مقبر های گل گونه حس کرده و درجوارمردان اسمانی خویش هدیه های انتخاب شده را به پدران خود که در کارزار دفاع از شرافت و مردانگی هدیه کرده بودند تقدیم کنند باشد تا از این احساس نزدیکی و قرابت با شهدا معنویتی دوچندان را نصیب کرده تا در لوای این احساس با معنویتی دو چندان به سمت پیشرفت و حاکمیت عدالت البته به دور از هرگونه تزویر و ریا طی طریق کنیم اری اسمانی ترین مردان خاکی رفتند تا من و توماشویم ودر پناه این وحدت برتمامی نفاق افکنان و دورویان و مزوران چیره شویم.
وظیفه خود میدانم که بعنوان فردی از افراد ایران عزیز سالروز ولادت الگوی حریت و شجاعت و عدالت و روز پدر را به همه پدران این مرزو بوم تبریک وتهنیت عرض کرده و به همه افرادی که سایه پدر را بر سر خود دارند توصیه کنم که قدر این موقعیت بزرگ را دانسته و بر ان منزلت و ارزشی عظیم بگذراند .
مدتی بود که موفق نشدم به یا ران دنیای مجازی و دوستان از جان بهتر و عالمان در انتظار و شیفتگان راه عدالت و انسانیت و حریت و جوانمردی و ازادگی و ............دریک کلام مسلمانان واقعی این کوی وبرزن سر بزنم واگرچه عذر خواهی کردم و وقت کم را بیان کردم و گرفتاریهای روزمره لیکن گاه میشود که انسان این موجود عجیب و پیچیده علیرغم همه علاقمندیهای به یک راه و طریقت و ابزار و الات و .............انچنان از خود بیخود و مسحور و حیران گشته و ناتوان از انجام امور که خود نیز ان را باور نکرده و از خود سوال کرده که ایا من همان انسانی هستم که اراده و پشتکاری پولادین واهنین داشته و خستگی برایم معنی و مفهوم نداشت ؟
و بنابراین عادت که بسیار نامیمون و نامبارک است عاملی بسیار مخرب در فطرت و ظاهر انسان خواهد شد و انسان را از رشد و تعالی دور و خمو دگی ورخوت را براین موجود مستولی میکند و اگرچه شاید لحظه ای راحت و ارام باشی لیک در همه عمر بشدت دغدغه ای را بر روح و روان حاکم میکند و ....................
بگذریم که در همین ارتباط نیز سخن بسیار است و فرصت اندک و براین اساس ماجراهایی را در طول عمر خویش باید نظاره گر باشیم و افسوس بخوریم که شاید بجرات بتوان گفت اگر نبود حکمت خداشناسی و ایمان راسخ هر کدام از این وقایع و دیدنیها خسرانی را برانسان بالغ و عاقل وارد میکرد که یا جهان را بدرود میگفتی و یا از شدت ناراحتی روح و روان را صیقل داده و اواره بیابان و کوه و برزن میشدی و.......
دراین مقوله بسیار اندیشیدم تا برای این مطلب عنوانی یابم که انصافا فکر و ذهن یاریم ندادو بی مقدمه با عنوانی و اما ..............اغاز کردم چرا که درد و مصیبت انچنان شدت داشت که ترجیحا در اینجا اوردم تا انرا تقسیم کرده و از وجود دوستان نیز برای تحمل ان بهره جویم اگرچه میدانم که کارم بسیار اشتباه و موجبات ناراحتی تعدادی از با انصافان را فراهم خواهم اورد و...
نمیدانم چرا از بودن با اقشاری اسیب پذیر رضایت وجدان پیدا میکنم و نه تنها از بودن با اینها بلکه از شنیدن موسیقی های سنتی که درد ها را بیشتر کرده و دل گیرترند نیز بهره میبرم شاید میخواهم وعده الهی را که هر انچه در دنیا بیشتر عذاب بکشی دنیای واقعی را لذتی بیشتر خواهی برد میخواهم استفاده کنم و از این باب که بعد از مدتها که فرصت سفر یافتم به دیار و ولایت خدمت قبل رهسپار شدم و در روستایی با دوستانی قدیمی از انجمله سراغ زنان و شوهرانی سالخورده که از محنت و غم بی کسی در کنجی خلوت گزیده و از همه نعمتها و زرق و برقهای دنیوی بهره ای نداشته و در فقری عظیم بسر میکردند نه یک زوج و نه دو زوج بلکه زوجهایی و زنانی بیوه و سالخورده که نای و توان زندگی در حداقل شرائط از انان سلب و شاید بجرات بتوان گفت بدلیل نداری و فقر هر از گاهی از خداوند خواستار اتمام عمر خویش و رجعت به دنیایی را که از مدتهای دور باستناد اموزه های دینی انتظارش را داشتند میکشیدند اری شاید باورتان نیاید و یا اینکه برخی که وادی سیاست و ...را انتخاب کرده و دنیای خویش را با رنگهای سیاسی جلوه داده این نوشته را نیز سبکی از سیاست و انتقاد و ...فرض کرده و بر بنده خرده گرفته باز هم کول بار فحاشیها را برایم کامنت گذاشته و ....ولی نه خدا را به شهادت میگیرم که درد این دیدارها را نه من بلکه شاید قصی القلوبهایی که در کنار کاخهایشان موجبات بوجود اوردن این گونه کوخها را فراهم کرده اند نیز تحمل و نای هموار کردن را نخواهند داشت اری در طول چند سال اخیر نهادهایی کمکهایی شایان کردند و بیشمار افرادی که از مستمریهای خوب استفاده کردند ولی هستند افرادی که در اوج ناتوانی بشدت از اینگونه نهادها رانده ودر اوج فلاکت و بیچارگی زندگی میکنند که نمیدانم از کدامین بگویم لیکن اگر دوستی خواست ادرس میدهم ادرسی که با ورود به کوخش تا انتهای استخوانهایت به درد اید و از شدت درد تا مدتها خواب به چشمانت راهی نشود هم او که برای یک عمل جراحی ضروری که به عمرش بستگی داشت چهارصد هزارتومان را به قرض گرفته و حال از پرداخت ان عاجز است و برای ادای دین خود ماهیانه بیست هزارتومان را نداشته و از شدت نداری خواب بر چشمانش حرام شده و یا زوجی سالخورده که از ترس رفتن زیر اوار بام گلین خود با هر باد ناملایمی قلبشان به طپش می افتد و یا ان نابینایی که برای استخوان درد پاهایش پول دکتر و درمان را نداشته و درد را تحمل میکند ویا .........
وکجایند انانی که دم از ..................میزنندو ...................
واما .........................
دردم نهفته به زطبیبان مدعی باشدکه از خزانه غیبش دوا کند
سکوت را خداوند برای چه افرید ؟
گاه انسان همانند لحظات حساسی که باید برای ارامش خاطر خویش دست به نیایش و درخواست از ذات ذیجودش نکشیده و در امتداد خواسته های بی انتهایش خالق معبود را به یاری طلب کرده و از این عزلت وحشتناک وتنهایی خفه کنند ه ای که نای ادمیت را گرفته و بر امتداد ظلمتهایش ظلماتی دیگر مستولی میکند گریزان میشود و برای طلب یاری از ان خالق به تنهایی خویش استمرار تا در پناه این محیط نای و رمق گرفته شده از خویشتن خویش را بازیابی و به دیار مانوس با جلوه های انسانیت خویش طی طریقت میکند و در این وانفسای بی کسی و حرمان یار دست به دامان معبودش تا راه و چار ه ای را برای رهایی از هجران وجود خویش با ظاهر اراسته از همه رنگ و بوی نا مانوس از انسانیت خویش بیابد و شاید بجرات بتوان گفت که این لحظات از بدترین اوقاتی است که بنده ای از بندگان ذات باریتعالی برایش اتفاق افتاده و در انتظار یاری اوست تا با ظهورش به همه نومیدیها و نامرادیهای زندگی مشقت بار خود پایانی خوشایند دهد و بر این منوال به دعای فرجش پناه برده که :
اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن و...................
از دوست محترم آقای .......... که با آدرس 80.191.119.235 به شماره تلفن ..... از مرکز اینترنت همیاری شیراز معمولا به بنده اظهار لطف می کنند خواهش می کنم بیش از این چهره خود را آشکار نسازند!!
ضمن عرض تشکر و امتنان از دوستانی که بنده را مورد لطف قرار میدهند و به این وبلاگ سرکشی میکنند بدلیل مشغله کاری زیاد وحضور در مراسمات دوست مرحوم و در ابتدای هفته میزبانی همکاری محترم از تهران که منجر به عدم حضور بیشتر در ارائه مطلب شده است جدا عذرخواهی میکنم امید که بتوان در اینده جبران کنم .
جامعه امروز را مجموعه انسانهایی تشکیل میدهند که اداب و روشها و تفکرات و مذاهب و..متعدد داشته و براساس سیره و روش پیامبران الهی و ائمه هدی و مکتب انسانساز اسلام که ازادی اندیشه و انتخاب دین و مکتب را امری اختیاری و ازاد اعلام کرده و با ایه لا اکراه فی الدین قدتبین .....
تکلیف همه را مشخص کرده و به عبارتی ساده تر کارنامه و اعمال هر کس را خود بر اساس کرده ها و گناه و صواب باید شخصا در روز موعود پاسخگو باشد بنابراین هر شخصی بر اساس شناخت و ذوق و قریحه و اگاهی و اطلاعات و هر انچه که در زندگی روزمره با ان سر کار داشته تصمیمی را اتخاذ و بران ایستاده و اظهار نظر میکند واز طرف دیگر این انقلاب سطح بینش و اگاهی مردم و احاد جامعه را بحدی بالا برده و ارتقاءبخشیده که کسی را بر کس دیگر تسلط بر تغییر در تفکر و اندیشه نداشته و حتی در خانواده ها نیز مشاهده میگردد که افراد اندک نگرشها و دیدگاههای متفاوتی را دارند و کسی را بر کس دیگر اعراض و تحکمی نیست که چرا شما اینگونه اندیشه و تفکری داری و ....؟بنابراین نمیتوان برکسی بابت امری که مشتبه شده و وقوف ان نیز تایید نگردیده و فقط شواهد و قرائن انرا نشان میدهد ایراد و اعراض کرد فلذا ضمن ابراز تاسف از شیوه اعلام نظر و فحاشی در این دنیای مجازی که محلی برای رشد و ارتقا فرهنگ و ایجاد تعاملات است از خداوند متعال اصلاح اخلاق این کامنت گذار اشنای بنظر خود ناشناخته را خواهان و امیدوارم که اگر مطلبی و یا نظری دارند با الفاظی اسلام پسند و عاقلانه و در حد و زیبنده مسلمان واقعی بیان کرده و با اینگونه الفاظ که بنظر ناشی از عقده و حقارت و کوچکی نفس است اینجانب را مورد خطاب قرار نداده و این را متوجه شوند که بنده شخصی صاحب مرام و دارای اخلاقی حسنه و مسلمان و پیرو خط و مرام و سیره پیامبر بوده و اینکونه الفاظ رکیک را همچون سایر مسلمانان واقعی به دل نگرفته و از خداوند متعال اصلاح شخصیت و مرام مسلک افرادی همچون این خواننده را خواهان وارزومندم چرا که در بین اینهمه جانداران و دوپایان هرچند به تعداد انسانهاافزوده شود جامعه به سمت کمال و اسلامیت و ایجاد زمینه برای شیوع پاکیها و از بین رفتن رذالتها و کج فهمیها و تنگ نظریها و ... رهنمون خواهد شد بنابراین فقط میتوان از بروز اینگونه الفاظ رکیکی که فردی مسلمان را مورد اهانت و به عبارتی به باد فحش و دشنام قرار داده و از ان نیز لذت برده و تخلیه عقده ها را کرد اظهار تاسف کنم و امیدوار به ظهور اقا و مقتدا و منجی عالم بشریت برای جدا کردن سره ها از ناسره ها و مومنین واقعی از به ظاهر مومنین و ملحدان و گرگهای در لباس گوسفند نشست .