وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد
وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد

فوتبال حرفه ای !!!!!!!!!!

کشور اسلامی عزیزمان دارای بیشترین جمعیت جوان  در بین ممالک جهان است و این ترکیب جمعیت ظرفیت بسیار مناسب و اماده وبالقوه ایست که میتواند با تدابیر و راهکارها و اتخاذ شیوه های مدیریتی علمی و دلسوزانه ای که توام با استفاده از منابع غنی و بی نظیر در کشور است انرا بالفعل کرد و از این قوه برای مطرح شدن در این جهان استفاده کرد بنابراین ضرورت ایجاد امکانات مناسب برای تقویت روحیه و تخلیه انرژی موجود در این قشر که از حقوق حقه این نسل میباشد بر هیچکس بوشیده نیست که از جمله وظایف اجرائی دولت ها در تمامی مقاطع اماده سازی بستر مناسب برای این مهم میباشد با نگاهی به امکانات موجود در عرصه های مختلف فرهنگی و اجتماعی مشاهده میگردد که متاسفانه ظرفیت سازی لازم برای تحقق این ایده انجام نشده وبرای رسیدن به این هدف راه بسیار طولانی بیش رو داریم توسعه امکاناتی همچون کتابخانه ها ومراکز فرهنگی و تقویت سازمان تربیت بدنی با توجه و عنایت به بخش خصوصی در اجرای اصل 44قانون اساسی که مورد تاکید مسئولین عالیرتبه نظام نیز میباشد و ............از جمله راهکارهای مهمی است که میتوان بدانها توسل جست و به ارمانهای  قشر جوان جامه عمل بوشید در این میان و بالطبع کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته از جمله ورزشهایی که مورد توجه خاصی در جهان قرار گرفته ورزش فوتبال است که در مقاطعی از روز  و یا هفته و ...بشدت طرفدارانی را بسمت و سوی خود جلب و جذب کرده که ایشان را برای مدتی سرگرم و از کشیده شدن به راههای گوناگون و.......ممانعت میکند با برسی عملکرد مسئولین ذیربط در این عرصه نیز مشاهده میگردد که علیرغم استقبال بی نظیر و کم سابقه از این ورزش در ایران مسئولین دولتی در هر دولت و مقطع از زمان موفق نشده اند که برنامه های اصولی و مدبرانه ای را در این امر تدوین کرده و به اجرا در اورند که بدون شک همه جوانان و علاقمندان به این رشته و یا سایر رشته های ورزشی در کشورمان شاهد وناظر ان بوده اند وشاید بجرات بتوان گفت که از جمله موانع در این راه ورور سیاست به عرصه ورزش و انتصاب مسئولین و مدیران این بخش از اجرایی کشور از طیفها و گروههای وابسته به جناحهای حاکم در کشور چه راست و یا چب و...بوده است بنحوی که فرصت استفاده از نیروهای متبحر و علمی و باتجربه و عملی این عرصه ایجاد نشده و عملا علیرغم اختصاص مبالغ متنابعی از اعتبارات و بودجه های بیت المال نتایج قابل قبول و مورد انتظار مردم و علاقمندان کسب نشده است که از انجمله میتوان عدم کسب توفیق در راه یابی به یکی از میادین معتبر بین اللملی همچون جام جهانی در جند سال گذشته و کاهش وافت رتبه ما در رنکینگ فدراسیون فوتبال یا فیفا و یا کسب قهرمانی در جامهای معتبر اسیایی و عدم توفیق در راهیابی به مراحل بایانی مسابقات باشگاهی و جام در جام اسیا و....... رانام برد و این در حالی است که شخص اول قوه اجرائی کشور یعنی ریئس جمهور با حضور خود در تمرینات و مسابقات ورزشی عملا علاقه خود را برای شکوفایی ورزش بویژه فوتبال در ایران نشان داده است به زعم بنده با نگاهی به عملکرد تیمهای باشگاهی در ایران که در حال حاضر در لیگ برتر ایران که اصطلاحا حرفه ای نامیده میشود عملا به نقاط ضعف موجود در کشور بی میبریم و برای رسیدن به نتیجه نیاز به طی راه طولانی نیست. 

اصولا استنباط از فوتبال حرفه ای در کشورهای صاحب اینچنین لیگهایی تبدیل این حرفه به صنعتی که نه تنها باری بر دوش منابع دولتی و ملی نباشد بلکه با مدیریتی اصولی و مبتنی بر علم توسعه اینگونه رشته ها را بنحوی صورت دهیم که در قالب صنعتی برای توسعه کشور نه تنها ممر درامد بلکه بستری مناسب برای ایجاد اشتغال و بکار گیری نیروهای علاقمند در این عرصه باشد و باید تدابیری اتخاذ گردد که با زحمت و مشقت بازیکنی که در صدد ورود به تیمهای لیگ حرفه ای است ورود کرده و طوری عمل شود که جوانانی که باید در رسته های مختلف علمی و مشاغل مورد نیاز کشور ورود کنند اینگونه امورهمچون فوتبالیست شدن  را بعنوان هدف غایی و نهایی محاسبه نکرده و رفتن به دانشگاه و مراکز علمی را بر اینگونه مشاغل ترجیح بدهند .

برای مثال و با توجه به اینکه شخصا در رشته های ورزشی هم اهل مطالعه و هم عمل بوده و مدتها در رشته های مختلف از جمله فوتبال و والیبال و دو .........به ورزش مشغول و در فوتبال نیز به عضویت تیمهای دانشگاه و مراکز نظامی در دوران مقدس سربازی بوده ام شاهد دیدارهای هفته اول جام برتر بودم و انجه که بشدت بنده را تحت تاثیر قرار داد هزینه های بسیار بالائی بود که تیمهای حاضر در لیگ برای انعقاد قرار داد با بازیکنان انهم بازیکنان خارجی داده بودند و الحال سوال اینجاست که مگر نباید ما از قبل این فوتبال حرفه ای کسب درامد و ...کنیم ؟  

 ایا تحت بوشش در اوردن تیمهای ورزشی توسط مراکز صنعتی که خود در رابطه با مدیریت منابع و مصارف و محاسبات هزینه و فایده دستخوش مشکلات خاصی هستند که اخبار برخی از انها را در رسانه ها مطلع میشویم کاری درست و اساسی است؟ 

 ایا در ممالک دیگر نیز با هزینه کرد از اعتبارات بیت المال و منابعی که باید در اختیار توسعه و سازندگی کشور قرار گیرد برای تیمداری و باشگاه داری انجام میشود ؟ 

ایا برای مثال تیمهایی همچون سباهان  ذوب اهن  صنعت مس  بارس جنوبی  تراکتور سازی  باس همدان  صبای قم و............ویا تیمهای برسبولیس استقلال فجر  باس و........ که از بیت المال برای چرخش امور انها هزینه میشود  وجودشان برای این لیگ وکشور ضروری است و نهایت اینکه بنظر شما نباید با توسعه ورزش های همگانی و وارد کردن مردم کشور به ورزش برای ایجاد جامعه با نشاط و بالنده و..... هزینه اعتبار برای روستائیانی که حتی برای خرید یک عدد توب فوتبال و یا والیبال و کفش ورزش و ....مشکلات خاص خود را دارند برای رسیدن به جامعه بایدار و توسعه یافته حرکت کنیم ؟ 

این سوالات و سوالات بیشمار دیگر مدتهای مدید است که ذهن من را به خود مشغول کرده و امشب بعد از تماشای بازی تیمهای حاضر در لیگ در صدد برامدم تا انرا دراین وبلاگ مطرح و از دوستان خواننده بخواهم که راهنمایی کرده و ذهن حقیر را از چالش بیش روخارج کرده و یاری دهند . 

اندرفوائدلبخند

1. لبخند جذابتان می کند.

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.

3. لبخند مسری است.

لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.

4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.

به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.

10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید. 

لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.

پس....همیشه لبخند بزنید.

منجی عالم بشریت

فردا زادروز گل نرگس امید بی کسان و مستضعفینی است که سالهاست در انتظارش شب را به صبح و روز را شب می کنند ودر هر ان و لحظه امید به ظهورش تا در وادی این ظهور حق خویش را که در طول عمرتوان احقاقش را نداشته اند از ستمگران بستانند و براین اساس حس عدالت جویی ایشان که فطرتا در وجودشان نهفته و نهادینه شده انسان  را به انتظار میکشد تا وعده الهی در  حاکمیت مستضعفین همانا که در قران کریم امده به تحقق رسیده و چشمان منتظر به جمالش منور و نورانی گردد . 

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق میشود    عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق میشود  

شرط می بندم زمانیکه نه زود است و نه دیر           مهربانی حاکم کل مناطق میشود   

 

خبر امد خبری در راه است            سر خوش ان دل که از ان اگاه است  

شاید این جمعه بیاید شاید              برده از چهره گشاید شاید  

mahdi1.jpg
 

 

تولد امام زمان (عج)

 

 

 

مرحوم شیخ صدوق و شیخ طوسی روایت می کنند:

 

حکیمه خاتون می گوید: یک روز به منزل امام حسن عسکری (ع) رفته بودم و تا هنگام غروب آفتاب، خدمت حضرت بودم، چون خواستم برگردم، ایشان به من فرمودند: عمه جان! امشب نزد ما بمان، در این شب فرزندی متولد می شود که خداوند زمین را به وسیله او با علم و ایمان هدایت، زنده می کند، پس از این که با رواج کفر و گمراهی مرده باشد. عرض کردم: از چه کسی؟ من که در نرجس، آثار حمل نمی بینم. حضرت فرمودند: خداوند حمل او را چون حمل مادر حضرت موسی (ع) مخفی قرار داده است.

 

حکیمه می گوید: آن شب در منزل حضرت ماندم، افطار کردم و هنگام استراحت، نزدیک نرجس خوابیدم و پیوسته مراقب او بودم. او آرام خوابیده بود و من در حیرت بودم. در این شب زودتر برای نماز شب برخاستم، چون به نماز وتر رسیدم، نرجس از خواب برخاست و وضو گرفت و نماز شب خواند؛ به آسمـان نگاه کردم، فجر کاذب دمیده بود و صبـح صادق نزدیک بود؛ چیزی نمـانده بود که شک در دلم پدید آید، ناگاه امـام حسـن عسکری (ع) از داخل حجره خود صدا زدند: عمه جان! شک مکن، وعده ای که دادم نزدیک است.. در این هنگام آثار درد زایمان در نرجس پدیدار شد، من نام خداوند را بر او خواندم. حضرت صدا زدند: برای او سوره قدر بخوان. من شروع به خواندن سوره قدر کردم و شنیدم که آن کودک از درون شکم مادر با من همراهی نمود و بر من سلام کرد. من ترسیدم. صدای امام بلند شد که عمه جان! از قدرت خداوند شگفت زده نشو، خداوند، ما را در کودکی به حکمت گویا می گرداند و در بزرگسالی، حجت خود در روی زمین قرار می دهد.

 

کلام حضرت که به پایان رسید، نرجس از دیده من غایب شد،‌ با شتاب به سوی امام رفتم، حضرت فرمودند: باز گرد، او را خواهی یافت. چون باز گشتم، در نرجس نوری مشاهده کردم که چشمم را خیره کرد و حضرت صاحب الزمان (عج) را دیدم که رو به قبله به سجده افتاد و بر زانو نشست و انگشتان سبابه خود را بلند کرد و گفت:

اشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له و أن جدی رسول الله  و أن ابی امیرالمومنین وصی رسول الله،

بعد نام تمامی ائمه را برد تا به نام خودش رسید و فرمود:

 اللهم انجزلی وعدی و اتمم لی امری و ثبت وطاتی و املاء الارض بی عدلا و قسطا.

 (بار خدایا! به وعده ای که به من فرموده ای، وفا کن و امر امامت مرا کامل کن و قدرت انتقام از دشمنانت را به من عنایت کن و زمین را به وسیله من از عدل و داد پر کن).

 

حضرت امام حسن عسکری (ع) صدا زدند: عمه جان! فرزندم را بیاور. من نوازد را گرفتم و دیدم بر بازوی دست راستش نوشته شده است:

جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً.

(حق آمد و باطل نابود گردید؛ یقیناً باطل نابود شدنی است. سوره اسری/ آیه 81)

 

چون نوزاد را به نزد حضرت بردم، او را روی دست گرفت و فرمود: فرزندم! به قدرت الهی سخن بگو. پس صاحب الامر فرمود:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

و نرید أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم ما کانوا یحذرون.

 (ما اراده کردیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم و حکومتشان را درزمین پا برجا سازیم؛ و به فرعون و هامان و لشکریانشان؛ آنچه را از آنها (بنی اسرائیل) بیم داشتند، نشان دهیم. سوره قصص/ آیه 5)

 

پنج سال از زندگانى آن حضرت در حیات پدر بزرگوارش امام حسن عسکرى گذشت.

در آن مدّت، فعّالیّت مهمّ و اساسى امام عسکرى بر دو امر مهمّ متمرکز بود:

1ـ احتیاط کامل از دستگاه حاکم،

2ـ آشنا کردن او با یاران نزدیک خود.

تولد امام زمان (عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسکری (ع) خبر آن را تنها به عده ای از شیعیان داده بود.

 

امام مهدى(علیه السلام) پس از پدر، مسئولیت امامت را در سال 260 هجرى در پنج سالگى به عهده گرفت

 

امام زمان (عج) پس از آنکه بر جنازه پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد.

 
mahdi2.jpg

مژده ای دل

امید و امال و ارزوهای بشریت انگیزه لازم را برای استمرار حیاتی توام با شادی و نشاط در بردارد وانسانیت نیز با این امید زیستنی را داشته تا روزی شاهد حضور گلی باشد که سرسبزی و فضای با طراوت را به ارمغان اورد وغیبت کبری به اتمام رسیده و جهان را عدل و داد فرا گرفته و بی عدالتی ها باتمام رسیده و ارامش بر جامعه بشریت حاکم گردد و: 

مژده ای دل که مسیحا نفسی می اید        که ز انفاس خوشش بوی کسی می اید  

جمعه این هفته مصادف با نیمه شعبان و سالروز میلاد سراسر نور و امید گل نرگس حضرت حجت قائم ال محمد و منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج)است که این عید سعید و مبارک و منشا نورانیت را به همه مسلمانان عزیز و گرامی و مشتاقان و منتظرانش تبریک وتهنیت عرض کرده و برای همه خوانندگان عزیز این بایگاه ارزوی عمری با برکت و توام با دیدار این بزرگوار می کنم .  

اندرون

سیر وسلوک وعرفانیت انسان را در کمال معنویت و دلداگی به وجود ذیجود باریتعالی دیدن و بسمت وسوی روحانیت و ادمیت عروج کردن در توجهی ویژه به مبحث بسیار حساس کشف حقایق از درون انسانها باید یافت وجود سراسر شور ونشاطی را که افریدگار یکتا در جوهره وجودی مستتر کرده همیشه در موج افرینی در راه تقدس خداوند و قرابت به این ذات مبارک باید یافت واز خیل عظیم جانداران به غایت موجودی تکامل یافته که در خلقت نیازش را تنها از طریقت روحانیت و کمال انسانیت بتوان رفع کرد و در غایت به درجه ای از تقرب به درگاهش رسید و بدینسان اختلاف ریشه داری را در نوع زندگی کردن بین مخلوقات مشاهده کرد و از دید بزرگی و عظمت جایگاهی رفیعی را در اختیار گرفت  وگاه درجات و مرتبت این مخلوق به غایت انسانی بشدت افول کرده و در مقیاس به درجه ی از حقارت میرسد که با حیوانیت تفاوتی اندک و انهم در لسانی قاصر است که این زبان نیز به رفع عقده ها و نارسائیهای درونی بازشده و نفرت از سراسر ش خارج و بوی تعفنش در جامعه منتشر میگردد و براین اساس ضرورت کنکاش در نوع تربیت را با استفاده از معیارهایی که در جهان هستی با نام دین و اعتقادات ورود کرده میتوان ممیزی کرد و از این منظر به درجاتی که انسانها بدان نائل گردیده اند رسید فلذا در قرابت با نیمه شعبان که زادروز گل نرگس ال طاحاست به درگهش متوسل تا با ظهور خویش دنیای مارا به غایت عدالت و رشد وعاریت از هرنوع الودگی و خسران رسانیده و با ورد به ماه لبالب سرشار از معنویتش به دعوت بر خوان گسترده اش خوانده و بر برکات وجودی انسانیت در تمامی عصرها و بویژه عصر حاضر بیفزاید . 

زمین در معرض فنا

 زمین از زمان تشکیل وبویژه از زمان خلقت انسان همیشه ایام دستخوش تغییرات و تحولاتی عظیم لیکن بطئی بوده است و از انجله از مقطعی که رشد فزاینده انسانها را شاهد بوده است به انحاءمختلف دچار تغییراتی شده که دست بشریت در ان دخالت موثر داشته است اگرچه در رفتارهای انسانی و محاورات و نظام مندی و چهارچوبی که انسانها برای خود ساخته و ملحوظ کرده اند سخن از دگران کاشتند و ما خوردیم    ما بکاریم و دیگران بخورند  بیشمار بمیان امده و بر لسان ها جاری شده لیکن از شعار تا عمل فاصله ای بسیار زیاد است بنحوی که امروزه بدلیل بی توچهی انسانها در طبقات مختلف چه فردی ویا خانوادگی و یا شهری و روستائی و نهایتا کشوری بحث داغ گلیم خود را از اب کشیدن بیرون در تمامی ممالک از توسعه یافته و مترقی تا کمتر توسعه یافته بشدت و حدت خاصی مطرح و بنوعی میتوان عنوان کرد و مدعی شد که چباولگری انسانها و سهم خواهی بعنوان یک عرصه در رقابتی بسیار وحشتناک درامده و هرروزه از گازهای گلخانه ای تا ضراد خانه ها و جریانهای شیمیایی و هسته ای و ..تا تولیدات زباله ای در منازل و.... همه دست در دست هم داده تا این کره خاکی را هرچه سریعتر به فنا و نابودی سوق داده و نقش ویرانگر بشریت در این امر فزاینده شود . 

چند روز قبل در روزنامه ای خبری را نقل از فضانوردی  مطالعه کردم که امده بود : 

زمانیکه از دریچه فضابیما به کره زمین نگاه کرده وانرا با سفر چند ی قبل خود مقایسه کردم وحشتی عظیم سرابای من را فرا گرفت چرا که لایه ازن اطراف زمین که حیات بجد وابسته به ان است بشدت لاغر شده و رنگ ان رو به زردی متمایل شده و از سوی دیگر از میزان یخهای موجود در قطب بشدت کاسته و همان لحظه افکارم به سمت و سویی سوق داده شد که شاید ........ 

بنابراین امروزه که دستهای بشریت به بهانه های مختلف از جمله بقای نسل و بهبودی اوضاع زیست محیطی بشدت به سمت توسعه و تعالی حرکت میکند و دول مختلف سعی در افزایش میزان تولیدات در عرصه های مختلف دارند چه کسانی بعنوان متولیان نجات این کره خاکی مدعی خواهند بود و ایا اجتماعی از مردم از ملل مختلف نبایستی در این امر مهم برای بقای زمین اقدامات عاجلی را صورت دهند ؟