وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد
وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

وبلاگ مهندس غدیر خادم الحسینی

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواندوازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم ان نغمه که مردم بسپارند بیاد

مهمانی خدا

انشالله که طاعات و عبادات در این ماه سراسر برکت و صیام مورد قبول حق واقع گردد. 

با این سوال که ایا نمیشود هزینه های اینچنینی را به افراد محروم و نیازمند بخصوص در روستاها اختصاص داد توجه شما را به ادامه مطلب که در یکی از پایگاهای خبری درج شده جلب میکنم: 

«افطاری در سالن» سبک جدیدی است که خانواده های تهرانی را درگیر خود کرده. برای بعضی ها هم کم زحمت تر است و هم مجلل تر و صد البته گران قیمت تر، دست بر قضا مشتری های خاص خودشان را هم کاملا قانونی دارند.

به گزارش دنیای اقتصاد، نگاه کنید به منوها، ما دیگر درباره آش رشته و حلوا و ... صحبت نمی‌کنیم. می‌گویند: ژیگو بره، چیکن فینگر با موس شکلاتی!

همه چیزمان عوض شده؛ تغییر و تحول سال به سالی، که دیگر سرعتشان خیلی بالا رفته؛ از آن روزی که تسبیح و جانماز و مهر چینی به بازارهای ایران رسید... مشخص شد تغییرات در حال گسترده تر شدن هستند.

چای ساز های برقی خارجی جای آن سماور های المنتی قدیمی را گرفتند، سماورهایی که مادر بزرگ همیشه کنار سفره های افطار و سحر می آورد. البته همان سماور المنتی ها هم خودشان جای سماور نفتی و ذغالی را گرفته بودند و امروز نمیتوانند گله ای کنند.

به نوشته دنیای اقتصاد، پیش تر از این 8-7 سال گذشته، خانه ها بزرگتر بودند، تعداد خانه های یک نفره و دو نفره انقدر بالا نرفته بود،‌ بزرگ فامیلی بود و روز اول ماه مبارک معمولا همه خانه بزرگترها مهمان بودند. سماری کنار سفره بود و حلوا و شله و شیربرنج همگی دست پخت مادر بود که با کمک عروس ها و دختر ها درست شده بود.

اما دیگر از آن سال ها خیلی گذشته، همه چیزمان عوض شده و افطارها هم تغییر کردند. خیلی ها بر این باورند که تجمل زیاد در سفره های افطار خوب نیست و ابعاد معنوی آن را به حاشیه میراند، نهایتا همان سفره های خوش آب و رنگ مادر بزرگ بس بودند.

اما بخواهیم و نخواهیم تالارها و هتل ها و رستوران ها که خیلی هایشان هم مدیریت شبه دولتی دارند، در شب های ماه مبارک رمضان سبک جدیدی را در این چند ساله ابداع کردند.

پدران ما به یاد نمی آورند سر سفره افطارغذاهایی شبیه: «استرفرای فیله گوساله با سبزیجات
»، «چیکن فینگر» یا «چیکن آلاشریمپ » خورده باشند، اما امروز هستند کسانی که سر میزهای افطارشان از این غذاها هم هست و قیمت بالایی هم برایشان می پردازند.

«افطاری در سالن» سبک جدیدی است که خانواده های تهرانی را درگیر خود کرده. برای بعضی ها هم کم زحمت تر است و هم مجلل تر و صد البته گران قیمت تر، دست بر قضا مشتری های خاص خودشان را هم کاملا قانونی دارند.

غذاهای خارجی و سبک های غیر سنتی غذا مثل غذاهای گیاهی برای افطار وارد منوهای این افطاری ها شدند، افطاری هایی که دیگر آن صمیمیت و مهربانی خانه مادر بزرگ را ندارند.
در این جا به معرفی بعضی رستوران ها و منوها پرداخته‌ایم.


هتل اسپیناس
افطاری مخصوص اسپیناس: نان تازه، کره، عسل مربا، چای، شیر گرم، نسکافه، پنیر، سبزی خوردن، مغز گردو، خرما،زولبیا و بامیه
به انتخاب میزبان: شله زردیا شیر برنج و فرنی، آش رشته،آش جو،سوپ جو
غذای اصلی : باقالا پلو با گوشت بره، زرشک پلو با مرغ، جوجه کباب، کباب لقمه، ته چین مرغ، خوراک زبان، برنج ساده زعفرانی و خورشت انتخابی
به انتخاب مهمان: ماهی قزل آلا یا شیر
اردور: سالاد شیرازی، سالاد کلم، سالاد فصل، سالاد الویه، سالاد سیب زمینی، برانی، ماست و خیار
دسر: ژله میوه ای، سالاد میوه ای، کرم کارامل، موس شکلات
نوشیدنی: نوشابه، دوغ، آب معدنی
قیمت برای هر نفر : 000، 570 ریال + 5 درصد
افطاری اسپینه
افطاری شامل:نان تازه، کره، عسل، مربا، پنیر، سبزی خوردن، مغز گردو، خرما، زولبیا و بامیه، چای، شیرگرم، نسکافه
به انتخاب میزبان: شله زرد یا شیر برنج و فرنی، آش رشته یا آش جو یا سوپ جو
غذای اصلی: باقلا پلو با گوشت بره، زرشک پلو با مرغ، ته چین مرغ، کباب لقمه، برنج ساده زعفرانی و خورشت انتخابی
اردور:سالاد شیرازی، ماست و خیار، سالاد فصل
دسر: ژله میوه ای، سالاد میوه ای
نوشیدنی: نوشابه، دوغ، آب معدنی
قیمت برای هر نفر:000، 380 ریال+ 5 درصد

هتل هما
افطاری : نان و پنیر سبزی خوردن، مغز گردو، خرما، زولبیا و بامیه، شیر گرم، چای، کره، مربا، عسل
انتخابی از سه نوع: فرنی، شله زرد یا شیر برنج
انتخابی از سه نوع: آش رشته، آش جو یا سوپ جو
غذای اصلی: ماهی شیر، جوجه کباب 80 درصد، باقالا پلو با گوشت بره، ته چین با گوشت مرغ، ژیگو بره، چیکن فینگر
انتخابی از سه نوع خورش: قیمه سیب زمینی، قورمه سبزی، بادمجان
خورشت فسنجان، پلو سفید، سبزیجات پخته، قارچ سرخ شده
انواع سالاد: سالاد فصل، سالاد روس، ماست و خیار و گردو و کشمش
انواع دسر: ژله میوه ای، کرم کارامل، پلیمبر یا کیک بستنی، نوشابه
قیمت برای هر نفر: 000، 415 ریال+ 15 درصد سرویس+5 درصد عوارض

تالار الهیه زیتون
منوی غذا : 8 مدل غذا 3نوع دسر 3 نوع سالاد چای و نوشابه هر نفر 100000هزار ریال
منوی ویژه افطار: هر نفر 60000 هزار تومان

تالار باغ بهشت(تالار پارادایس)
افطاری: نان و پنیر و سبزی هندوانه خرما سوپ جو زولبیا بامیه
هر نفر 110000 ریال
منوی غذا زرشک پلو یا باقالی پلو : هر نفر 140000 ریال
به انتخاب میزبان: 17 نوع غذا هر نفر از 220000 تا 650000 ریال

غذای قریشی
منوی افطار: چای نان پنیر کره سبزی تازه مغز گردو شیر تازه، خرما، زولبیا بامیه، عسل یا مربا، حلیم یا آش رشته یا انواع سوپ
قیمت برای هر نفر: 65000 ریال

تالار بزرگ ابریشم
افطاری: نان و پنیر چای خرما سوپ. هر نفر 38000 ریال
نان و پنیر چای خرما سوپ مغز گردو زولبیا بامیه. هر نفر 50000 ریال
آدرس: اتوبان ارتش بالاتر از مینی سیتی شهرک قائم میدان اول
تلفن: 22464961

تالار فرمانیه
منوی مخصوص ماه مبارک رمضان : آش رشته یا سوپ، سبزی خوردن با پنیر و گردو، نان تازه ، شله زرد ، زولبیا و بامیه
کباب ها : جوجه کباب 100 درصد، کباب لقمه
خورشت ها : خورشت فسنجان با مرغ ، خورشت انتخابی
پلو ها: باقالی پلو با گوشت بره ، ته چین مرغ ، زرشک پلو با مرغ ، برنج سفید زعفرانی
سالادها : سالاد الویه ، سالاد فصل ، سالاد شیرازی ، ماست و خیار ، سینی سبزیجات پخته ایرانی و فرنگی
خوراک‌ها : خوراک زبان با سس تلخون ، رولت گوشت ، استرفرای فیله گوساله با سبزیجات ، چیکن فینگر ، چیکن آلاشریمپ ، ماهی سرخ شده با سبزیجات (قزل آلا)
دسرها : چای ، مربا ، کره ، خرما ، کرم کارامل ، پلمبیر ، ژله میوه ، نوشیدنی‌ها ، چای ، شربت
قیمت منوی افطار برای هر نفر: 580000 ریال

تالار بامیکا
منوی افطاری: نان پنیر سبزی خرما زولبیا بامیه، سوپ یا آش
منوی غذا: 3 نوع غذا باقالا پلو چلو کباب زرشک پلو+نوشابه آب معدنی
هر نفر 100000ریال +15، درصدحق سرویس+5 درصد حق مالیات

کبداندامی مهم و کارساز و تاثیرگذار

رمضان ماه پربرکت خدابرهمگان مبارک امید که در این ماه بتوانیم تزکیه نفس را به گونه ای انجام دهیم که  سلامتی نفس و جسم تواما برما حاکم و به زندگی امیدوار شویم. 

دیشب در خصوص تغییر در فرهنگ واداب اجتماعی انهم ناشی از برخوردی در خیابان مطلبی را به رشته تحریر در اوردم که دراواسط کار بدلیل اشتباهی کوچک تمامی نوشتار حذف و فرصت بازنویسی نداشتم لذا امشب که مشغول مطالعه مطالب بودم به موردی برخورد کردم که اهمیت بدان میتواند تاثیرشگرفی را در حفظ سلامتی انسان داشته باشد لذا برای استفاده شما خواننده عزیز انرا منتقل میکنم امید که مورد مداقه قرار گیرد: 

هی سلام.
من کبد شما هستم.
می خوام به شما بگم چقدر دوستتون دارم... به 9 روش 

من آهن، ویتامین ها و سایر مواد معدنی مورد نیاز بدن شما را ذخیره می کنم.
بدون من شما نیرویی نخواهید داشت


من ماده تلخی که برای هضم غذا لازم دارید را تولید می کنم.
بدون من در کمترین زمان نابود می شوید.

مواد شیمیائی سمی که به خورد من می دهید، شامل الکل آبجو، شراب، داروها
(چه آنها که تجویز شده اند و چه خود تجویز می کنید و می خرید) و مواد مخدر را سم زدائی می کنم.
بدون من عادات بد شما را می کشد.


من قند (کربوهیدراتها، گلوکز و چربی) را مثل یک باتری در خودم ذخیره می کنم تا وقتی به آن نیاز دارید در اختیارتان بگذارم.
بدون من افت شدید قند شما را در حالت کما قرار خواهد داد 

حتی قبل از اینکه بدنیا بیائید خونی که زندگی شما را به گردش در می آورد می سازم.
بدون من اصلا وجود نخواهید داشت.


من پروتئین هایی که برای رشد و زندگی نیاز دارید را می سازم. بدون من نمی توانید درست رشد کنید.
من سمومی که از طریق هوا، اگزوز اتومبیل ها و مواد شیمیائی که تنفس می کنید را می زدایم.
بدون وجود من آلوده کننده ها شما را نابود می کنند.


من فاکتور لازم برای لخته شدن خون را می سازم و وقتی بطور اتفاقی دست خود را می برید خونریزی را بند می آورم.
اگر من نباشم آنقدر خون از بدن شما می رود که می میرید.


من از شما در مقابل تمامی میکروبهایی که به بدن وارد می شوند دفاع می کنم. میکروبهای سرماخوردگی،
ویروس آنفلوآنزا و هرنوع موجود ذره بینی مضر را نابود می کنم و یا حداقل ضعیفشان می کنم.
بدون من شما هدف آسانی برای هرنوع عفونت شناخته شده برای بشر هستید.

من شما را اینقدر دوست می دارم. اما شما چقدر مرا دوست دارید؟
اجازه بدهید به شما بگویم چگونه مرا دوست بدارید، یعنی کبد خودتان را

مرا در الکل، آبجو و شراب غرق نکنید.
حتی یک گیلاس هم برای بعضی ها زیاد است و زخمی همیشگی بر من باقی می گذارد



مراقب داروها باشید. تمام آنها مواد شیمیایی هستند و وقتی شما بدون تجویز پزشک از آنها استفاده می کنید
می توانید ماده ای سمی بوجود آورید که بسختی بمن صدمه می زند.
من به آسانی زخمی می شوم. و این زخمها که سیروز نام دارند همیشگی هستند.
دارو گاهی لازم است. اما دارو خوردن در زمانی که نیازی به آن نیست عادت بدی است.
این مواد شیمیائی می توانند بسختی کبد شما را اذیت کنند.

مراقب انواع اسپری ها باشید. به یاد داشته باشید.
من مسئول سم زدائی آنچه تنفس می کنید هم هستم. پس وقتی دارید با مواد پاک کننده کار می کنید
مراقب باشید که هوای اتاق دائم عوض شده و از یک ماسک استفاده کنید.
این مسئله در مورد حشره کش ها، خوشبو کننده ها، اسپری رنگ های و سایر مواد شیمیائی
به دو برابر مراقبت احتیاج دارد. مراقب چیزی که تنفس می کنید باشید 

مراقب چیزی که با پوست شما تماس پیدا می کند باشید. آن حشره کش ها که به گیاهان یا درختان می پاشید
نه تنها هرنوع حشره ای را که گیر بیاورند می کشند بلکه سلولهای پوست شما را هم نابود می کنند.
به یاد داشته باشید که آنها هم مواد شیمیایی هستند.
هرگاه در معرض حشره کشها بوده و یا خود سمپاشی می کنید پوست خود را با دستکش آستین بلند، یک کلاه یا ماسک بپوشانید 

اخطارمن تا وقتی که به آخرین لحظه های های زندگی خود... و در نتیجه خود شما نرسیده ام
به شما خبر نمی دهم که دچار مشکل هستم.
به یاد داشته باشید: من شکایت بکن نیستم.
وارد آوردن بار اضافی بمن با داروها، الکل و سایر مواد مضر می توانند مرا نابود کنند.
این ممکن است تنها اخطاری باشد که به شما می شود.
لطفا به نصایح من گوش کنید.
مرتب به کمک پزشک مرا چک کنید.
آزمایش غربال کردن خون می تواند بعضی از مشکلات را نشان دهد.
من وقتی صاف و نرم هستم خوبم. اگر سخت یا دارای برجستگی شوم یعنی مشکل دارم.
اگر پزشک شما به چیزی مشکوک شد اولترا ساؤند یا سی تی اسکن می تواند مشکل را نشان دهد.
زندگی من، و شما، به روشی که با من رفتار می کنید وابسته است.
حالا دیگر می دانید من چقدر مراقب شما هستم.
حالا دیگر می دانید چقدر نگران شما هستم.
لطفا با من به نرمی و با علاقه رفتار کنید.
دوست خاموش شما و دوستدار همیشگی شما... کبد

فایده گاو

معلمی از دانش آموزان خواست فایده گاو
را بنویسند
و این انشاء آن دانش
آموز است .   
با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که
در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم
.
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز می کنم.

البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در می یابیم که گاو بودن
فواید زیادی دارد.
من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو
بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء
باشد.
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم. ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد.
مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه
رفته و نرفته و برگشته درست می کنند.

هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست.
همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد.
وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ، نگران جهیزیه اش
نیست.
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند. مجبور نیست به خاطر این که پول
جهاز دخترش را تهیه نماید برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند ، یا
بدتر از آن
پاچه خواری کند.
گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به
دست بیاورند تا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به
خواستگاری آنها بروند، از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج
ندارد و میخواهد ادامه تحصیل دهد. تازه وقتی هم که عروسی می کنند اینهمه بیا
برو، بعله برون، خواستگاری ، مهریه ، نامزدی ، زیر لفظی، حنا بندان، عروسی ،
پاتختی، روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،
، طلاق و طلاق کشی و... ندارند.
گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.
آنها چشمهای سیاه و درشت و
خوشگلی دارند.
شاعر در این باره میگوید :
سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست
سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست

هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.
نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.
گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای عمرشان را نباید پشت کنکور
بگذرانند .
گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند.
شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟
شما تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟
گاوها حیوانات مفیدی هستند و انگل جامعه نیستند.

شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟
گاوی دیده اید که سر کوچه
بایستد و مزاحم ناموس مردم شود؟
آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.
ما از شیر، گوشت ، پوست ، حتی روده و معده ی گاو استفاده می کنیم.
ما حتی از دستشویی بزرگ گاو (پشگل) هم استفاده می کنیم.
تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟
آیا دیده اید گاوی زیرآب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟
تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری را بکند؟
آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند ؟
یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش
بکشد؟
و مثلا بگوید از آقای فلانی یاد بگیر. آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها
.
تازه گاوها نیاز به ماشین ندارند تا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار
پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش
بگیرد.
هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند. البته
شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است :
گمون کردی تو دستات یه اسیرم
دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم
دیده اید گاو نری به خاطر بدست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید : عاشقت
هستم"؟!! سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ؟ !!
دیده اید گاو پدری
دخترش را کتک بزند!؟
گاوها در جامعه شان فقر ندارند .
گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.
آنها شرمنده زن و بچه شان نمی شوند.
رویشان را با سیلی سرخ نگه نمیدارند.
هیچ گاوی غصه ی گاوهای دیگر را نمی خورد
هیچ گاوی غمباد نمی گیرد.
هیچ گاوی رشوه نمی گیرد.
هیچ گاوی اختلاس نمی کند.
هیچ گاوی آبروی دیگری را نمی ریزد.
هیچ گاوی خیانت نمی کند.
هیچ گاوی دل گاو دیگر را نمی شکند
هیچ گاوی دروغ نمی گوید.
هیچ گاوی آنقدر علف نمی خورد که از فرط پرخوری تا صبح خوابش نبرد در حالی که گاو
طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش
شیر بدهد.
هیچ گاوی گاو دیگر را نمی کشد.
هیچ گاوی...
اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء می خورد و نوبت بقیه
نمی شود که انشایشان را بخوانند.
اما
به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید ......
لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ... همه از گاو
..
ولی با همه منافع یادشده هیچ گاوی نگفت : من
... بلکه گفت: ما ما ما

دیفن باخیاو....

دوست خوب و ارجمندم اقای عرب نیا بازهم مارا مستفیذ کرده اندشما نیز بهره لازم راببرید:عضو هیئت مدیره انجمن سم شناسی و مسمومیتهای ایران گفت: جویدن و خرد کردن برگهای گیاه آپارتمانی "دیفن باخیا" توسط کودکان باعث تحریک مخاط دهان و حلق شده و در برخی موارد موجب خفگی می شود.
به گزارش خبرنگار مهر، دیفن باخیا گیاهی است که در اغلب خانه های ایرانیها وجود دارد و جزو معروفترین و پرطرفدارترین گیاهان آپارتمانی به شمار می رود. نام فارسی اصیل دیفن باخیا، "سمبرگ" است که اشاره به سمی بودن برگ آن دارد.

دکتر کامبیز سلطانی نژاد، متخصص سم شناسی در خصوص این گیاه به خبرنگار مهر گفت: دیفن باخیا یک گیاه تزئینی و آپارتمانی محسوب می شود که برگهای بزرگ و رنگهای مختلفی دارد.
این عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات پزشکی قانونی افزود: این گیاه حاوی ماده ای به نام "اگزالات کلسیم" است که بیشتر برای کودکان مشکل ساز می شود.
وی گفت: اگر برگهای این گیاه جویده شود باعث تحریک مخاط دهان و حلق و در پاره ای از موارد باعث سوزش مخاط دهان و گلو می شود.
عضو هیئت مدیره انجمن سم شناسی و مسمومیتهای ایران افزود: خرد کردن و جویدن برگهای این گیاه در کودکانی که حساسیت دارند، ممکن است باعث تورم مخاط و انسداد راههای تنفسی و در نهایت خفگی شود.
سلطانی نژاد در عین حال به تصورات نادرستی که از این گیاه وجود دارد، اشاره کرد و گفت: اینکه گفته می شود اگر دست انسان به این گیاه بخورد و سپس با چشم تماس ببیند منجر به کوری می شود، منبع علمی ندارد.
وی تاکید کرد: بیشترین موارد خطر این گیاه متوجه کودکانی است که برگهای آن را بجوند و یا خرد کنند که منجر به آزادسازی ماده خطرناک اگزالات کلسیم می شود.
دیفن باخیا حاوی ماده‌ای سمی است که در دهان و زبان، ایجاد سوزش و درد شدید می‌کند و مخاط دهان را متورم می‌کند. البته خود این ماده سمی کشنده نیست،‌ ولی می‌تواند بافتهای دهان را آن قدر متورم کند که راه نفس کشیدن را ببندد و باعث خفگی و در نهایت منجر به مرگ شود.

بر همین اساس، معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت به خانواده ها توصیه کرده است در منزل خود از نگهداری گیاهان تزئینی که دارای میوه ها و ظاهر جذاب برای کودکان هستند، خودداری کنند.

وصیتـی زیبـا و مانـدگار از آلبـرت انیشتیـن

بدون هرگونه مقدمه و فقط با تشکر و سپاس از دوست خوبم جناب عرب نیا این مطلب مفید را منعکس میکنم.امید که مورد توجه قرار گیرد:  

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.

کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند.

استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند.

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند ...

بزرگ سخن بزرگان

اگرچه زمان بسرعت باد در حال گذر و عمر به اخر می رسد لیکن  انسانیت در هیچ زمانی فرصت اندیشیدن به گذر زمان را برای خویش مهیا نکرده است و شاید بتوان اذعان داشت که این عیب بزرگترین  وپنهانترین ضعف انسان است لذا براین باور بودند بزرگانی که قدر دانسته و بر سبیل راه خویش تنعمی به بلندای حرمت انسانیت و جایگاه ایشان تناول کردند. 

با این مقدمه بازهم از علم و مطالعه دوست فاضلم استفاده میکنم و مطلب مفیدی را نقل میکنم: 

 

نیکوس کازانتزاکیس نقل می کند که در دوران کودکی ، یک پیله کرم ابریشم را بر روی درختی می یابد ، درست هنگامی که پروانه خود را برای خروج از پیله آماده می سازد . اندکی منتظر می ماند ، اما سرانجام چون خروج پروانه طول می کشد تصمیم می گیرد این فرآیند را شتاب بخشد . با حرارت دهان خود آغاز به گرم نمودن پیله می کند ، تا این که پروانه خروج خود را آغاز می کند . اما بال هایش هنوز بسته اند و اندکی بعد می میرد . او می گوید : (( بلوغی صبورانه با یاری خورشید لازم بود ، اما من انتظار کشیدن نمی دانستم . آن جنازه ی کوچک تا به امروز ، یکی از سنگین ترین بارها ، بر روی وجدان من بوده است . اما همان جنازه باعث شد درک کنم که یک گناه حقیقی وجود دارد : فشار آوردن بر قوانین بزرگ کیهان .
بردباری لازم است و نیز انتظار زمان موعود را کشیدن شاهد بودن وسختی کشیدن عزیزان و صبوربودن و مقاومت کردن ، و با اعتماد راهی
را دنبال کردن که خدا برای زندگانی ما و فرزندانمان برگزیده است
اگرپوسته تخم مرغی که ترک خورده و جوجه میخواهد سر از تخم بیرون آورد به شکستن آن کمک کنید یقین بدانید پس از مدتی جوجه بیمار خواهد شد باید جوجه سختی بکشد تا پوسته را بشکند تا سالمتر و قویتر پا به زندگی گذارد

نگذارید هیچ چیز و هیچ کس جلوی شما را برای رسیدن به موفقیت بگیرد
بگذارید فرزندانتان زمین بخورند تا تجربه کنند اینقدر آنها را یاری نکنید
هیچ وقت نگران شکست ها ی فرزندان خود نباشید ،
چراکه همان شکست شاید ، رهگشای موفقیت و درخشش او باشد .

هیچ گاه بار مسئو لیت کسی را به دوش نکشید .

جلوی تحقیر شدن او را نگیرید .
آسیب های او را به جان نخرید .
بگذارید تا همین فشارها موجب شکوفایی او شوند .
دانه ای که سعی دارد خود را از دل خاک به بیرون بکشد را ، از خاک در نیاورید .
پیله پروانه ای که خود را با سختی از درون به بیرون می کشد را ، پاره نکنید .
پوسته تخم مرغی که جوجه ای سعی دارد آن را بشکافد و بیرون بیاید ، نشکنید .
چرا که شما دریچه های خروج از عالم تاریک و تنگ و رنج آور را به روی آن ها خراب می کنید و مانع پیش روی آن ها در مسیر رشدشان می شوید .
گاه تنها تماشا کردن این صحنه ها کافی است .
بر خودخواهی های خود غلبه کنیم
بر حس مالکیت خود
بر طمع خود
بر زیاده خواهی ها
و
عواطف آسیب رسان خود
مسلط شویم
و دریچه های خیر را به روی فرزندانمان بگشاییم .

به امید شکوفایی عزیزانمان

-
خوش آنکه نام نکوئی بیادگار گذاشت که عمر بی ثمر نیک، عمر بی ثمریست.