دنیای پر رمز و راز امروز را تشخیص سره از ناسره بسیار سخت کرده است و اصولا اکثر انسانها بدلیل خلقت به شکل اجتماعی و ضرورت داشتن ارتباط و تعامل با همنوعان دائما میل به در جمع بودن و باهم بودن داشته و در کنج عزلت و تنهایی گذراندن را برای خود به هیچ وجه شایسته نمیدانند بنابراین ضرورت شناخت انکس را که بعنوان دوست و همراه در صدد انتخاب هستیم کاری بسیار سخت و نیاز به بررسی و مطالعه دارد که امروز در این کوتاه سخن سعی در گشودن راهی در این باب هستم :
اینکه چگونه طرف مقابل را بشناسیم و بدانیم که چقدر قابل اعتماد است نکتهای است که افراد در زندگی اجتماعی در هر مقطعی نیاز به آگاهی از آن دارند.
شاید عبارت «رفتار پررنگتر از گفتار است» را شنیده باشید. اما اینکه چگونه طرف مقابل را بشناسیم و بدانیم که چقدر قابل اعتماد است نکتهای است که افراد در زندگی اجتماعی در هر مقطعی نیاز به آگاهی از آن دارند.
وقتی ما با افراد گوناگون آشنا میشویم نخستین عامل ارتباطی ما زبان و گفتار است. طرف مقابل در مورد باورها، عقاید، عادات و رفتارهای خود چیزهایی را میگوید. اما ما نمیدانیم که باید به او اعتماد کنیم یا نه.
چه بسا گاهی افراد چندان چیزی به زبان نمیآورند اما میبینیم در طول زمان افرادی قابل اعتماد و متعهد هستند و چه بسا برخی افراد مرتب در تعریف و تمجید از ما یا ابراز علاقه به ما هستند اما پس از مدتی درمییابیم که همه آنچه گفتهاند دروغی بیش نبوده و خوب است زمانی که به این موضوع پی میبریم دچار صدمات مادی روحی و جانی نشده باشیم.
محققان و روانشناسان همگی اتفاق نظر دارند که برای شناسایی طرف مقابل بهترین کار این است که برای مدتی که میتواند از چند هفته تا چندین ماه باشد بهطور مستمر رفتار و کردار او را زیر نظر بگیریم و توجه چندانی به گفتارش نکنیم.
این موضوع در مورد مردها بسیار ملموستر است، زیرا مردها گاهی اوقات عصبانی میشوند یا در هنگامی که در وضعیت روحی و عاطفی خوبی هستند چیزهایی میگویند که در حالات دیگر و تحت شرایط خاص کاری دیگر میکنند. پس اگر شوهرتان چیزهایی گفت که چندان خوشایند نبود اما در طول زمان دیدید که رفتارش با شما و فرزندتان یا خانوادهتان و دوستانتان مهربانانه و متعهدانه است بدانید نباید صحبتهای او را جدی بگیرید.
در مورد زنان نیز کار به همین منوال است، فقط ظرایفی دارد که در مورد زنان سخنان و گفتههای دلنشین بیشتر به ذهن میآید.
گاهی اوقات خانمهایی هستند که بسیار زیبا صحبت میکنند و در گفتارشان بسیار مهربان و صمیمی به نظر میآیند اما با بررسی رفتارشان در طول زمان به طور مستمر چیز دیگری درک میشود. یا اینکه چندان خوشزبان و مهربان به نظر نمیرسند اما افرادی بسیار باوفا و سازگار و مهربان هستند.
پس به خاطر داشته باشید افراد را از روی سخنانشان مورد قضاوت قرار ندهید، بلکه از روی اعمال و رفتارشان و آن هم در طول مدتی مشخص قضاوت کنید، زیرا سخنان افراد ممکن است در مجامع و محافل گوناگون تحت شرایطی خاص تغییر کنند، اما آنچه عموما از دوران نوجوانی تا بزرگسالی ثابت و معین است شخصیت و عقاید اصلی فرد است. این شخصیت ممکن است تا اندازهای منعطف و قابل تعدیل باشد اما خمیره آن تغییرناپذیر است و بهترین راه برای درک چگونگی شخصیت افراد رفتارشان است.
اگرچه دیشب و در مطلب کوتاهی که داشتم قول دادم تا از شلوغی های امروزه در دنیای ماشینی علی الخصوص در شهرهای بزرگ سخنی داشته باشم لیکن وضعیت خاص روزهای پس از ماموریت که امورات را بشدت تحت تاثیر عدم حضور قرار داده و در زمان حضور باید کوله باری از کارها را حمل کنی باعث گردید که بازهم با فرصت اندک و خستگی مفرط به دیدار یار در دنیای مجازی بیایم ولذا برای اینکه تنهایتان نگذارم با مطلبی مفید در خصوص رژیم غذایی به سراغ شما امده و سعی در توصیه به سلامتی بعنوان یکی از نعم بیشمار الهی پرداخته ام با امید به فایده این مطلب در زندگی سراسر شادی و نشاط شما عزیزان :
هنگامی که سخن از کاهش وزن به میان میآید، همه به دنبال یک رژیم غذایی معجزهآسا میگردند. امّا متأسفانه هیچ برنامه کوتاه مدتی برای کاهش وزن پایدار وجود ندارد.
شش رژیم غذایی که در زیر آمده است، از جمله رژیمهایی هستند که به هیچوجه توصیه نمیشوند.
۱) رژیمهایی که کاهش وزن زیادی را تبلیغ میکنند
هنگامی که یک رژیم غذایی را شروع میکنید، به طور بالقوه میتوانید در خلال دو هفته اول، وزن قابل ملاحظهای را از دست بدهید (که بخش اعظم آن وزن آب است). امّا اگر بیش از یک کیلو در هفته در هفتههای بعد از آن از دست بدهید با خطر از دست دادن «جرم عضلانی» و پائین آمدن سازوکار (متابولیسم) بدن در واکنش به آن، روبرو خواهید شد. به همین دلیل است که کارشناسان تغذیه کاهش وزن تدریجی و آهسته را توصیه میکنند.
۲) رژیمهایی که ادعا میکنند با خوردن قرص و بدون نیاز به رژیم غذایی و ورزش، کاهش وزن میدهند هرگاه تبلیغات یک رژیم غذایی برایتان غیرقابل باور کردن بود، آن را باور نکنید!
۳) رژیمهایی که از سیستم تغذیه فعلی شما کاملاً متفاوتند
اگر یک برنامه غذایی با سبک زندگی شما ناسازگار باشد، احتمال کمی وجود دارد که بر روی آن پا برجا بمانید.
۴) رژیمهای کمتر از ۱۰۰۰ کالری چنین رژیمهایی به سختی قابل دنبال کردن هستند و غالباً باعث بدخلقی، تندخویی، تحریکپذیری و سردرد در شما می گردند. احساس گرسنگی و بیحالی از دیگر اثرات جانبی این گونه رژیمهاست.
۵) رژیمهایی که ادعا میکنند به هیچ تلاشی نیاز ندارند
یک چنین چیزی خدا هم نافرید! کاهش وزن به تمرکز و تلاش نیاز دارد و بدون آن امکانپذیر نیست.
۶) رژیمهایی که یک گروه غذایی را حذف میکنند یا تنها بر روی چند غذای محدود تمرکز مینمایند این رژیمها برای مدتی طولانی قابل ادامه نیستند.
ضمن سلام و احوالپرسی
از اینکه مدتی را بدلیل ماموریت مهم اداری توفیق حضور در بین دوستان عزیز را پیدا نکردم پوزش خواسته و از همه شما که با کامنتهای زیباتون من را مورد عنایت قرار دادید تشکر میکنم انشالله به زودی میام تا در خصوص یه معضل بسیار مهم بنام شلوغی و ترافیک سرسام اور براتون مطلب بدم
موفق باشید
روزها یکی پس از دیگری میگذرد وانسان غافل از هرچیز و بدون توجه به هرانچه در محیط اطراف اتفاق می افتد سر را به زیر انداخته و بدون هیچ دغدغه ای به گذران عمر مشغول است وغافل از اینکه فرصتی را که خداوند برای زندگی فراهم کرده است باید قدر دانست و برای استفاده مطلوب از ان لحظات را گرانبها دانست واما امروز به تنهایی در حال انجام سفری بودم در مسیری که سالهای نه چندان دور برای حضور در جبهه های جنگ با دغدغه بسیار انرا طی میکردم گفتم نه چندان دور چرا که بسرعت در حال گذر است شاید باورتان نشود وقتی به این سادگی این جمله نه چندان دور را به زبان می اورم دوستانی حدس یک و یا دو و یا نه اصلا ده سال را به مخیره خطور میدهند لیکن نه؛ نه چندان دوری که بالغ بر سی سال تمام از ان میگذرد دقیقا سال ۱۳۵۸ در اغازین روزهای جنگ در منطقه اهواز را می گویم که چو سان باد گذشت و خود عمری بود ؛اری مسیری را که امروز برای حضور در مراسمی در شهر دوگنبدان میگذرانیدم قسمتی از مسیر شیراز به اهواز بود که بارها انرا طی کردم و امروز در حالی ان مسیر را عبور میکردم که در ذهنم خاطرات ان دوران را مرور میکردم خاطراتی که مملو از شهامت و جرات و توان و....برای مقابله با دشمنان خاک ما بود .
در همین حین اتومبیلهای روبرو را مشاهده کردم که در جاده نوراباد به دوگنبدان با چراغهای خود بنظر علائمی را ردو بدل میکردند و زمانیکه مسیری را پیمودم متوجه حضور اتومبیل پلیس راه در قسمتی پنهان از مسیر شدم و انگاه پی به انجام این کار توسط اتومبیلهای روبروئی شدم که تعدادشان نیز بسیار بود و نزد خود پرسشی را مطرح کردم که اگرچه داد و سخن از احترام به قانون میزنیم ولی علنا قانون گریزی خویش را در مسیری با مخاطرات زیاد به منصه ظهور و بروز میگذاریم و حال از شما سوال میکنم بنظر شما دلیل اصلی متوسل شدن به اینکونه اعمال در رفتارهای خود را چه میتوانیم عنوان کنیم ؟
رفتار های ...................؟
از شما دوستان و خوانندگان عزیز خود خواهشمندم که اگر صلاح دانستید در این بحث مهم مشارکت کنید .