X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
جمعه 8 آذر‌ماه سال 1387

حتما اکثر دوستان عزیزم که بنده را ارادتیست خالصانه به محضر مبارکشان و بدین ارادت عشقی است پایدار که با ان زندگی را امیدوار کرده و به فرداهای دیگر در استمرار ارادت ارزومند از حکایات شیخ ازل سعدی علیه الرحمه بسیار شنیده اند هم ایشان که با حافظ شیرین زبان و سخن و .. 

نگینی بر تارک اهل ادب و عرفان و قلم انهم در مهد تمدن ایران عزیز بوده و بر بودنش ما فارسیان را افتخاری سرامد نه تنها ایران بلکه جهان داده است این شاعر و فاضل را شعری است که در سر درب سازمان ملل بکار رفته و ان شعر را به یقین با اموزه های دینی ترکیبی است که از ان میتوان جهانی را به اجرای عدالت که همگان از ان دم زده لیکن بتعداد بسیار ناچیز بران اعتقاد داشته و به اجرا در می اورند و ضعف بنیه افراد و تمامی ناهنجاریهای موجود در اجتماع و فرهنگ را زائیده ای بجز این معضل بسیار سخت نیست انجا که پیام اوران الهی از قسط و عدل و داد سخن بمیان اورده و بنی نوع بشر را در بدنیا امدن یکسان دانسته و سبقتی بردیگر را بجز پیشه کردن تقوا ندانسته است  لیکن با دلی اندوهناک و قلبی بسیار ازرده اینهمه تبعیض را در اجتماع شاهدیم و زبان از بیانش قاصر ............... 

انجا دیگر بساطی از سفره های پر از زر و زور در میان نیست و شعر سعدی را جایگاهی نمانده که بر سر ذرب سازمان ببینیم : 

بنی ادم اعضای یک پیکرند       که در افرینش زیک گوهرند  

چو عضوی بدرد اورد روزگار     دگر عضوها را نماند قرار  

تو کز محنت دیگران بی غمی      نشاید که نامت نهند ادمی ... 

از اغازین روزهای هفته در سفر برای انجام ماموریت بسر بردم و اخر هفته را قصد بازگشت به منزل داشتم در نیمه های راه متوجه حضور مردی از تبار سالخوردگان با سنی حدود هفتادو پنج شدم کیسه ای بدوش و راهی منزل بود امده بود تا از ولایت سپیدان خرید مایحتاج کند و خانواده را به متاعی دعوت. ایستادم تا متنعم به هم نشینی اندک را در مجاورتش به خلوتی با خود ترجیح دهم و سعادتی را از مجاورتش بر خود مستولی سازم .علیرغم فضای مناسب اتومبیل باز کیسه را روی زانوهایش حمل می کرد و اصرار من بر راحتی در نستن را بر این وضعیت نپذیرفت و من دنبال فرصتی تا حداقل شرائط را برای ارامشش در طول سفر فراهم کنم و بدین سان حسب عادت و شناخت از اقشار و افراد پر س و جو را اغاز کردم : 

نامت ؟.مشهدی شرمت الله .......

سن ؟هفتاد وپنج سال  

شغل :باغداری با دارا بودن نهالهای دوساله سیب و گردو  

ماموریت :ملاقات با یکی از دوستان در سپیدان که متاسفانه حضور نداشت  

هدف :قرضی برای خرجی  

بنابراین سفر بی نتیجه بود واز غذایش پرسیدم که طبق معمول تکه ای از نان و سیب زمینی و ماست و بیان علت عدم تناول غذاهایی همچون برنچ .و گوشت و................. و پاسخ نبود درامد . پس از گجا هزینه ها را تامین میکنی که خدایش بیامرزد  شهید رجائی را و مبلغی اندک که در هر سه ماه یکبار پرداخت میشود . 

و اما ازتعداد فرزندان که میپرسم پانزده نفر را که هفت نفر بدلیل بیماریها و حوادث فوت شده و از  تعداد باقیمانده تعداد سه پسر را به ازدواج رسانده و چهار دختر به خانه بخت رفته اند و تنها خود و پیرزن را که اگر توانش را داشت زنی دوم اختیار میکرد تا دل جوان خود را رسیدگی کند بهمراه تنها دخترش که پانزده ساله است در خانه هستند و بهترین شغل فرزندان را سرایداری مدرسه ای در یاسو ج عنوان میکند . 

در بین راه اعلام تشنگی کرد و من ایستادم تا اب بیاشامد و از فرصت استفاده و کیسه را در صندلی پشت برای راحتیش قرار دادم و انگار که عالمی را به ایشان داده ام بنحویکه تمام مسیر را به دعا و ثنا سپری کرد و در پایان مرا دعوت به حضور در کلبه اش برای صرف چای که بدلیل مشغله کاری اجابت نکردم و پس از میزانی کمک که منجر به اعطای مقداری از سیب های موجود در منزلش به اینجانب گردید و دعوت از من برای سرکشی همیشگی به ایشان سفر را به پایان بردیم .و اما : 

در ایران عزیز هستند افرادی که باید به اشعار سعدی توجه ویژه داشته باشند در مسیر شیراز به یاسوج ویلاهایی را مشاهده میکنیم که برای فرصتی اندک ساخته اند تا تعطیلاتی را در ان سپری کنند و د ر کنار این عمارات کلبه هایی را که ..................... 

و بنی ادم اعضای یک پیک................................................ 

تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل ....... 

وامام اول شیعیان جهان : 

در کنار هر کاخ کوخهایی وجود دارند که تا کوخها نباشند کاخهایی بنا نخواهد شد