X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1387

شاید کم کم بیری که هیچگاه از ان در دل وذهنم یاد نمیکنم به سراغم امده باشد نمیدانم ولی چند روزی بود که بر خلاف عادات زندگیم که هیچ زمان اجازه بروز استرس و ورود انر ا در جسم و جان خود نمیدهم و سعی میکنم که در مقابل همه گونه حادثه و اتفاق چه خوشایند یا نا خوشایند ارامش خود را حفظ کرده و با تدبیر ارا مدیریت کنم خودخوری و وسواس و صد البته دلمشغولی و بقولی کلافه شدن به دیدارم امده بودند و من در عجب از ماجرایی که اگر حال  انرا به رشته تحریر دراورم قطعا دوستان خوبم که سرمایه های جاودانگیم هستند بسیار نگران و باسخ خود را دریافت و قطعا از شرمندگی من نیز کاسته خواهد شد واما ماجرا چه بود راستش را بخواهید در سال گذشته که برای بیان نقطه نظرات و دیدگاههای خود در جهت شرکت در رقابتهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی اقدام به استفاده از فضای مجازی و کانال بسیار مهم اینترنت شدیم بدلیل مشغله کاری و حضور در حوزه انتخابیه از خواهر زاده شریفم که ایشان از نوابغ علوم رایانه انهم در قسمت نرم افزار هستند و مدتها نیز در مراکز علمی به تدریس اشتغال داشتند خواهش کردم که ابزاری را برای ارتباط با مردم بعنوان اصلی ترین سرمایه یک کشور فراهم اورند و ایشان محبت کرده و سایت بنده را راه اندازی کردند که بعد از مدتی مقرر شد این وبلاگ را درون این سایت تعبیه تا در فرصتهای مناسب نظرات و دیدگاهم را بیان کنم بنابراین  این  کار را نیز عملی و متقبل زحمت شدند لیکن در راه اندازی به مواردی همچون سوالات امنیتی و ...برای موارد اضطرار دقتی مبذول نفرموده و بنده نیز برای امنیت بیشتر وبلاگ گاه گداری رمز ورود را تغییر میدادم تا اینکه بعد از نگارش مطلبی در خصوص یکمین سال راه اندازی وبلاگ مز را تغییر دادم و بعد از مدتی که برای ثبت مطلبی در صدد ورود به وبلاگ برامدم با اتفاقی ملال اور روبرو شدم اری رمز را متاسفانه فراموش کرده بودم و خدا میداند هر شب مدتی از وقتم را صرف ورود میکردم و انواع هر انچه بنظرم میرسید که میتواند کلمه عبور باشد به سیستم دادم لیکن با شکست مواجه شده و بقولی کلافه شده بودم و راههای مختلف از جمله ارسال نامه الکترونیکی به مدیران وبلاگ  را علیرغم اینکه توصیه کرده بودند جواب نخواهیم داد در برنامه کاری قرار داده و به اکثر دوستان نیز مورد را منعکس تا برای جلوگیری از قطع ارتباطم با شما عزیزان قادر باشم مجدد ورود کنم و متاسفانه مقدور نشد و منجر به این نیز شد تا دوستانی همچون همکارم سرکار بریا خانم و دوستانی همچون کره خاکی عزیز و... اظهار شکوائیه و نگرانی کنند که جا دارد از مهندس سعید خواهر زاده گرامی که با برادر محترمش مهندس وحید اوقاتی را صرف تا موفق به ورود به وبلاگ شده و من را از این اتفاق ناخوشایند و نگرانی شدید بیرون اوردند صمیمانه تشکر و قدردانی کرده و از کلیه کسانی که مطالب را دنبال میکردند و در این چند روز نگران شدند صمیمانه عذرخواهی کنم . 

انچه یاداوری ان بسیار مهم است وجود فراموشی در انسان که حقیقتا شرائط بسیار ناگوار ی است که امیدوارم هیچکدام از دوستان عزیز بدان گرفتار نیایند . 

امید که منبعد رعایت کرده و شما عزیزان خودم را اذیت نکنم انشاالله