X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
چهارشنبه 13 آبان‌ماه سال 1388

سای سار امید را حرکتی است که در ان خیال ارامش بر پهنه وجود انسلنیت گسترشی اعتیاد اور داشته تا همچچون خیل عظیم مشتاقان طریقت الهی پیشانی بر مهر سپاس گذاشته و در اکرام همنوعانی که در خیل مستمندان قرار گرفته تلاشی مضاعف را داشته باشند ومن این را نمیدانم که چرا خداوند عالم نوع بنی بشر را در رده های مختلفی به لحاظ ثروت و مکنت قرار داد تا طبقات متعددی بوجود امده و حصاری بین اغنیا و فقرا بوجود اید و براین تفاوت بنده حداقل قسمتی از عمر خویش را به تفکر مشغول بوده تا هر اندازه فرصت کردم بران اندیشیده ام و در نهایت به این نتیجه رسیدم که شاید افریدگار متعال بنی بشر را به دودسته تقسیم کرد تا انهایی که در صفوف ثروتمندان قرار گرفته اند فرصتی را برای صواب از طریق حمایت مستمندان پیدا کرده و از این طریقت تعدادی از انها که به اموز های دینی معتقدند باب بهشت را بیابند و در کنار مومنین مخلص در جهان اخرت به تناول میو های بهشتی در کنار حوریان قرار گیرند و در با این اندیشه تا حد بسیار زیاد خود را راضی کرده ام تا بازهم با مطالعه و پژوهشی بیشتر به واقعیت این دسته بندیها برسم .  

تازه از ماموریت منطقه گرمسیری حوزه  عمل در استانی محروم به منزل رسیده و لختی اسایش و استراحت را در برنامه کاری قرار دادم و از دیروز که با همکارم اقای برداشت که از بچه های  خوب منطقه گرمسیری است قرار عزیمت به منطقه بهمئی و دهدشت و چرام و دوگنبدان را داشتم و از ساعات اولیه صبح برمرکب خویش سوار شده و خود رانندگی را عهده داشتم ومسیر را ÷شت سر کذاشته تا به منطقه باشت رسیدیم و تازه اغاز دوختن چشمهای حسرت بار به چهر هایی است که در افتاب سوزان کشاورزی را پیشه تناول خویش و ملتی کرده اند تا بتوانند از فروش تولیدات خود نان بعنوان قوت لایموت و تغذیه خود و اهل و عیال خود را بدست اورند و بنابراین همه با ک.له باری از تجربه لیکن چهره هایی مغموم و رنج کشیده از قهر طبیعت تمامی انسانهایی را که از کنار خویش با مرکبان پیشرفته عبور کیکنند نظاره میکنند و بنده نیز که حسب خصلتهای خانوادگی و ژنتیگی عادت به همراهی این انسانهای نیازمند دارند در هر گوشه ای از مسیر ترمز مرکب را فشار داده تا جایی که  محیط داخلی مرکب اجازه میدهد این زحمتکشان اشنا را سوار کرده و به مقصد برسانم و در این میان دیروز ÷یرمردی را با سن هشتاد سال میزبان بودم که پانزده نفر عائله تحت تکفل دارد و بسیار رنجور و دردمند ودر پاسخ سوالم که درامدت را از چه محلی تامین میکنی حیران و سرگردان میگوید :

قهر طبیعت درامدی را برایم نگذاشته و اگر چه در سنوات قبل با کشت اراضی اطراف رودخانه که اب در ان جاری بود شالیزارها را به نتیجه میرساندم و از قبلش درامدی اندک با فروش برنج کسب میکردم لیکن خشکسالی های اخیر چهره شومش را نچنان بر خانواده ام مستولی کرد که دیگر نای و توان نکاه به چهره معصوم و رنجور خانواده و اهل و عیال را ندارم وجالبتر تین که از تعداد درختان گردو نیر که بالغ بر پنجهزار دانه گردو ببار می اورد مردمی که برای تفرج به ولایت تشریف میاورند استفاده کرده و چیزی برایم باقی نمیماند و بنابراین در هر دوماه مبلغی معادل یکصد هزارتومان از طرح شهید رجایی تنها ممر درامدی من است تا با ان دو ماه را به سر برم لیکن اقای ازادی که چند روز پیش برای سرکشی اقوامش از دوگنبدان به ده ما امده بود به من گفت مشهدی علی اگر به شهر امدی سری بمن بزن کارت دارم و امروز رفتم تا صد هزارتومان از مغازه اش که لوازم برقی است بمن بدهد تا امیدی برای هزینه ای در راه خانواده ام داشته باشم .

و من نیز ماندم که خدایا چرا بند ه هایت را ...................